هی میگید
لذت ببر
از هرچی
از چیزای
مورد علاقت
از این
از اون
از زندگی
خب من
نمیتونم
یعنی نمیشه
هرکار میکنم
نمیشه
لذت نداره.
یا عذاب وجدان
یا استرس های
نهفته
یا درد و
درد ، درد.
میگی زندگی
کن. خب
بیا بگو
چجوری؟ها؟
چجوری از
چیزایی که برام
ارزشی ندارن
لذت ببرم.
چجوری از
زندگی ای که
بویی از زندگی
نداره ،لذت
ببرم.
زندگیای که
پر از
تیکهکلامه..
[هعی،آه،
اَه،یالاندنیا
هع،عح،
چ،پوف،
هه،آها
احمقم،
پوزخند،
آرهباباخوبممنظورتچیه،]
_ گاهی مثل الان انقد حسود و خودخواه میشم که پیش خودم میگم کاش درونگرا بودی و فقط و فقط با من حرف میزنی.