eitaa logo
🌷شهید نظرزاده 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
29.9هزار عکس
8هزار ویدیو
213 فایل
شرایط و حرف های ناگفته ما 👇 حتما خوانده شود همچنین جهت تبادل @harfhayeenagofte ارتباط با خادم 👤 ⇙ @M_M226 خادم تبادلات @MA_Chemistry
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 لحظه های خودرا معطر کنید 💚به عطر دلنشین صلوات بر محمد و آل محمد (ص) 🍁اللّهُمَّ‌ صَلِّ‌ عَلي مُحَمَّد وَآلِ‌مُحَمَّد وَ عَجِّل ‌فَرَجَهُــم🍁 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
💠ابوسعید ابوالخیر را گفتند: فلانی قادر است پرواز کند، گفت: این که مهم نیست، مگس هم میپرد. 🔸گفتند: فلانی را چه میگویی؟ روی آب راه میرود! گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را میکند. 🔹گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟ گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی. این شاهکار است..👌 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
5⃣ 🌹 🌷 از شهــــدا الگو بگیریم 🌷 دوست من 👋🙂 اون چیزی رو که می دونی باید بهش عمل کنی نباید بزاری معلوماتت روز به روز بیشتر بشه ولی به اعمالت هیچی اضافه نشه ... ! مراقبه ، مراقبه ، مراقبه ... 🙏 یه همچین فرشته هایی بودن 😍 دست نوشته های 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
🌷شهید نظرزاده 🌷
❣﷽❣ #چگونه_یک_نماز_خوب_بخوانیم 16 استاد پناهیان: خداوند بی دلیل کاری رو عمود خیمه ی دین قرار نمید
❣﷽❣ 17 نماز یعنی قرآن خوندن مودبانه 🌹🌺🌹 استاد پناهیان: از معصوم پرسیدن مؤدب بودن پیش خدا یعنی چی؟ "فرمودن: قرائت درست قرآن." "اصلا نماز یعنی قرآن خوندن." امیر المومنین علی علیه السلام می فرماید : اما مومنین نیمه شب می ایستند و تلاوت می کنند.... قطعاتی از قرآن را چه تلاوت کردنی.! ♦♦♦ دوای دردهایشان را از آیات قرآن می جویند قلب هایشان را از آیات قرآن محزون می کنند ... 🌹✴💓 از آیاتی که در آنها تخویف هست می ترسند و در تشویق های خدا طمع می کنند ☺ و در اثر قرائت قرآن از میانه تا میشوند (یعنی رکوع می کنند.) "تحف العقول 159" 🔸🔹💠💟🔸🔹 بار سنگین نگاه آیه ها/ خم نموده قامت دلداده را... و بعد دو سجده میکنند... 💠🔸🔹🌺 نماز یعنی رعایت ادب مقابل خداوند متعال توی نماز تا میتونی مودب باش.☺️ بزن هوای نفستو با نماز. بزن توی گوشش😑 💟🌺💟 نماز در مرحله ی اول رعایت ادب است. درمان بسیاری از درد های روحی و جسمی با خوندن نماز مودبانه هست. مخصوصا صحیح خوندن نماز خیلی مهمه. تمرین کن.😊 توی نمازت کم نذار و اول وقت بخون.😉 نورش رو تو زندگیت می بینی... ... 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
یا صاحب الزمان … از داغ غمـت کمـر خمیده‌ست ،بیا یکبار دگر «جمعه» رسیده‌ست ،بیا ای بـا خبـر از راز دل بیمـارم تا عمر به آخر نرسیده‌ست ،بیا اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج … @ShahidNazarzadeh
doc_2018-03-14_18-02-26_1396-12-25-18-16.mp3
3.24M
🍃چقدر غمگینه غروبای جمعه 🍃سینه ها سنگینه غروبای جمعه 🎤 👌فوق زیبا 💔 ... 🌷 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
17.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یه باغبون به گل دادن هسته ای که کاشته فکر میکنه لذت میبره منه منتظر هم به لحظه ظهور فکر کنم و لذت ببرم... ⛅️الّلهُـمَّ عَجِّـلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـرَج🌤 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
7⃣2⃣به یاد 🕊❤️🕊 شادی روحش 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
🌷شهید نظرزاده 🌷
7⃣2⃣به یاد #شهید_حسن_قاسمی_دانا 🕊❤️🕊 شادی روحش #صلوات 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
8⃣2⃣ 🌷 ☘🌷☘🌷 💠راوی: مادر شهید 🔹یک روز ظهر وارد خانه شد، سلام کرد، خیلی خسته و گرفته بود، یک ساک دستش بود، آن روز از صبح به مراسم تشییع شهدای گمنام🌹 رفته بود، آرام و بی‌صدا به اتاقش رفت.🙁 🔸صدا کرد:  مادر، برایم چای می‌آوری؟ برایش چای ریختم و بردم. 🌷☘🌷☘ وارد اتاقش شدم، روی تخت دراز کشیده بود، من که رفتم بلند شد و نشست. 🔹پرسیدم: چه خبر؟ در جواب من از داخل ساکش یک پرچم سه‌ رنگ با آرم «الله» بیرون آورد. 🎋 پرچم خاکی و پاره بود. اول آن را به سر و صورتش کشید و بعد به من گفت: «این را یک جایی بگذار که فراموش نکنی. هروقت من مُردم آن را روی جنازه‌ام بکش».😍😞 🔸خیلی ناراحت شدم، گفتم:«خدا نکند که تو قبل از من بری». اجازه نداد حرفم را تمام کنم، خندید و گفت: «این پرچم روی تابوت یک شهید گمنام🕊 تبرک شده است»😍😐 🔹وقتی من مُردم آن را روی جنازه من بکشید و اگر شد با من دفنش کنید تا خداوند به‌ خاطر آبروی شهید به من رحم کند و از گناهانم بگذرد و شهدا مرا شفاعت کنند».😣 🔸نمی‌دانست که پرچم روی تابوت خودش هم یک روزی تکه تکه برای شفاعت دست همه پخش می‌شود....😢😍 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
5⃣ 💠 آمبولانس 🔸تعداد مجروحین بالا رفته بود فرمانده از میان گرد و غبار انفجارها دوید طرفم و گفت : سریع بی‌سیم بزن عقب و بگو یک آمبولانس بفرستند مجروحین را ببرد! 🚑 🔹شاستی گوشی بی‌سیم را فشار دادم و بخاطر اینکه پیام لو نرود و عراقی‌ها از خواسته‌مان سر در نیاورند، پشت بی‌سیم با کد حرف زدم گفتم: ” حیدر حیدر رشید ” چند لحظه صدای فش فش به گوشم رسید. بعد صدای کسی آمد: – رشید بگوشم. + رشید جان! حاجی گفت یک دلبر قرمز بفرستید! -هه هه دلبر قرمز دیگه چیه ؟😂😉 + شما کی هستی؟ پس رشید کجاست؟😬 – رشید چهار چرخش رفته هوا. من در خدمتم. + اخوی مگه برگه کد نداری؟ – برگه کد دیگه چیه؟ بگو ببینم چی می‌خوای؟ ☘🌷☘🌷 🔸دیدم عجب گرفتاری شده‌ام، از یک‌طرف باید با رمز حرف می‌زدم، از طرف دیگر با یک آدم ناوارد طرف شده بودم.🤔😇 + رشید جان! از همان‌ها که چرخ دارند! – چه می‌گویی؟ درست حرف بزن ببینم چی می‌خواهی ؟ + بابا از همان‌ها که سفیده. – هه هه! نکنه ترب می‌خوای. + بی‌مزه! بابا از همان‌ها که رو سقفش یک چراغ قرمز داره – ای بابا! خب زودتر بگو که آمبولانس می‌خوای!😉😂😳 🔹کارد می‌زدند خونم در نمی‌آمد. هر چه بد و بیراه بود به آدم پشت بی‌سیم گفتم.😡😐 منبع: کتاب رفاقت به سبک تانک ، صفحه ۵ 😁 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh
❖ مهدے جان ❖ اگر از چشم ما اشکی نمی ریزد اگر از سینه مان آهی به سوی آسمان ها بر نمی خیزد دلیلش قلب بیمار است و گر نه از غم هجر تو باید صد هزاران مرتبه می مرد هر شیعه #کدوم_گناهم_منو_از_تو #تو_رو_از_من_گرفته 😔😔 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh