eitaa logo
.ᗰᗷTI.
36.2هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
6.1هزار ویدیو
0 فایل
⌗𝖮𝖦 ➤ @Original_Gangster اولین و بزرگترین چنل MBTI ایتا با محتوای نابی🤤 . 𝙲𝚁: @injaneb_Mehrad / @Vahid_Rznz 𝙰𝙳𝚂: @OG_Ads 𝙶𝙰𝙿: @OG_Group . سفری عمیق به دنیای درون!☘ . اینجا پیچیدگی های شخصیتِ خودت و اطرفیانت رو درک میکنی🌱 .
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸هر موقع حس کردید به نیاز دارید توصیه میکنم فقط پست های کانال زیر و بخونید👇👇👇 حرف‌هایی از دکتر عزیزی و انوشه میزاره که خیلیاش دقیقاً حرف دل خودمونه! 🌱👇 https://eitaa.com/joinchat/2396586318Ccf7fcd63c6 https://eitaa.com/joinchat/2396586318Ccf7fcd63c6 آموزش همدلی و احترام در زندگی مشترک👆🏻
هدایت شده از تبلیغات بت میم
چرا هیچ مردی راضی نمیشه زنش عضو این کانال بشه 😳 هر زنی عضو این کانال شده زندگیش دگرگون شده. یعنی چی میتونه باشه⁉️👇 https://eitaa.com/joinchat/2396586318Ccf7fcd63c6 📌هر زنی باید این کانال رو داشته باشه👆
بهم بگو دستتو مثل کدوم مُشت میکنی ☝️ تا بهت بگم چه شخصیتی داری ؟🤫 1⃣ مشت شماره یک 2⃣ مشت شماره دو 3⃣ مشت شماره سه ⚠️نتــیجهی تـست خــیلی جالبه و تمام رازهای ذاتـــی رو برمَلا میکُنه🫨
هدایت شده از تبلیغات بت میم
اول یه صلوات بفرست بعد روی یکی از سوره ها کلیک کن ببین چه سوپرایز قشنگی در انتظارته‌‌‌...😍 💙 سوره توحید💙 💙 سوره قدر💙 💙سوره فتح💙
؟ سلام من مهنازم، پنج سال بود عروسی کرده بودم که مجبور شدم بخاطر کار همسرم بیام شهر بزرگی زندگی کنم، واحد رو به رویمون خانوم ۴۰ ۵۰ ساله بود.چون تنها بود هر روز می‌اومد خونه ما همیشه هم به خودش میرسید و شیک، تا اینکه هرروز غروب منو به صرف چای دعوت میکرد خونشون و درست نیم ساعت بعد از برگشتن خواب سنگینی منو می‌گرفت و سرشب از خواب بیهوش میشدم تا اینکه یه روز شک کردم و رفتم خونشون چای رو برداشتم و وقتی برا کاری رفت آشپزخونه چاییو خالی کردم تو گلدون نیم ساعت بعد گفتم خواب میاد دیدم لبخندی زد،رفتم خونه بعد یه ساعت... ادامه داستان🚷👇 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
هدایت شده از تبلیغات بت میم
یه شب شوهرم رفت مادرشو برسونه تالار، عروسی دعوت بود بعد چون تالار دور بود گفت فرانک دیگه نمیام خونه میمونم همونجا تا ساعت ۱۱ برمیگردم، گفتم باشه یه کاسه تخمه برداشتمو جلوی تلویزیون لم دادمو همونجا تو حال خوابم برد🥱 دقیقا ساعت ۱۱ صدای چرخیدن کلید درو شنیدم بیدار شدم بعد همسرمو دیدم از پشت شیشه در نگام میکنه و یه لبخندی میزد که همه دندوناش معلوم بود،!!! منم دیگه پا نشدم گفتم الان میاد تو دوباره گرفتم خوابیدم، بعدش که داشت چشمام گرم میشد یدفعه یادم افتاد که😱📵 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56