eitaa logo
شمس
190 دنبال‌کننده
627 عکس
133 ویدیو
6 فایل
مَعْناےِ زِنْدِه بودَنِ مَنْ، با تو بودَنْ اَسْت... محفل ادبی شمس☘️ براے اینکہ‌ حال دلمون بهتر بشه :) با خدا و امام زمانمون{عج} راحت تر باشیم؛ مثل یہ‌ عاشق و معشوق واقعے 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3426484399C243999d4c2
مشاهده در ایتا
دانلود
شمس
#موسیقی #علیرضا_قربانی #هوشنگ_ابتهاج @sher_shams
خانه دلتنگ غروبی خفه بود مثل امروز که تنگ است دلم پدرم گفت چراغ و شب از شب پُر شد من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید زود برخواهد گشت ابری آهسته به چشمم لغزید و سپس خوابم برد کِ گمان داشت که هست این همه درد در کمین دل آن کودک خرد؟ آری آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور... من نمی دانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر؟ آه ای واژه ی شوم خو نکرده ست دلم با تو هنوز من پس از این همه سال چشم دارم در راه که بیایند عزیزانم آه .... @sher_shams
دردم دهی به فصلی، درمان کنی به وصلی، مانم که بر چه اصلی، درد و دوایم از توست... از بستر غنودن، تا اوج پر گشودن، از ابتدای بودن، تا انتهایم از توست... جز تو هوس ندارم، هیچ از تو بس ندارم، من جز تو کس ندارم، هر ماجرایم از توست... @sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاکان ستم ز جور فلک بیشتر کشند گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا پ.ن : و هر چقدر که زندگی بر تو دشوار شد بدان خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او @sher_shams
مِی خواهم و کنجی که بجز یار نباشد من باشم و او باشد و اغیار نباشد... آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت کان جا ز رقیبان تو آثار نباشد @sher_shams
بی یار به عالم نتوان بود، هلالی عالم به‌چه کار آید اگر یار نباشد!؟ @sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این جان و دل و دیده پیِ دیدنِ اوست جان و دل و دیده را به دیدار دهیم... @sher_shams
گفتی مرا به عشق که باید زِ جان گذشت! جانم تویی! چگونه توانم از آن گذشت؟ @sher_shams
دردا که دلم به هیچ درمان نرسید جانش به لب آمد و به جانان نرسید در بی‌خبری عمر به پایان آمد و افسانه‌ی عشق او به پایان نرسید @sher_shams
از قیمت یوسف نشود یک سر مو کم هرچند خریدار به بازار نباشد @sher_shams
ما چو پیمان با کسی بَستیم دیگر نشکنیم گر همه زهر است چون خوردیم ساغر نشکنیم پیش ما یاقوت یاقوت است و گوهر گوهر است دأبما اینَست یعنی قدرِ گوهر نشکنیم هر متاعی را در این بازار نِرخی بسته‌اند قند اگر بسیار شد ما نرخِ شکر نشکنیم عیب پوشان هنر بینیم ما طاووس را پای پوشانیم اما هرگزَش پر نشکنیم ما درخت افکن نه‌ایم آنها گروهی دیگرند با وجود صد تَبر، یک شاخ بی بر نشکنیم بِه که وحشی را در این سودا نیازاریم دل بیش از اینَش در جراحت نوک نشتر نشکنیم دأب: عادت، خو @sher_shams