- گاهی آغوش آنقدری معنا پیدا میکند که زندگی را درون او میبینی . و چون کسی این معنایی که تو برایش پیدا کردی را نمیفهمد ،مجبور میشوی زمین را به بغل بکشی یا حتی درختان را.
شاید آنها که از طبیعتشان دور نشدند معنای درونیِ تورا بفهمند !
البته که چه فایده ! انسان دلش ،همدرد و همیار میخواهد،کسی که کنارش بنشیند و همعاشقتو باشد هم معشوقمن،زمین و درختان را چه فایده.
کسی که دستانش را دورت حلقه کند و از درد هایت اشک هایش روانه شود...و بفهمد این آغوش چقدر میتواند مرهمی باشد بر روی زخم های تن.
نه عزیزم تقصیر خودمه ؛ من آدمای باارزش رو حیف توعه دوزاری کردم.
نه عزیزم تقصیر خودمه ؛ من حتما تحمل نداشتم که رفتم...هه