eitaa logo
🌷شهید نظرزاده 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
8هزار ویدیو
213 فایل
شرایط و حرف های ناگفته ما 👇 حتما خوانده شود همچنین جهت تبادل @harfhayeenagofte ارتباط با خادم 👤 ⇙ @M_M226 خادم تبادلات @MA_Chemistry
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 آثار خواندن دعای فرج در قنوت نماز: ۱۱- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.   ۱۲- شفاعت پیغمبر (ص) ان شالله شامل حالش می شود.   ۱۳- این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است.  ۱۴- مایه استجابت دعا می شود.   ۱۵- اداء اجر رسالت است. 🌷☘🌷☘  ۱۶- مایه دفع بلاست .  ۱۷- سبب وسعت روزی است انشالله   ۱۸- باعث آمرزش گناهان است.   ۱۹- سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا در خواب می شود انشالله   ۲۰-سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود انشالله ادامه دارد... 📚موعود نامه ص 30 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 شب جمعه باید رفت کربلا 🔴با دیدن این کلیپ و هدیه آن به هر مشتاق کربلا، راهی کربلا شوید! 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
5⃣2⃣به یاد 🕊❤️🕊 شادی روحش 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
🌷شهید نظرزاده 🌷
5⃣2⃣به یاد #شهید_مرتضی_کریمی 🕊❤️🕊 شادی روحش #صلوات 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
﷽ 6⃣2⃣ 🌷 💠راوی_مادر_شهید 🌹 مراسم ختم سال خواهرش بود ( چند ماه قبل در یک تصادف دخترم از دنیا رفته بود ) بعد از ظهر بود که مرتضی هم اومد و مداحی کرد. از حضرت زینب سلام الله علیها و مصائب ایشان میخوند خیلی بی قرار شدم 😭 حسی به من می گفت که مرتضی رفتنی شده و دیگه هم برنمی گرده. همش فکرم پیش مرتضی بود یک نگاه از عمق جان به مرتضایم کردم... مراسم تمام شد 🌹 صبح که شد مرتضی اومد پیشم و گفت : مامان هنوز هم سرحرفت هستی؟ راضی نیستی؟ مشغول کار بودم گفتم : نه مامانم راضی ام برو ... 👌 گفت : نه مامان تو راضی نیستی چهره ات یه چیزه دیگه میگه بیا بشین می خوام دو سه کلمه باهات حرف بزنم... یه مسئله ای رو می خوام بهتون بگم ، اگه قبول کردین که هیچ اگه قبولم نکردین من هم دیگه حرف سوریه رو نمی زنم 🌹 گفتم: خب بگو!؟ گفت : مامان ، تو فردای قیامت می تونی جواب حضرت زینب(سلام الله علیها)رو بدی؟ 🙏 بگی من شما رو دوست داشتم ولی مرتضی رو بیشتر دوست داشتم و نذاشتم بیاد حرمت رو محافظت کنه؟ گفتم : نه من اینکار نمی کنم مرتضی گفت خب اگه نمی کنی بزار من برم ... من هم گفتم : باشه مرتضی جان راضی ام به رضای خدا یکدفعه مرتضی بلند شد و با شور و شعف شروع کرد به جیغ کشیدن توی خونه. به خواهراش میگفت بچه ها مامان راضی شد همه بچه ها می گفتند مامان نزار که بره 😭 بلند شد به همه دوستاش زنگ زد که مادرم راضی شد من هم دارم میام سوریه. ✍ از کتاب : برمدار حرم 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
جاده زندگے ام... بدجور بہ پیچ و خم افتاده! دلم محتاج #نیم نگاهے از شماست؛ اے_شهــید اجابت ڪن دل خستہ ام را ... #شبتون_شهدایی🌷 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
#شب_جمعه کربلا نیستم اما شبِ جمعه پیچید عطرِ سیبِ حرمت باز در این محدوده... #علی_علی_بیگی @ShahidNazarzadeh
💢امام حسن عسکری : 🔸رسیدن به خداوند عزوجل، سفری است که جز با نماز شب، پیموده نشود. #بحار_الانوار 🔸آیت الله قاضی : اگر شنیدی شخصی از لحاظ علمی و اخلاقی پیشرفت کرده ولی اهل نماز شب نیست باور نکن ! 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
غالبا آن گذرے ڪہ #خطرش بیشتر است مے‌شود قسمت آنڪہ جگرش بیشتر است.. #شهدا_گاهے_نگاهے #صبحتون_شهدایی 🌷 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
💥قطعـہ گمشـده‌اے از پـر پـرواز ڪم است یـازده بـار شمردیـم و یڪي بـاز ڪم اسـت💔 🍁ایڹ همـہ آب ڪہ جارے اسـت نہ اقیـانوس اسـت عـرق شـرم زمیـڹ است ڪہ سربـاز ڪم اسـت😔 تعجیل درظهورپنج #صلوات 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
🌷وقتی يه پنگوئن عاشق يه پنگوئن ديگه ميشه ، كل ساحل رو ميگرده و قشنگترين سنگ رو انتخاب ميكنه ، اون رو واسه جفت ماده ميبره ، اگر ماده از سنگ خوشش اومد و قبول كرد جفت هم ميشن؛ 🌷ولي اگر قبول نكرد پنگوئن نر احساس ميكنه سنگی كه پیـدا كرده اصلا قشنگ نبوده و اونوقت اونو ميبره زير آب لای مرجانها ميندازه تا ديگه هيچ پنگوئني اشتباه اونو تكرار نكنه و نا اميد نشه. 🌷شما هم سعی کنید یه سنگ و از سر راه یکی بردارید نه اینکه جلو پاش بندازید که زندگیش خراب شه... 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
1_5490915.mp3
2.31M
سخنران : داستان جوان اصفهانی وتشرف خدمت امام زمان.. کانال شهید نظرزاده🌹↙️ @shahidNazarzadeh
4⃣ 🌷💠🌸💠🌷 💠بند پوتین 🔸به شوخ طبعی شهره بود …!! یک روز دیدم پوتین هاشو به گردن آویزان کرد و داد می زد : « کی می خواد واکس بزنه !» 🔹همه تعجب کردن ! آخه ممد آقا و این حرفا، به گروه خونش نمی خوره!کی متحول شده که ما خبر نداریم .😜 🔸خیلی از رزمنده ها پنهانی این کارو می کردن اما ممد دیگه علنیش کرده بود. بالاخره طاقت نیاوردم و از پشت سرش حرکت کردم ببینم چی می شه . 🌷☘🌷☘ 🔹یکی از رزمنده ها که اولین بار اعزامش بود وشاید ایثار رزمنده ها رو شنیده بود اومد جلو گفت : « من» 🔸ممد هم بلافاصله پوتینشو از گردنش بیرون آورد و گفت : « پس بی زحمت اینو هم واکسش بزن!»😂 🔹بی چاره رزمنده خشکش زده بود نمی دونست چی بگه!😁 😁 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh