#غشاذر
#گزارش_ماهانه
📈ارشن
🧮TSETMC
📬CODAL
دوره ۱ ماهه منتهی به ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
#تغییرات_بزرگ
🔴 کاهش ۱۲ درصدی در درآمد فروش داخلی انواع آبميوه نسبت به میانگین ۳ ماه گذشته
#شکام
#گزارش_ماهانه
📈ارشن
🧮TSETMC
📬CODAL
#اصلاحیه
دوره ۱ ماهه منتهی به ۱۴۰۴/۰۷/۳۰
#تغییرات_خیلی_بزرگ
🟢🟢🟢 افزایش ۶۹ درصدی در درآمد فروش داخلی بازرگاني نسبت به میانگین ۳ ماه گذشته
#دالبر در اذر با فروش 3058 میلیارد ریالی سال مالی را تمام کرد
در مهر بهتر از ماه های قبل بود و 5595 میلیاردریال فروش داشت ولی ابان کاهشی بود و 3154 میلیارد ریال فروش داشت
12 ماهه 45791 میلیارد ریال بود
9 ماهه 33982 میلیارد ریال بوده است
۶ ماهه ۲۰۷۰۰ میلیارد ریال بوده
#پاکشو در مهر 22212 میلیارد ریال فروش داشت و ابان هم 22587 میلیارد ریال و اذر 22735 میلیاردریال بود و9 ماهه به عدد 161635 میلیارد ریالی رسیده است
#کرماشا در فروش ماهانه نامنظم ولی در فروش تجمیعی عالی
🔹فروش آذر ماه 2,901 میلیارد تومان است که نسبت به ماه مشابه سال قبل 177% رشد داشته.
🔹مجموع فروش از فروردین تا آذر 13,407 میلیارد تومان است، همچنین میانگین فروش نسبت به مدت مشابه سال قبل 147% رشد داشته.
در مورد انتخاب رئیس کل جدید بانک مرکزی
مسئلهای که امروز در انتخاب مدیران اقتصادی و پولی کشور مطرح است، دیگر بهسادگی با واژهی «شایستهسالاری» توضیحپذیر نیست. در شرایط فعلی، مسئلهی اصلی این نیست که چه کسی از نظر علمی یا فنی شایستهتر است، بلکه این است که چه کسی حاضر است هزینهی «ایستادن» را بپردازد. ساختار تصمیمگیری بهگونهای شده که بسیاری از پستها نه برای طراحی سیاست، بلکه برای امضا کردن، عبور دادن و کمهزینه نگاهداشتن تعارضها تعریف میشوند. در چنین فضایی، طبیعی است که افرادی ترجیح داده شوند که کمتر سؤال بپرسند، کمتر دفاع کنند و در بزنگاههایی که نیاز به مقاومت نهادی است، سکوت انتخاب کنند.
ضرورت مقاومت در اینجا به معنای قهرمانبازی یا سیاستگذاری رادیکال نیست. مقاومت یعنی حفظ حداقلهای عقلانیت حرفهای، جلوگیری از بدتر شدن تصمیمها و ایستادن در برابر سیاستهایی که هزینهی آن مستقیماً به اقتصاد و معیشت جامعه منتقل میشود. تجربه نشان داده حتی همین حداقل مقاومتها، اگر از سوی افراد صاحبجایگاه صورت گیرد، شدت خطاها را کاهش میدهد و هماهنگی نهادی ایجاد میکند. نمونههایی از مدیران اقتصادی وجود دارند که نه مدعی معجزه بودهاند و نه وعدههای بزرگ دادهاند، اما در بزنگاهها حداقلهایی را نگاه داشتهاند و اجازه ندادهاند همهچیز بیدفاع رها شود.
در شرایط جاریِ نامناسبِ حکمرانی و وجود تحریمها، فشارهای سیاسی و محدودیتهای دیگر بیرونی، واقعبینانه نیست که انتظار اصلاحات بزرگ و جهشی داشت. اما این به معنای ناتوانی مطلق هم نیست. حتی در همین چارچوب بسته، میتوان از تصمیمهای بدتر جلوگیری کرد، شفافیت نسبی ایجاد کرد، از تخریب بیشتر نهادها کاست و هماهنگی میان تیم اقتصادی را افزایش داد. اگر دولت حتی همین حداقل را هم نخواهد و نپذیرد، نتیجه چیزی جز تشدید بیاعتمادی، فرسایش سرمایهی انسانی و خالیتر شدن میدان از افراد مقاوم نخواهد بود؛ و این، شاید پرهزینهترین انتخاب ممکن برای اقتصاد کشور باشد.