eitaa logo
🇮🇷شهید امیرمحسن حسن نژاد
882 دنبال‌کننده
619 عکس
223 ویدیو
0 فایل
مدافع حرم و شهید امنیت تاریخ شهادت: ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ محل شهادت: شهرستان راسک زیر نظر خانواده شهید عزیز باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم! آنکس که باید ببیند، می‌بیند. ارتباط با ادمین جهت تبادل خاطرات شهید: @ERFAN110313 @aboyasin_aboali
مشاهده در ایتا
دانلود
15.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ترکیب دهه ۶۰ و ۸۰ میشه رفقای شهید ناب✨ | با هرکی بچرخی میشی مثل اون پس سعی کن یه رفیق شهید داشته باشی🕊 ✅ ان شاءالله عاقبت هممون ختم به شهادت 🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰اولین آشنایی با شهید امیرمحسن حسن نژاد در سال ۱۳۹۱، جانشین نیروی انسانی پایگاه بودم. پایگاه محله‌مون اکرم آباد، به اسم شهید محله یعنی شهید جلال رهاوی بود. تازه پایگاه سروسامانی گرفته و فرمانده‌اش فردی بنام سید مصطفی میرزابابایی شده بود. سید مصطفی شخصی رو بنام امیرمحسن حسن نژاد با خودش آورده بود که به عنوان جانشین فرماندهی پایگاه معرفی شد. امیرمحسن خیلی جدی و دوست داشتنی بود و از همونجا عجیب مهرش به دلم نشست و با هم رفیق شدیم. یک شب در پایگاه با تعدادی از دوستان نشسته بودیم که یک دفعه امیرمحسن از راه رسید و رفت اتاق فرماندهی، گفت: همه بیان اینجا کارشون دارم. رفتیم توی اتاق و شروع کرد به صحبت کردن و یکدفعه گفت: بچه‌ها کارهای گذرنامه تون رو انجام بدید، میخواهیم بریم کربلا؛ همه جا خوردیم و موندیم چی بگیم. گفتیم شاید داره شوخی میکنه که اصلا هم شوخی نبود و بسیار جدی میگفت. یک وامی برای بچه‌های پایگاه گرفته بودن که ببرنشون کربلا. ساعت ۱۲ شب رفتم خونه و تا ۳ صبح بیدار بودم و مدام به خودم میگفتم اگر خانواده‌ام قبول نکردن، چکار کنم!! من ۱۶ سال سن داشتم و میدونستم خانواده ام مخالفت میکنن. صبح قضیه رو با مادرم در میان گذاشتم و ایشون هم سریع گفتند هرچی بابات بگن، همونه... تو هنوز بچه ای و سنت مناسب کربلا رفتن نیست، بگذار بزرگتر که شدی، خودمون می بریمت. گفتم: نه میخوام با دوستام و حسن نژاد برم. مادرم هم گفتند: بگذار بابات بیان، باهاشون صحبت میکنم. ادامه دارد...👈 🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
...ادامه👈 بعد از ظهر که بابام از سرکار اومدن، مادرم موضوع رو باهاشون در جریان گذاشتند و پدرم به شدت مخالفت کردند؛ می‌گفتند‌ هنوز سن کربلا رفتنت نیست و باید صبر کنی. خیلی دلم شکست و رفتم توی اتاق و شروع کردم به گریه کردن... دوستام داشتن برنامه سفرشون رو می‌بستن و من داشتم جا میموندم. تا اینکه امیرمحسن زنگم زد و گفت: چرا مدارکت رو نمیاری؟؟ گفتم: امیر! راستش خانواده‌ام قبول نمیکنن و نمیذارن بیام و یکدفعه زدم زیر گریه... گفتم امیر من میخوام همراه تو بیام کربلا. اونم گفت: حالا گریه نکن، درستش میکنم. رفت با خانواده‌ام حرف زد و راضیشون کرد. در تاریخ ۱۳۹۱/۰۱/۱۳ راهی کربلا شدیم و عجب کربلایی ... 🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹زیارت نامه شهداء 🕊نثار روح همه شهداء و امام شهداء 🌼بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم🌼 اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِاللهِ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزاً عَظیماً، فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَ مَعَکُم مدافع حرم و شهید امنیت الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم الّلهُـمَّ‌عَجِّــلْ‌لِوَلِیِّکَـــ‌الْفَـــرَج 🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ ویژه برنامه «من ایرانیم» با اجرای مشترک شبکه یزد و شبکه هامون 🎥 مصاحبه تلویزیونی با حضور مهمان ویژه این برنامه «پدر شهید امیرمحسن حسن نژاد» از شهدای حادثه تروریستی راسک 🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
10.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر قدم زدی میدون مینو که من هر جا قدم میزارم امنه چه جوری خاکتو دیوار بستی که حتی خونه بی دیوارم امنه 🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷