eitaa logo
🌷شهید نظرزاده 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
8هزار ویدیو
213 فایل
شرایط و حرف های ناگفته ما 👇 حتما خوانده شود همچنین جهت تبادل @harfhayeenagofte ارتباط با خادم 👤 ⇙ @M_M226 خادم تبادلات @MA_Chemistry
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷شهید نظرزاده 🌷
❣﷽❣ #کتاب_عارفانه💖(فوق العاده زیبا) #خاطرات_شهید_احمدعلی_نیری #قسمت_چهل_وهشتم8⃣4⃣ 《سپاه پاسدارا
❣﷽❣ 💖(فوق العاده زیبا) 9⃣4⃣ ✨یک دستگاه موتور سیکلت تریل ۲۵۰ از طریق سپاه پاسداران در اختیار احمد آقا بود.🌿 نامہ ای✉️ از سپاه براع معرفی به راهنمایی رانندگی دریافت کرد و مشکل گواهینامه را برطرف کرد. از مسئولین سپاه اختیار کامل موتور را گرفته بود،یعنی اجازه داشت در امور مختلف شخصی وکارهای مسجد از آن استفاده کند و همه ی هزینه های موتور را خودش پرداخت کند. این موتور خیلی بزرگ بود. به طوری که وقتی توقف می کرد پای احمد آقا به سختی روی زمین می رسید. یک روز سراغ ایشان رفتم وگفتم : برای یکی از کارهای مسجد دوساعت موتور را لازم داریم.ساعت دوعصر موتور را تحویل داد وما هم حسابی مشغول شدیم❗️ خیلی حال میداد. دوساعت ما،تاغروب فردا ادامه پیدا کرد❗️ باهزار خجالت و ناراحتی رفتم درب خانه ی احمد آقا. برادر ایشان دم در آمد. گفتم : میشه احمد آقارا صدا کنید.می خواهم موتور را تحویل بدهم.برادرشان رفت و برگشت و گفت: بدهید به من. آن شب وقتی احمد آقا به مسجد آمد خیلی خجالت زده بودم.اما خیلی عادی با ما صحبت کرد. او اصلا از ماجرای موتور حرفی نزد. بعداً فهمیدیم که از بدقولی ما حسابی ناراحت بوده. برای همین خودش برای گرفتن موتور پشت در نیامد. تا ناراحتی و عصبانیتش از بین برود. موتور احمد آقا کاملاً در اختیار کارهای مسجد بود. از عدسی گرفتن🍲 برای دعای ندبه تا... یک روز به همراه احمدآقا به دنبال یکی از کار های مسجد رفتیم. باید سریع برمی گشتیم.برای همین سرعت موتور را کمی زیاد کرد. خب خیابان هم خلوت بود. موتور تریل ۲۵۰ هم کمی شتاب بگیرد دیگر کنترلش سخت است. با سرعت از خیابان در حال عبور بودیم. یکدفعه خودرویی 🚘 که در سمت چپ ما قرار داشت بدون توجه به ما به سمت راست چرخید❗️ در سمت راست ما هم یک خودروی دیگر🚖 در حال حرکت بود. زاویه عبور ما کاملا بسته شد. من در یک لحظه گفتم : تمام شد. الان تصادف می کنیم. از ترس چشمم رابستم و منتظر حادثه بودم❗️ لحظاتی بعد چشمم را باز کردم دیدم احمد آقا به حرکت خود ادامه میدهد❗️ من حتی یک درصد هم احتمال نمی دادم که سالم از آن صحنه عبور کرده باشیم. با رنگ پریده وبدن لرزان گفتم : چی شد؟ ما زنده ایم⁉️ احمد آقا گفت:خدا را شکر. بعد ها وقتی در باره ی آن لحظه صحبت کردم به من گفت : خدا مارا عبور داد ما باید آنجا تصادف می کردیم. اما فقط خدا بود که مارا نجات داد. من در آخرین لحظه کنترل موتور را از دست دادم و فقط گفتم: . بعد دیدم که از میان این دو خودرو به راحتی عبور کردیم❗️ ... 📚منبع: کتاب عارفانه از انتشارات شهید هادی تایپ با کسب اجازه از انتشارات و مولف می باشد. 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
1_24916934.mp3
4.1M
تقدیم به #همسران_شهدا🌹 🌾دلمـ💔 غمگینه غمام سنگینه 🍂چه کردی با این #دل بی کینه 🌾تو که گفتی #غصمون شیرینه 🍂یه روزی #آسون ولم کردی 🌾نگفتی که برنمیگردی😔 🍂حالا شبها تا سحر بیدارم 🌾با کابوسِ #آخرین_دیدارم 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🔸سربرسجده 🔹سجده بر سر ★حکایت #همسری است ♥️که سردار💞 زندگی اش را ★به #سربازی_بانوی دمشق فرستاد ... 📸انتشار برای اولین بار #آخرین_وداع همسر شهید با پیکر مطهرشهید🌷 در معراج الشهدا #شهید_سیدجواد_اسدی #شبتون_شهدایی🌙 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ #سلام_امام_زمانم❣ او #حاضرو ما منتظران پنهانیم😔 هرچند که از #غیبت خود میخوانیم با این همه ای روشنی💫 جاویدان تا فجر #فرج منتظرت می مانیم✌️ #اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
جانم❤️... باور کنند یا نه من، از عمق جان💗 باور دارم!!! دوباره در ابتدای راه👌 از این نقطه ی ... نگـــ👀ـاهم را به مرامت دوخته ام!   تویی که از بهشت🌸 خدا هوای را داری 🌺 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
4_5879584725261092642.mp3
3.72M
🎧 فایل صوتی 🎙واعظ: حاج آقا #رفیعی 🔖 تفاوت های مرد و زن 🔖 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🌹روضه هفتگی🌹 💺باکلام: حجت الاسلام نيرومند 🎤بانواي: كربلايي جليل پناه پور 📆زمان: پنجشنبه "٣مرداد" ساعت٢١ 🚪مكان: مشهد؛قاسم آباد؛ حجاب٢١ بيت (علامت پرچم) خواهران برادران هيئت مُحِبّٰانِ جَوٰادُالأَئِمه عَلَيهِ السَّلٰام 🍃🌹🍃🌹 @ShahidNazarzadeh
بازپخش روایت زندگی و رزمندگی شهید مدافع حرم پنجشنبه ٣ مرداد ماه ساعت ١٠:٣٠ صبح جمعه ۴ مرداد ماه ساعت ۶:۳۰ صبح 🍃🌹🍃🌹 @ShahidNazarzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷شهید نظرزاده 🌷
#فرازی_از_وصیت 2⃣1⃣ 💢قسمتی از وصیت نامه #شهید_حاج_حسین_همدانی ⚜بنده حقیر حسین همدانی شاگرد تنبل #
#فرازی_از_وصیت 3⃣1⃣ 💢قسمتی از وصیت نامه #شهید_حسن_غفاری ⚜آری! این است وعده الهی، #بازگشت همه به سوی اوست. خدای من در این لحظه که من تمام حرف هایم را به روی کاغد می آورم📝 تنها فقط خودت می دانی که چه شور و #غوغایی برای رسیدن به تو در دلم موج💗 می زند. دیگر #هیچ_چیز در این دنیا مرا آرام نمی کند❌ جز رسیدن به سوی تو و خشنودی تو ⚜تازه معنی فزت و رب الکعبه را که از زبان مولا و امام  اول خود جاری شده را #درک می کنم. در این دنیای ناچیز که دشمن زبون، شمشیر را بر #علیه_شیعیان از رو بسته، دیگر آرام و قرار ندارم❌ خدای من، تو از #دل بنده هایت آگاه و باخبری، چگونه می توانم ساک نشسته و زندگیم را ادامه دهم. در حالی که جگر مولایم #امام_زمان (عج) خون است⁉️ ⚜آیا می توانم چشمانم را به روی این همه #جنایت ها که بر محبین اهل بیت(ع) می آورند ببندم. خدای من دوستانم یک به یک👥 می روند من راست، راست برای خود می گردم آرامش و قرار ندارم😔 خدای من دیگران شاید فکر کنند من #شهادت را برای بهشت می خواهم، ولی نه❌ ⚜ای معبود من! در این لحظه، مکان و زمان از تو می خواهم اگر جان بی ارزش مرا قبول نمودی و بعد از پاک نمودت من خواستی مرا در #بهشت خود جای دهی، از تو خواهش و تمنا دارم به جای بهشت🌸 که شاید آرزوی همه باشد به من نوکری، #غلامی آقا سید الشهدا (ع) را بدهی. چرا که تنها چیزی که مرا آرامم می کند، نوکری و #خادمی و خدمتگذاری به سالار شهیدان، ابا عبدلله الحسین (ع) می باشد...    🔸بسیار تیغ دیدم که یکی را دوتا کند 🔹نازم به تیغ عشق، دوتا را یکی کند 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh