🌷🍃✨🌷🍃✨🌷🍃✨🌷🍃
💢مراقب دهانمان باشیم❗️
🌹علامه حسن زاده آملی:
💠نمازگزار خیلی باید مواظب دهانش باشد تا آن را همیشه پاک نگه دارد. او که در هنگام نماز میایستد و «بسم الله الرّحمن الرّحیم» میگوید، این کلام او باید از کانال صحیحی عبور کند.
💠زیرا گاهی آب پاک است، امّا از آن جایی که آن مجرا و کانالی که آب از آن عبور می کند آلوده است، آب نیز آلوده می شود.
💠«بسم الله الرّحمن الرّحیم» پاک است، امّا از آن جا که دهان و زبان نمازگزار آلوده است، این نیز از پاکی به در می آید و آلوده می شود، لذا نمازش نتیجه نمی دهد. این جا است که معلوم می شود مجری آلوده بوده و طهارت نداشته!
❣ @arefeen
🌷🍃✨🌷🍃✨🌷🍃✨🌷🍃
هدایت شده از احکام شرعی کاربردی
🌹🍃مولای من یا صاحب الزمان🍃🌹
🌷ای نور و نور و شور و سرور عالم بقا
🌷ای جلوه و ظاهر و باطن تمام انبیا
🌷ای عالم حق و معنا به دست تو بنا
🌷قبل از ظهورت بر سر راه این گدا بیا
🌹✨اللهم عجل لولیک الفرج✨🌹
🌻تعجیل در ظهور مولا سه صلوات🌻
❣ @arefeen
هدایت شده از احکام شرعی کاربردی
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
🌷حکایت آموزنده
💠چقدر به فکر امام زمان(علیه السلام) هستیم و ایشان را بر هر چیزی مقدم میداریم⁉️
🍃پیرزن با صفائی که شاید مکرر خدمت حضرت ولی عصر(ع) در خواب و بیداری رسیده بود، پس از آنکه مسجد مقدس جمکران را توسعه داده بودند شب جمعه ای به مسجد مقدس جمکران می رود و صدها و بلکه هزارها نفر را می بیند که در مسجد و اطاقها و حتی در فضای باز اطراف مسجد برای عبادت و توسل به آن حضرت جمع شده اند و همه نسبت به آن حضرت عرض ارادت می کنند.
خودش می گفت: من وقتی این جمعیت را دیدم و با جمعیت قبل از توسعه مسجد مقایسه کردم خیلی خوشحال شدم که بحمدالله مردم اطراف مولایم حضرت حجه بن الحسن(ع) جمع شده اند و به آن حضرت اظهار علاقه می کنند، با این خوشحالی وارد مسجد شدم و اعمال مسجد را انجام دادم و سپس زیارت آل یاسین را خواندم و مقداری با زبان خودم با آن حضرت حرف زدم، ضمنا به آن وجود مقدس عرض کردم آقا خیلی خوشحالم که مردم زیاد به شما علاقه پیدا کرده اند و شبها جمعیت زیادی به دور مسجد جمع می شوند و به شما اظهار علاقه می کنند.
سپس از مسجد بیرون آمدم و غذای مختصری از همان غذاهایی که در مسجد به همه می دادند خوردم و به یکی از حجرات مسجد که قبلا برای استراحتم آن را آماده کرده بودم رفتم و خوابیدم، در عالم خواب و یا در عالم معنی دیدم حضرت بقیه الله(ع) به مسجد مقدس جمکران تشریف آورده اند و در میان مردم راه می روند ولی کسی به آن حضرت توجهی نمی کند، من از اطاقم بیرون دویدم و سلام کردم، آقا با کمال ملاطفت جواب فرمودند.
کلماتم را که در بیداری خدمتشان عرض کرده بودم تکرار کردم و گفتم آقا جان قربان خاک پای شما گردم، خوشحالم که بحمدالله مردم به شما علاقه و محبت زیادی پیدا کرده اند و به اینجا این همه برای شما آمده اند.
آن حضرت آهی کشیدند و فرمودند: همه اینها برای من به اینجا نیامده اند. بیا با هم برویم از آنها سوال کنیم که چرا به اینجا آمده اند.
گفتم: قربانتان گردم در خدمتتان هستم.
در همان عالم در خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه به میان جمعیت آمدیم، آن حضرت از یک یک مردم سوال می فرمود شما چرا اینجا آمده اید؟
یکی می گفت: آقا مریضی دارم که اطباء جوابش گفته اند. دیگری می گفت: مستاجرم خانه ملکی می خواهم، سومی می گفت: مقروضم، فشار طلبکار مرا به در خانه شما دوانده است. چهارمی از شوهرش می نالید و پنجمی از دست زنش شکایت داشت و بالاخره هر یک حاجتی داشتند که در واقع خودخواهی و حب نفس، آنها را وادار کرده بود که به اینجا بیایند.
حضرت فرمودند: فلانی دیدی اینها برای من به این جا نیامده اند، اینها تازه افراد خوب این جمعیت هستند که به من اعتقاد دارند و حاجتشان را از من می خواهند و مرا واسطه فیض می دانند و اگر از اینها بگذریم جمع زیادی هستند که تنها برای تفریح به اینجا آمده اند حتی بعضی از اینها یقین به وجود من ندارند. سپس در همان حال دیدم که یک نفر در قسمتی از این مسجد نشسته که او برای آقا ولی عصر(ع) آمده است، حضرت فرمودند بیا تا احوال او را هم بپرسیم.
در خدمت آقا در همان عالم خواب نزد سید معممی که فکر می کنم از علماء بود رفتیم، او زانوهایش را در بغل گرفته بود و در گوشه ای نشسته بود و چشمش به اطراف می گردید، دنبال گمشده اش می گشت، وقتی چشمش به آقا افتاد از جا پرید و به دست و پای آقا افتاد و گفت: پدر و مادرم و جانم به قربانتان کجا بودی که به انتظارتان نزدیک بود قالب تهی کنم. حضرت دست او گرفتند و او به دست آن حضرت بوسه می زد و گریه می کرد.
آقا از او سوال کردند که شما چرا اینجا آمده اید، او چیزی نگفت و بر شدت گریه اش افزود، حضرت دوباره سوال را تکرار کردند، او گفت: آقا من کی از شما غیر وصل شما را خواسته ام؟ من شما را می خواهم؟ بهشتم شمائید، دنیا و آخرتم شمائید، من یک لحظه ملاقات شما را به ما سوی الله نمی دهم، جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم. این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد.
آقا رو به من کردند و فرمودند: مثل این شخص که فقط برای من به اینجا آمده باشد چند نفری بیشتر نیستند که آنها به مقصد می رسند.
📖مسجد مقدس جمکران تجلیگاه صاحب الزمان روحی و ارواح العالمین له الفداء؛ نویسنده: سید جعفر میر عظیمی
❣ @arefeen
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
💠دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان❗️
💚بسم الله الرحمن الرحیم💚
✨اللّهمَّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ وكَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ بِعَوْنِكَ یا غیاثَ المُسْتغیثین✨
♦️خدایا در این روز احسان و نیکویی را محبوب من و فسق و معاصی را ناپسند من قرار ده و در این روز خشم و آتش قهرت را بر من حرام گردان به یاری خود ای فریادرس فریاد خواهان.!
❣ @arefeen
🌷🍃🌷🍃🌷
💠ديدار آقا امام زمان(عليه السلام)❗️
🌺آیت الله سید عبدالله فاطمي نيا:
❇️در طول غيبت كبري، هزاران نفر امام زمان(ع) را رويت كرده اند و شكي در اين نيست. لكن اين دليل نميشود بر اينكه سخن هر صاحب ادعايي را بپذيريم و نعوذبالله امام زمان ديدن را بي در و پيكر قلمداد كنيم!
🔻گاهي شنيده ميشود كه در مورد فردي خيلي آسان ميگويند: "او رابطه مستقيم با آقا دارد!"
⭕️اينجاست كه دكان ها باز ميشود و عده اي مطرح ميشوند!!
🔰خدارا شاهد ميگيرم اگر كسي از عشق مردم به امام زمان عليه السلام سوء استفاده كند و حرفهاي بزرگتر از دهان خود بزند و در مسائلي كه بويي از حقيقتِ آنها نيافته دخالت كند، نزد حضرت مهدي(ع) روسياه بوده و حضرتش از او ناراضي است!
⚜لحظاتي با خودمان خلوت كنيم كه آيا اگر سلطنت عالم براي ما باشد ولي امام زمان از ما ناراضي باشد ، سودي دارد؟!
❣ @arefeen
🌷🍃🌷🍃🌷
💠☀️💠☀️💠☀️💠☀️💠
🔴فواید غسل جنابت از نظر علمی❗️
🔰طبق تحقیقات دانشمندان، در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتی وجود دارد که تمام فعالیتهای بدن را کنترل میکنند (اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک) این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان گستردهاند.
وظیفه اعصاب سمپاتیک تند کردن و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیک کند کردن فعالیت دستگاههای مختلف بدن است.
گاهی جریانهایی در بدن رخ میدهد که این تعادل را به هم میزند، از جمله آنها مسئله (ارگاسم و اوج لذت جنسی) است که معمولا مقارن خروج منی صورت میگیرد.
از جمله اموری که میتوان اعصاب سمپاتیک را به کار وادار و تعادل از دست رفته را تأمین کرد، تماس آب با بدن است و از آنجا که تأثیر (ارگاسم) روی تمام اعضای بدن به طور محسوس دیده میشود، دستور داده شده که بعد از آمیزش جنسی یا خروج منی، تمام بدن با آب شسته شود.
✅حدیث درباره غسل جنابت
🌸حضرت امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند:
💯در پاسخ زندیقی که پرسید: علّت غسل جنابت چیست؟ همانا آمیزشکننده، کاری حلال انجام داده است و کار حلال هم مایه آلودگی نیست: جنابت، همانند حیض است؛ چرا که نطفه، خونی است استحکام نایافته و آمیزش هم امکانپذیر نیست! مگر به حرکتی سخت و شهوتی چیره. پس، چون به پایان رساند؛ بدن، نفس میکشد و مرد از نفس آن، در خود بویی بد احساس میکند!
غسل برای همین واجب شده است و البته غسل جنابت، افزون بر این، امانتی است که خداوند به بندگان خویش سپرده است تا از این رهگذر، آنان را بیازماید!
❣ @arefeen
💠☀️💠☀️💠☀️💠☀️💠
#اگر_مقام_و_ثروت
#در_راه_خدا_خرج_شود
#عبادت_محسوب_میشود❗️
🌺علامه محمدتقی جعفری:
🔻اشتغالات و #علايق_دنيوي مانند ثروت اندوزي، مقام جويي، شهرت طلبي و محبوبيت خواهي ميان مردم، از امور #تباه كننده سير و سلوك اند!
❇️البته اگر #ثروت و #مقام وسيلهاي جهت تنظيم حيات خود و ديگران باشد، نه تنها مانع ره كمال نخواهد بود، بلكه به خاطر #مشقتهايي كه #سالك در اين مسير #تحمل مي كند، #عبادت تلقي خواهد شد!
❣ @arefeen
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
🔴ماجرای عجیب نبش قبر حضرت رقیّه(س)
🍃ملا محمدهاشم خراسانی(ره) حکایت نبش قبر حضرت رقیه سلام الله علیها توسط ایشان به منظور ترمیم قبر و رفع آبگرفتگی مضجع شریف حضرت رقیه(س) در سال ۱۲۸۰ هجری، را نقل میکند:
جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی که نَسَبش به سیّد مرتضی علمالهدی منتهی میشد و سنّ شريفش بيش از 90 سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت. شبي دختر بزرگ ايشان حضرت رقيّه دختر امام حسين عليهالسلام را در خواب ديد كه فرمودند: «به پدرت بگو: به والي بگويد: ميان لحد و جسد من آب افتاده، و بدن من در اذّيت است، بيايد قبر و لحد مرا تعمير كند.»
دختر به سيّد عرض كرد، ولي سيّد از ترس اهل تسنّن، به خواب اعتنا ننمود. شب دوّم دختر وسطي سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت، ترتيب اثري نداد. شب سوّم دختر كوچك سيّد همين خواب را ديد و به پدر گفت، باز ترتيب اثري نداد. شب چهارم خود سيّد حضرت رقيّه را در خواب ديد كه به طريق عتاب فرمودند: چرا والي را خبردار نكردي؟!
🔰سيّد بيدار شد، صبح نزد والي شام رفت و خوابش را گفت. والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سنّی امر کرد که غسل کنند و لباسهای پاکیزه بپوشند، به دست هر کس قفل ورودی حرم مطهّر باز شد، همان کس برود و قبر مقدّس او را نبش کند، پیکر را بیرون آورد تا قبر را تعمیر کنند.
صلحاء و بزرگان از شیعه و سنّی در کمال آداب غسل کردند و لباس پاکیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سیّد، و چون میان حرم آمدند کلنگ هیچ کدام بر زمین اثر نکرد، مگر به دست سیّد ابراهیم.
حرم را قُرق کردند و لحد را شکافتند. دیدند بدن نازنین حضرت رقیه سلامالله علیها، میان لحد و کفن صحیح و سالم است اما آب زیادی میان لحد جمع شده است.
سیّدابراهیم در قبر رفت، همین که خشت بالای سر را برداشت دیدند ،سیّد افتاد. زیر بغلش را گرفتند،
هی میگفت: «ای وای بر من.. وای بر من..
به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، زن غسّاله و کفن فرستاده ولی اکنون فهمیدم دروغ بوده، چون دختر با پیراهن خودش دفن شده. من بدن را منتقل نمیکنم، میترسم بدن را منتقل کنم و دیگر به عنوان "رقیّه بنت الحسین" شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم.
سیّد بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگه داشت و گریه میکرد تا اینکه قبر را تعمیر کردند.
وقت نماز که می شد سیّد بدن حضرت را بالای جایی پاکیزه میگذاشت. پس از فراغ از نماز برمیداشت و بر زانو مینهاد، تا اینکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، سید بدن را دفن کرد.
و از معجزه آن حضرت این که سیّد در این سه روز احتیاج به غذا و آب و تجدید وضو پیدا نکرد و چون خواست بدن را دفن کند دعا کرد که خداوند پسری به او عطا فرماید.
دعای سیّد به اجابت رسید و در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود که نام او را "سیّد مصطفی" گذاشت.
آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت؛ او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف حضرت رقیّه و امّ کلثوم و سکینه را به سید ابراهیم واگذار کرد.
این قضیه در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی رخ داده و در کتاب «معالی» هم این قضیّه مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است:
«فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و کانَ متْنُها مجروحةً مِنْ کثرةِ الضَّرب»
« آن سیّد جلیل وارد قبر شد و پارچه ای بر او پیچید و او را خارج نمود، دختر کوچکی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده، و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بود.»
پس از درگذشت سیّد ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرفه به پسرش سیّد مصطفی و بعد از او به فرزندش سیّد عبّاس رسید.فرزندان سیّد ابراهیم دمشقی معروف و مشهور به "مستجاب الدعوه" هستند.
این موضوع پیش از این به صورت روضهخوانی از سوی حجتالاسلام سید حسین مؤمنی و حجتالاسلام سید عبدالله فاطمینیا، در حرم مطهر امام رضا(ع) خوانده شده و مورد تأیید علما نیز قرار گرفته است.
📚پی نوشت:
1-اسرار الشهادة، صفحه ٤٠٦.
2-منتخب التواریخ، صفحه ۳۸۸.
3-مقتل جامع مقدم، جلد ۲، صفحه ۲۰۸.
تراجم اعلام النساء، جلد ۲، صفحه ۱۰۳.
↶☆💟{ به ما بپیوندید }💟☆↷
🌺🍃✨کانال معرفتی #عارفین✨🍃🌺
http://eitaa.com/joinchat/57344004C7961b6a51a
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂