خوان هشتم را
من روایت می کنم اکنون ...
همچنان میرفت و می آمد.
همچنان می گفت و می گفت و قدم می زد:
قصه است این ، قصه ، آری قصه ی درد است
شعر نیست،
این عیار مهر و کین و مرد و نامرد است
بی عیار و شعر محض خوب و خالی نیست
هیچ- همچون پوچ- عالی نیست
این گلیم تیره بختی هاست
خیس خون داغ رستم و سیاوش ها ،
روکش تابوت تختی هاست...
#اخوان_ثالث
۱۷ دی سالروز درگذشت جهان پهلوان تختی گرامی باد
@Sher_shams
#شفایی_اصفهانی
عاشق نشوم، دل ندهم؛ پس به چه کوشم؟
جز عشق، دگر بهر چه کار است دل ما؟
@sher_shams
#فاضل_نظری
پس چه هستی ای فلک، گر دور باطل نیستی
چیستی ای عمر، گر زهر هلاهل نیستی
@sher_shams
#سید_حسن_حسینی
خوردیم چو گنجشک به دیوار بلورین
پنداشته بودیم که این پنجره باز است
@sher_shams
#جذبه_کاشانی
در مصر دلم یوسفی آسوده که هرگز
یعقوب ندیدهست و زلیخا نشنیدهست
@sher_shams
#یاسر_قنبرلو
از دست دیگران به کناری گریختم
از دست خویش به کجا می توان گریخت
@sher_shams
#قیصر_امین_پور
آخرش روزی بهار خنده هامان می رسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم
@sher_shams
من خزیدم در دلِ بستر
خسته از تشویش و خاموشی
گفتم: ای خواب
ای سرانگشت کلید باغهای سبز !
چشمهایت برکهی تاریکِ ماهیهای آرامش
ببر با خود مرا به سرزمینِ
صورتی رنگِ پریهای فراموشی ...!
#فروغ_فرخزاد
@sher_shams