اسمش چیست این حس ، این حال ، همین که وقتی به تو فکر میکنم ؛
از گوشهی لبهایم لبخند چکه میکند !
اسمش چیست این کار ، این رفتار ،که نشستهام و تو را مو به مو مرور میکنم ُ عطر موهایت گیجم میکند ؟
اسمش چیست این رویا ، این خیال که تو از دور میآیی و انارهای باغ شعرم کال کال سینه چاک میکنند:) .
اسمش را چه بگذارم ؛
که تو دوستت دارم معنیاش کنی؟
- حامد نیازی .
ارغوان !
شاخهیِ همخون ِ جداماندهیِ من ؛
آسمانِ تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی است هوا یا گرفتهست هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است ، آسمانی به سرم نیست ، از بهاران خبرم نیست !
آنچه میبینم دیوار است .
آه این سخت سیاه ، آنچنان نزدیکست .
که چو برمیکشم از سینه نفس ، نفسم را برمیگرداند .
- ابتهاج .
یک لحظه داشتنش را تصور کردن ، گرفتن دستانش ُ خیره شدن به آن چشمهایی که عالم را مدهوش خود میکنند ؛
برایِ دیوانه شدن کافیست !
نـــازش را
مــــن کــشــیـدم ...
قـــــــــــاب کرد و
به دیگری فـــروخــــــت:")
نشسته باز خیالت کنار من ، امّا ؛
دلم برای خودت تنگ می شود ، چه کنم؟!
- آرش شریعتی .
چیزی که از همه بیشتر منو میسوزونه اینه که من دیگه فرصت اینو پیدا نمیکنم تا دوباره کسی رو این شکلی و با این شدت دوست داشته باشم:) .