eitaa logo
احکام شرعی کاربردی
1.9هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
17 فایل
پاسخگویی به سؤالات شرعی👇 مقلدین مقام معظم رهبری و آیت الله سیستانی @Chnani313 مقلدین آیت الله مکارم و دیگر مراجع @h_babazadeh لینک کانال: @Sharia313
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🍃🌷🍃🌷 💢پناه ببریم به خداوند از نفس سرکش‼️ 🌺شیخ رجبعلی خیاط(ره) می‌فرمود: ❌نَفْس اعجوبه است! 📛شبی دیدم حجاب (منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پیدا کنم.! ❎ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم که عصر روز گذشته که یکی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود؛ 🔷👈گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشاء را با شما به جماعت بخوانم من برای خوشایند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم. اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ  شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذى شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُستَقيم ❣ @arefeen 🌷🍃🌷🍃🌷
🔴چرا رنگ کفن سفید است⁉️ ✍از دیدگاه اسلام حتی اهمیت کفن کردن مرده به اندازه اهمیت لباس پوشیدن است و در دفن مرده هم دین اسلام اصول اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی را به طور کامل مراعات کرده است. 🔰جسد را در دو پارچه تمیز می پیچند و پس از آن در یک پارچه سراسری قرار می دهند و پارچه سراسری را از بالا و پایین می بندند تا بدن در پارچه متلاشی شود. پارچه ای که به عنوان کفن انتخاب می شوند سفید است؛ زیرا رنگ سفید خاصیت فرار دهنده میکروب ها را دارد و اگر میکروب بخواهد از بدن خارج شود وقتی به پارچه سفید می رسد، به جای خودش بر می گردد.! ❣ @arefeen
❗️ 🌺علامه محمدحسین طهرانی: 💠اگر انسان به دنبال این باشد که یک فرصت طلائی به دســت آورد که هیچ نداشته باشد و هیچ غمی بر دل او سنگینی نکند و آن گاه به بپردازد، باید بداند این اســت و و چنین فرصتی هیچگاه نصیب او نمی شود زیرا است.! ❇️تمام که به جایی با همین بوده است؛ بلکه همیشه گرفتاری گذشتگان از گرفتاری ما به مراتب بیشتر بوده است.! ❣ @arefeen
🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃 💠حتماً بخونید.. 🔴کرامتی منحصر به فرد از آیت الله بهجت❗️ ✍بنابرآنچه از اطرافیان آیت الله بهجت نقل شده است، ایشان دارای کرامات و مکاشفات منحصر به فردی بوده اند به نحوی که حجت الاسلام و المسلمین ابراهیم قَرَنی، در مراسم ارتحال حضرت آیت الله بهجت، ضمن سخنرانی، خاطره ای از پدر بزرگوارشان آیت الله حاج شیخ علی قرنی که خود شاهد این کرامت شگفت از آیت الله بهجت بوده اند را این گونه نقل کرده اند: 🍃سال 1349 ش، روزی در قم، اوّل صبح، همراه پدرم برای زیارت حرم حضرت معصومه(س) حرکت کردیم و نزدیک مسجد محمدیّه در خیابان اِرَم، با آیت الله بهجت برخورد کردیم. پدرم خیلی به ایشان اظهار ارادت کرد. خواست دست ایشان را ببوسد؛ امّا ایشان نگذاشتند. پس از مصافحه و معانقه، آیت الله بهجت اشاره کردند که: ایشان، فرزند شماست؟ پدرم عرض کرد: آری! من، دست و صورت آیت الله بهجت را بوسیدم. ایشان دستشان را زیر چانة من گذاشت و سه بار فرمود: «خوب باشید، خوب باشید، خوب باشید!». معلومم نشد که فرمایش ایشان، ارشاد بود یا دعا. سخنِ ایشان را بر دعا حمل کردم که إن شاءالله خوب باشم. چند قدمی که ایشان دور شدند، مرحوم پدرم گفتند: ایشان را شناختی؟ عرض کردم: نه! با شما آشنایی داشت؟ گفتند: بله؛ ایشان آیت الله بهجت هستند؛دومی ندارند! سپس همراه پدرم وارد حرم حضرت معصومه(س) شدیم، پس از نشستن در مسجد بالاسر، به پدرم عرض کردم: برخورد ایشان با شما، برخورد آشنا بود؟ پدرم گفتند: بله! من و آیت الله سیدمهدی روحانی و آیت الله احمد آذری قمی و آقا شیخ حسین توسّلی در نجف، در درس کفایة ایشان شرکت می کردیم. آشنایی ما با ایشان، از آن زمان است. در ادامه، پدرم گفتند: من مطلبی را از ایشان دیده ام، نمی دانم مجاز به گفتن هستم یا نه؛ ولی با برخورد محبّت آمیزی که به شما کرد، گویا عنایتی به شما دارد. من جریان را برای شما می گویم که اگر نگویم، آن را با خود به گور خواهم برد؛ ولی مشروط به این که تا من زنده ام و تا آیت الله بهجت زنده است، آن را برای کسی بازگو نکنی. من با این که به مقتضای سخنرانی در جلسات مختلف، مناسبت های فراوانی پیش می آمد که این ماجرای ناب را بگویم، ولی به دلیل عهدی که با پدرم داشتم، از نقل آن، حتی پس از وفات پدرم، خودداری می کردم؛ امّا پس از شنیدن خبر ارتحال آیت الله بهجت، این جریان را برای خانواده ام تعریف کردم و پس از آن در مهدیّة تهران و این بار، سومین باری است که آن را نقل می کنم. ...
❗️ 🌷مطلبی که پدرم فرمود، این بود: 🍃در زمانی که در نجف، مشغول تحصیل بودم، پدرم، آخوند ملّا ابراهیم، برای زیارت، به نجف آمد. چند روزی در نجف بود و پس از آن، با هم به کربلا رفتیم. یک شب در حرم امام حسین (ع) مشغول زیارت بودم که ناگهان یادم افتاد که عهد کرده ام چهل شبِ چهارشنبه، به مسجد سهله بروم و تا آن وقت، سی و دوشب رفته بودم. متأثر شدم که چرا صبح، متوجّه این مطلب نشده ام تا بتوانم به عهد خود، عمل کنم و اکنون باید مجدداً این برنامه را از ابتدا آغاز نمایم. 📎در این فکر بودم که دیدم آیت الله بهجت در قسمت بالاسرِ ضریح امام حسین (ع) نشسته و مشغول زیارت و عبادت است. خدمت ایشان رفتم و سلام کردم. فرمود: آقای قرنی! چیه؟ تو فکری؟ می خواهی به مسجد سهله بروی؟ توجّه نکردم که ایشان از کجا فهمید که من در فکر مسجد سهله ام. عرض کردم: بله! و موضوع عهد خود را توضیح دادم. فرمود: برو، پدرت را بگذار در مدرسه و بیا! من اینجا منتظر شما هستم. پدرم در حرم بود. ایشان را به مدرسه بردم. شام را تدارک دیدم و به پدرم گفتم: شما شام را میل کنید و استراحت نمایید. گویا استادم با من کاری دارد، من مجدّداً به حرم امام حسین (ع) باز می گردم. سپس به حرم بازگشتم و خدمت آیت الله بهجت رسیدم. ایشان فرمود: می خواهی به مسجد سهله بروی؟ گفتم: آری، خیلی مایلم! 📌فرمود: بلند شو همراه من بیا! و دست مرا در دست خود گرفت. همراه ایشان از حرم امام حسین(ع) بیرون آمدیم و از شهر، خارج شدیم. ناگاه، به صورت معجزه آسا خود را پشت دیوارهای شهر نجف دیدیم. فرمود: از پشت شهر، وارد آن می شویم. شهر نجف را دور زدیم و وارد مسجد سهله شدیم و نماز تحیّت و نماز امام زمان(ع) را در معیّت آن بزرگوار خواندم. پس از آن، آیت الله بهجت فرمود: میخواهی نجف بمانی یا به کربلا برگردی؟ عرض کردم: پدرم کربلاست و او را در مدرسه گذاشته ام، باید به کربلا برگردم. فرمود: مانعی ندارد. و مجدداً دست مرا گرفت. دستم در دست آن بزرگوار بود که خود را در بالاسرِ امام حسین(ع) دیدم. در پایان این ماجرا، آیت الله بهجت فرمود: راضی نیستم که تا زنده ام، این جریان را برای کسی بازگو نمایی. 📚منابع: 1ـ ادهم نژاد، محمدتقی. گلشن ابرار، قم: نورالسجاد، 1386، جلد 6. 2ـ م. کدخدازاده، عباسی. کرامات شگفت عارفان، قم: بیت الاحزان، 1390 3ـ احمدی جلفایی، حمید. 40 قطب عرفانی، قم: نسیم ظهور، 1391 ↶💟☆《 به ما بپیوندید 》☆💟↷ 🌺🍃✨کانال معرفتی ✨🍃🌺 http://eitaa.com/joinchat/57344004C7961b6a51a 🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃
🌷🍃☀️🌷🍃☀️🌷🍃 🌺عارف بالله حاج اسماعیل دولابی: ✍امام خمینی #پرنده‌ای بود که در هنگام سیر، #بال او به #کره_زمین برخورد کرد و رفت و این #انقلاب را به وجود آورد، و هیچ ننشست؛ اگر می‌نشست چه کار می کرد؟!! 📕فیض حضور؛ ص107 ❣ @arefeen 🌷🍃☀️🌷🍃☀️🌷🍃
#ماه_رمضان_ماه_برگشت_و_رحمت 💚آقا امام رضا(عليه السلام) فرمود: ✍هر كس میخواهد از گناهى #توبه كند، در #ماه_رمضان از آن گناه به آستان الهى توبه كند! 🔻زيرا اين ماه، #ماه_توبه و #بازگشت و #ماه_آمرزش و #رحمت است و هيچ شبى از شبهاى آن نيست، مگر آن كه خداوند در آن شب، #آزادشدگانى از آتش دارد كه همه آنان به سبب گناهانشان، مستحقّ آتش اند.! 📚فضائل الأشهر الثلاثة؛ صفحه106 ❣ @arefeen
#اگر_یک_ذره_محاسبه_کنیم #خداوند_هم_عنایت_می‌کند❗️ 🌹آیت الله محمدعلی جاودان: ✍اگر آدم یک مقداری #یک_ذره در زندگی‌اش #حساب بکند و اعمالش را #مراقبت کند؛ به #همه_چیز می‌رسد! 💎اگر به #مادر_و_پدر خود، یک چشم خوب بگویی که آنها حظ کنند و دلشان از شما #خوش باشد؛ برای شما #دعا هم نکنند، آن دل خوش آن‌ها برای شما #هزار دعاست.! ❣ @arefeen
🌹🍃مولای من مهدی جان🍃🌹 🌷روزها بے تو گذشٺ و غربتٺ تایید شد 🌷چون دعاے فرج ما همہ با تردید شد 🌷بارها نامہ نوشتم ڪہ بیا اما حیفـــــ 🌷معصیٺ ڪردہ ام و غیبٺ تو تمدید شد 🌹✨اللهم عجل لولیک الفرج✨🌹 🌻تعجیل در ظهور مولا، سه صلوات🌻 ❣ @arefeen
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 💠چگونه خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) تشرف یابیم⁉️ 🔰مرحوم شيخ محمد کوفي مکرر محضر امان زمان علیه السلام مشرف شده بود. ایشان نامه‌اي از طرف امام زمان علیه السلام براي مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني رحمه الله آورده بود که متن نامه را در کتاب‌ها نوشته‌اند. من مکرر خدمت حاج شيخ محمد کوفي رسيده بودم. در نجف با پدر من آشنا بود. قد کوتاهي داشت و ثمين بود و عصا زنان سراغ پدر من مي‌آمد. 🍃يک بار ديدم مرحوم حاج شيخ محمد بعد از نماز مغرب و عشا دارد عصازنان می‌آید. من هم مجرد و ساکن مدرسه بودم. ايشان آمد. من فوراً بلند شدم. فرش پهن کردم و ايشان نشست. پرسيد: «آشيخ محمد! پدرت کجاست؟» گفتم: ايران! غذا برايشان تهيه کردم و شام خوردند و خوابيدند. تابستان بود. صبح هم صبحانه ميل فرمودند. بعد از مدتي حجره ما را آفتاب گرفت و ايشان بلند شدند رفتند آن طرف در سايه نشستند. من هم رفتم پهلوي ايشان. 🔷از صبحت‌هاي ايشان با پدرم مي‌دانستم تشرف دارند و مکرر خدمت امام زمان علیه السلام رسيده است. گفتم: «حاج آقا! عملي به من ياد بده تا من هم خدمت امام زمان علیه السلام برسم». فرمود: «واجباتت را به جا بياور. محرماتت را هم ترک بکن و مستحباتت را به جا بياور و مکروهاتت را هم ترک کن». گفتم: «آقا! اين که کار حضرت فيل است». بنده آن موقع تقريباً شانزده، هفده سالم بود؛ لذا اين طور سخن گفتم و ايشان تبسم کرد. خدا رحمتشان بکند. 📌بعد فرمودند: «آشيخ محمد! نماز شب بخوان، وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا نماز شب بخوان. هرچه بخواهي، در آن هست. قبل از اذان صبح بلند شو با خدا راز و نياز کن. هرچه بخواهي، خدا به تو مي‌دهد!» اين را ايشان مي‌گفت.! ✍آيت الله ناصري(حفظه الله) ❣ @arefeen 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
#خود_را_نزد_خداوند #حقیر_و_ذلیل_کنیم #تا_خداوند_بزرگمان_کند❗️ 🌺آیت الله مجتهدی تهرانی: ✍هرچـه قــدر هــم آدم خــــوبـــی شــدیـد بــاز بــه خــــــدا بـگــــوییـد کــه آیــــا بنــده‌ای بــدتــــر از مـــن داری؟ ❣ @arefeen
💠دعای روز بیست‌وپنجم ماه رمضان❗️ 💚بسم الله الرّحمن الرّحیم💚 ✨اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن✨ ♦️خدایا! امروز مرا دوست‌دار اولیائت قرار بده و دشمن دشمنانت کن و پیرو سنت خاتم رسل بدار، ای نگهدار دل‌های پیغمبران.! ❣ @arefeen