🌷شهید نظرزاده 🌷
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠 💫شهید گمنام 💫قسمت 0⃣2⃣ 💫شهید مهدی شریفی 🌹✨ بعد از عمل
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
💫شهید گمنام
💫قسمت 1⃣2⃣
💫در جستجوی شهید
🌹✨در اهواز مسئول انتقال شهدا بودم. یک روز پیرمردی مراجعه کرد و گفت: فرزندم شهید شده و در اینجاست. با تعجب سراغ لیست شهدا رفتم. اما هر چه گشتیم مشخصات پسر او نبود.
🌹✨پیرمرد اصرار می کرد که آمده تا پسرش را با خودش ببرد! من هر چه می گفتم که چنین مشخصاتی در میان شهدا نداریم بی فایده بود. پیرمرد مرتب اصرار می کرد.
🌹✨یادم افتاد چند شهید گمنام در مقر داریم. پیرمرد را ناخودآگاه به کنار شهدای گمنام بردم. شش شهید را دید اما واکنشی نشان نداد. اما با دیدن شهید هفتم جلو آمد و فریاد زد: الله اکبر... این فرزند من است. بعد هم او را در آغوش کشید.
🌹✨آنقدر با او زیبا درد دل می کرد که دل سنگ را هم آب می کرد. اما این شهید هیچ عامل مشخصه ای نداشت! نه پلاک، نه کارت و نه ... پیرمرد هم بقایای پیکر را غرق بوسه کرد. بعد گفت: عزیزان، این پسر من است. می خواهم او را با خودم به شهرمان ببرم. از ناله های پیرمرد همه گریه می کردند.
🌹✨از خدا خواستم خودش ما را کمک کند. در میان بقایای پیکر شهید تکه های لباس و یک کمربند بود. روی لباس هیچ نشانه ای نبود. کمربند را که پر از گِل بود شستم. ناگهان آثار چند حرف انگلیسی نمایان شد. چهار بار حرف M کنار هم نوشته شده بود. این یعنی اسم شهید که پدرش برای ما گفته بود: میر محمد مصطفی موسوی. پدرش گفته بود پسرش اسم خودش را اینگونه می نوشته.
🌹✨پیکر شهید را با گلاب شستیم و در پارچه سفیدی قرار دادیم و به مشهد فرستادیم. اما این پدر از کجا می دانست که فرزندش پیش ماست!! 😭😭
📚برشی از کتاب شهید گمنام
📖 انتشارات شهید ابراهیم هادی
شادی روح شهدا #صلوات
🍃🌹🍃🌹
@shahidNazarzadeh
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
💫شهید گمنام
💫قسمت 2⃣2⃣
💫شهید محمدرضا شفیعی
🌹✨چهارده سال بیشتر نداشت. با دست بردن در شناسنامه راهی جبهه شد. نوزده سالگی برای آخرین بار اعزام شد. رفته بود کلی تسبیح و ... برای دوستانش خریده بود.
🌹✨مادرش گفته بود: چیکار می کنی؟ تو بعد ها خرج داری زندگی باید تشکیل بدی، خونه می خوای و ... گفته بود: خونه من یک متر جا هست که نه آهن می خواد نه گچ! بالاخره خداحافظی کرد و رفت.
🌹✨عملیات کربلای چهار آخرین عملیات او بود. دوستانش می گفتند به سختی مجروح شد و پیکرش جا ماند. محمدرضا شفیعی به جرگه شهدای گمنام پیوست. برخی می گفتند او اسیر شده چون دوستانی در کنار او بودند همگی اسیر شدند. اما خانواده چشم انتظار او بود.
🌹✨آزادگان به میهن بازگشتند اما خبری از او نشد. یکی از آزادگان گفته بود: ما دیدیم که محمدرضا اسیر شد اما خبری از او نداریم.
🌹✨ناله ها و گریه های خانواده بیشتر شده بود. همه آرزو داشتند خبری از گمشده شان به دست آورند. سال هشتاد عراق و ایران برای تبادل اجساد توافق کردند. مرداد 81 خبر بازگشت پیکر محمدرضا اعلام شد. خبر خیلی عجیب بود. پیکر محمدرضا بعد از شانزده سال سالم است!!
🌹✨او در کربلای چهار مجروح و سپس اسیر می شود. یازده روز او را به همین وضع نگه می دارند. بعد می گویند: باید به امام توهین کنی. او هم فریاد می زند: مرگ بر صدام. بعثی ها آنقدر او را می زنند تا به شهادت می رسد.
🌹✨پیکر او را در قبرستانی نزدیکی کربلا به خاک می سپارند. حالا پیکر او را بعد از شانزده سال از خاک خارج کرده اند. بدن او سالم مانده است. گویی که به خواب رفته است! بعثی ها سه ماه پیکر او را زیر آفتاب انداختند تا پوسیده شود. آهک و سایر مواد فاسد کننده بر بدنش ریختند اما بدنش همچنان سالم مانده بود.
🌹✨فرمانده عراقی که پیکر او را تحویل می داد گریه می کرد. می گفت: خدا از سر تقصیرات ما بگذرد.
🌹✨وقتی شهید محمدرضا شفیعی را داخل قبر قرار دادند فرمانده اش صحبت می کرد و گفت: نماز شب این شهید هیچگاه ترک نمی شد. همیشه غسل جمعه را انجام می داد. وقتی برای امام حسین علیه السلام گریه می کرد قطرات اشک را بر سینه و صورت و محاسن می مالید. راز سالم ماندن پیکر این شهید اینهاست.
🌹✨خدا خواست محمدرضا شفیعی از گمنامی خارج شود تا برای همیشه تاریخ سندی باشد بر حقانیت یاران مظلوم روح الله. محمدرضا در گلزار شهدای علی ابن جعفر قم آرمیده است.
📚برشی از کتاب شهید گمنام
📖 انتشارات شهید ابراهیم هادی
شادی روح شهدا #صلوات
🍃🌹🍃🌹
@shahidNazarzadeh
Sabok_Baalan_Ahangaran_(www.IraniData.com).mp3
3.99M
🎤 با نوای: حاج صادق #آهنگران
✬سبک بالان خرامیدند و #رفتند
💢مرا #بیچاره نامیدند و رفتند😔
#شهیـــــــد
✬تو بالا رفته ای #من در زمینم
💢برادر روسیاهم شرمگینم😔
✬مرا اسب سفیدی بود روزی🕊
💢 #شهادت را امیدی بود روزی
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
✼دلِ گرفتهام #امشب
✼عجیب طوفانیست💔
✼پُرَم زِ هقهقِ باران😭
✼کجاست #شانهٔ_تو
#وداع_یاران
#شبتون_شهدایی 🌙
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
❣ #سلام_امام_زمانم ❣
🔹گلایه ام ز دلی♥️ هست
🔸که #بی_تو مضطر نیست
🔹و #چشم بی هنری که
🔸بدون تو تــر نیست😔
🔹گلایه ام ز محبین #مدعی چون من
🔸که بازیادی ما، غربت تو👤کم نیست
🔹هزار داد زدیم #ادعای حب تو💖 را
🔸به پیش تیغ ولی
🔹یک خبر ز #حنجر نیست✘
🔹عجیب نیست چرا #پشت پرده ای آقا
🔸ز دشمنان چه بنالی
🔹چو #دوست یاور نیست❌
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🖤
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🌸🍃🌼🌤🌼🍃🌸
جان به لبم میکند
این #چشمها
زودتر از #صبـح
به سراغم میآید
و به #خیر میکند
صبـ☀️ـح های دوست داشتنت♥️ را...
#شهید_علا_حسن_نجمه
#سلام_صبحتون_شهدایی 🌺
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
🇮🇷🕊🌹🇮🇷🕊🌹🇮🇷🕊🌹🇮🇷
🌷ای #شهید!
می دانیم که شهید و شهادت🕊 الفاظی هستند که بالاترین مفاهیم ارزشهای #الهی و انسانی را در خود نهفته دارد و تو به این مفاهیم دست یافته ای🕊❣
جسم و لباس #تو از ناحیه ی روح تو😇 کسب شرافت کرده که نیازی به غسل و کفن نداری❌
ای #شهدا این روزها، هوای شهرهامان، ابریست🌩 دیده هایی که #عزیز_دلشان بودید؛ اشک می بارند😭
و انوار #معنوی که از وجود شما در شهرها پیچییده💫 است بر دلهای زنگار گرفته ی ما می بارد🌨
🌷ای شهـــــدا گـــاهــی نگـــــاهی🌷
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
⬆️⬆️
خدا شاهد است که در این عالم محبت هیچکس مانند ذره ای از محبت حضرت زهرا(سلام الله علیه) در دل من نیست.
این سخن شهیدی است عاشق و شیفتهی مادرش حضرت زهرا(س) بود، پشت پیراهنش نوشته بود:
میروم تا انتقام سیلی زهرا(س)را بگیرم ..
روی جیب پیراهنش هم نوشته بود: یازهــرا (س)
در شلمچه، بر اثر اصابت ترکشی که به پیشانیاش خورد، درحالی که ذکر یا زهرا(س) بر لب داشت به شهادت رسید و نیمی از صورتش مانند حضرت نیلی شده بود...
#شهید_سیدصادق_آقااعلایی 🌷
متولد: ۹ بهمن ۱۳۴۵
شهادت: ۶ مرداد ۱۳۶۷
خاکسپاری: ۱۸ مرداد ۱۳۶۷
محل شهادت: شلمچه
عملیات: غدیر
مزار: بهشت زهرا(س)، قطعه۲۶، ردیف۷۹، شماره۱۲
📎هدیه به روح شهید بزرگوار صلوات🌺
🍃🌹🍃🌹
@shahidNazarzadeh