15.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ترکیب دهه ۶۰ و ۸۰ میشه رفقای شهید ناب✨
| با هرکی بچرخی میشی مثل اون پس سعی کن یه رفیق شهید داشته باشی🕊
✅ ان شاءالله عاقبت هممون ختم به شهادت
#شهید_حسین_سرسنگی
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
🔴فرمانده مجاهد شهید یحیی سنوار....
#مرد_میدان_ما_هستیم
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#خاطره
#کربلا
🔰اولین آشنایی با شهید امیرمحسن حسن نژاد
در سال ۱۳۹۱، جانشین نیروی انسانی پایگاه بودم. پایگاه محلهمون اکرم آباد، به اسم شهید محله یعنی شهید جلال رهاوی بود.
تازه پایگاه سروسامانی گرفته و فرماندهاش فردی بنام سید مصطفی میرزابابایی شده بود.
سید مصطفی شخصی رو بنام امیرمحسن حسن نژاد با خودش آورده بود که به عنوان جانشین فرماندهی پایگاه معرفی شد.
امیرمحسن خیلی جدی و دوست داشتنی بود و از همونجا عجیب مهرش به دلم نشست و با هم رفیق شدیم.
یک شب در پایگاه با تعدادی از دوستان نشسته بودیم که یک دفعه امیرمحسن از راه رسید و رفت اتاق فرماندهی، گفت: همه بیان اینجا کارشون دارم.
رفتیم توی اتاق و شروع کرد به صحبت کردن و یکدفعه گفت: بچهها کارهای گذرنامه تون رو انجام بدید، میخواهیم بریم کربلا؛ همه جا خوردیم و موندیم چی بگیم.
گفتیم شاید داره شوخی میکنه که اصلا هم شوخی نبود و بسیار جدی میگفت.
یک وامی برای بچههای پایگاه گرفته بودن که ببرنشون کربلا.
ساعت ۱۲ شب رفتم خونه و تا ۳ صبح بیدار بودم و مدام به خودم میگفتم اگر خانوادهام قبول نکردن، چکار کنم!!
من ۱۶ سال سن داشتم و میدونستم خانواده ام مخالفت میکنن.
صبح قضیه رو با مادرم در میان گذاشتم و ایشون هم سریع گفتند هرچی بابات بگن، همونه... تو هنوز بچه ای و سنت مناسب کربلا رفتن نیست، بگذار بزرگتر که شدی، خودمون می بریمت.
گفتم: نه میخوام با دوستام و حسن نژاد برم.
مادرم هم گفتند: بگذار بابات بیان، باهاشون صحبت میکنم.
ادامه دارد...👈
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
#خاطره
#کربلا
...ادامه👈
بعد از ظهر که بابام از سرکار اومدن، مادرم موضوع رو باهاشون در جریان گذاشتند و پدرم به شدت مخالفت کردند؛ میگفتند هنوز سن کربلا رفتنت نیست و باید صبر کنی.
خیلی دلم شکست و رفتم توی اتاق و شروع کردم به گریه کردن... دوستام داشتن برنامه سفرشون رو میبستن و من داشتم جا میموندم.
تا اینکه امیرمحسن زنگم زد و گفت: چرا مدارکت رو نمیاری؟؟
گفتم: امیر! راستش خانوادهام قبول نمیکنن و نمیذارن بیام و یکدفعه زدم زیر گریه... گفتم امیر من میخوام همراه تو بیام کربلا.
اونم گفت: حالا گریه نکن، درستش میکنم.
رفت با خانوادهام حرف زد و راضیشون کرد.
در تاریخ ۱۳۹۱/۰۱/۱۳ راهی کربلا شدیم و عجب کربلایی ...
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
#زیارت_نامه
🌹زیارت نامه شهداء
🕊نثار روح همه شهداء و امام شهداء
🌼بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم🌼
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِاللهِ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزاً عَظیماً، فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَ مَعَکُم
مدافع حرم و شهید امنیت
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ ویژه برنامه «من ایرانیم» با اجرای مشترک شبکه یزد و شبکه هامون
🎥 مصاحبه تلویزیونی با حضور مهمان ویژه این برنامه «پدر شهید امیرمحسن حسن نژاد» از شهدای حادثه تروریستی راسک
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
10.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریلز
چقدر قدم زدی میدون مینو
که من هر جا قدم میزارم امنه
چه جوری خاکتو دیوار بستی
که حتی خونه بی دیوارم امنه
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷