#دالبر در اذر با فروش 3058 میلیارد ریالی سال مالی را تمام کرد
در مهر بهتر از ماه های قبل بود و 5595 میلیاردریال فروش داشت ولی ابان کاهشی بود و 3154 میلیارد ریال فروش داشت
12 ماهه 45791 میلیارد ریال بود
9 ماهه 33982 میلیارد ریال بوده است
۶ ماهه ۲۰۷۰۰ میلیارد ریال بوده
#پاکشو در مهر 22212 میلیارد ریال فروش داشت و ابان هم 22587 میلیارد ریال و اذر 22735 میلیاردریال بود و9 ماهه به عدد 161635 میلیارد ریالی رسیده است
#کرماشا در فروش ماهانه نامنظم ولی در فروش تجمیعی عالی
🔹فروش آذر ماه 2,901 میلیارد تومان است که نسبت به ماه مشابه سال قبل 177% رشد داشته.
🔹مجموع فروش از فروردین تا آذر 13,407 میلیارد تومان است، همچنین میانگین فروش نسبت به مدت مشابه سال قبل 147% رشد داشته.
در مورد انتخاب رئیس کل جدید بانک مرکزی
مسئلهای که امروز در انتخاب مدیران اقتصادی و پولی کشور مطرح است، دیگر بهسادگی با واژهی «شایستهسالاری» توضیحپذیر نیست. در شرایط فعلی، مسئلهی اصلی این نیست که چه کسی از نظر علمی یا فنی شایستهتر است، بلکه این است که چه کسی حاضر است هزینهی «ایستادن» را بپردازد. ساختار تصمیمگیری بهگونهای شده که بسیاری از پستها نه برای طراحی سیاست، بلکه برای امضا کردن، عبور دادن و کمهزینه نگاهداشتن تعارضها تعریف میشوند. در چنین فضایی، طبیعی است که افرادی ترجیح داده شوند که کمتر سؤال بپرسند، کمتر دفاع کنند و در بزنگاههایی که نیاز به مقاومت نهادی است، سکوت انتخاب کنند.
ضرورت مقاومت در اینجا به معنای قهرمانبازی یا سیاستگذاری رادیکال نیست. مقاومت یعنی حفظ حداقلهای عقلانیت حرفهای، جلوگیری از بدتر شدن تصمیمها و ایستادن در برابر سیاستهایی که هزینهی آن مستقیماً به اقتصاد و معیشت جامعه منتقل میشود. تجربه نشان داده حتی همین حداقل مقاومتها، اگر از سوی افراد صاحبجایگاه صورت گیرد، شدت خطاها را کاهش میدهد و هماهنگی نهادی ایجاد میکند. نمونههایی از مدیران اقتصادی وجود دارند که نه مدعی معجزه بودهاند و نه وعدههای بزرگ دادهاند، اما در بزنگاهها حداقلهایی را نگاه داشتهاند و اجازه ندادهاند همهچیز بیدفاع رها شود.
در شرایط جاریِ نامناسبِ حکمرانی و وجود تحریمها، فشارهای سیاسی و محدودیتهای دیگر بیرونی، واقعبینانه نیست که انتظار اصلاحات بزرگ و جهشی داشت. اما این به معنای ناتوانی مطلق هم نیست. حتی در همین چارچوب بسته، میتوان از تصمیمهای بدتر جلوگیری کرد، شفافیت نسبی ایجاد کرد، از تخریب بیشتر نهادها کاست و هماهنگی میان تیم اقتصادی را افزایش داد. اگر دولت حتی همین حداقل را هم نخواهد و نپذیرد، نتیجه چیزی جز تشدید بیاعتمادی، فرسایش سرمایهی انسانی و خالیتر شدن میدان از افراد مقاوم نخواهد بود؛ و این، شاید پرهزینهترین انتخاب ممکن برای اقتصاد کشور باشد.
با توجه به رشد خوب مس در معاملات جهانی در جریان باشید ۵۰ درصد صندوق نهال کاتد مس است و ۲ درصد هم نقره دارد
تفاوت بنیادین رشد نرخ دلار و رشد قیمتهای جهانی در شرکتهای معدنی(به بهانه رشد مس)
در شرکتهای معدنی وقتی نرخ ریالی دلار شروع به رشد میکند مبلغ فروش هم به همان نسبت رشد میکند اما بهای تمام شده که عمدتا هزینه حقوق و دستمزد و پیمانکاران(حقوق و دستمزد و اجاره ماشین آلات و …) است با کمی تاخیر شروع به افزایش میکند بنابراین افزایش نرخ ریالی دلار در ابتدا حاشیه سود ناخالص را افزایش میدهد اما در ادامه با شروع رشد بهای تمام شده این افزایش در حاشیه سود کمتر و کمتر میشود
اما اما اما :
در شرکتهای معدنی وقتی قیمت جهانی کالایی که شرکت معدنی تولید میکند شروع به رشد میکند مبلغ فروش هم رشد میکند اما دیگر بهای تمام شده که عمدتا هزینه حقوق و دستمزد و پیمانکاران(حقوق و دستمزد و اجاره ماشین آلات و …) است بابت افزایش قیمت جهانی ماده معدنی رشدی ندارد بنابراین اصطلاحا همه افزایش قیمت کامودیتی به سود شرکت معدنی افزوده میشود و حاشیه سود ناخالص را افزایش میدهد
(در شرکتهای ایرانی حقوق دولتی به قیمت فروش وصل شده که عدد بزرگی نیست و باید جداگانه در نظر گرفته شود)
پس حواسمون باشه سود شرکتهای معدنی رو با درنظر گرفتن حاشیه سود ناخالص دوره های پیشین برآورد نکنیم چون حاشیه سود ناخالص در اثر عواملی که بالا گفتم میتونه تغییرات شدیدی داشته باشه
این مطلب از طرفی بیانگر میزان اهرمی بودن سود شرکتها در اثر تغییرات قیمت جهانی و نرخ دلار هست که باید حتما تحلیلگرها در نظر بگیرند
نوربخش
#رمپنا عمدتا نیروگاه میسازه و برق تولید میکنه؛ نه صادرات داره، نه نرخ آزاد…، پس سود رمپنا از کجا میاد؟
یک هلدینگ بزرگ انرژی محور و پروژهمحورِ، سهمی که ۱۶٪ برق کشور دستشه، ولی قیمت برق رو خودش تعیین نمیکنه.
سهامدار عمدش وصبا هست؛
حوزه فعالیتش آب و برق، نفت و گاز و حمل و نقله؛ بیشترین حاشیه سود از طریق پروژه های نفت و گازه و از همین طریق در آذر ماه رکورد فروش زده.
مزیت
شرکت قدیمی که ۸۴ شرکت زیرمجموعه و داره و دارایی محوره.
تنوع فعالیت داره و تک محصولی نیست.
سهم بزرگی از برق کشور دستشه و امنیت درآمد نسبی داره.
سهم در حال حاضر P/E جذابی داره.
ریسک
قیمت گذاری دستوری برق و سقف سود مشخص و محدودِ، صادرات نداره.
افزایش نرخ سوخت، یعنی فشار روی سود.
پروژهای بودن کسبوکارش وابسته به مناقصه، بودجه و زمان تسویه کارفرماست.
مسافربری ریلی، جذابیت کم و حاشیه سود پایینی داره.
نوسان شدید نرخ ارز محدودیت برای تجهیزات، تعمیرات، نگهداری و واردات ایجاد میکنه.