eitaa logo
شمس
190 دنبال‌کننده
627 عکس
133 ویدیو
6 فایل
مَعْناےِ زِنْدِه بودَنِ مَنْ، با تو بودَنْ اَسْت... محفل ادبی شمس☘️ براے اینکہ‌ حال دلمون بهتر بشه :) با خدا و امام زمانمون{عج} راحت تر باشیم؛ مثل یہ‌ عاشق و معشوق واقعے 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3426484399C243999d4c2
مشاهده در ایتا
دانلود
‏« ما فاتَكَ لم يُخلق لكَ وما خُلِقَ لكَ لن يفوتكَ. » آنچه را از دست دادی برای تو آفریده نشده بود و آنچه برای تو آفریده شده است را هرگز از دست نخواهی داد. @Sher_Shams
قدم به کلبه من رنجه گو نسازد یار مرا ز وعده او، ذوقِ انتظار بس است صائب تبریزی @Sher_Shams
‌‌گرچه این شهر شلوغ است، ولی باور کن، آنچنان جای تو خالیست، صدا می‌پیچد …‌ @Sher_Shams
میگویند اگر کسی را دیدی و قلبت به تپش افتاد، این یعنی عشق. ولی من تو را که می‌بینم، قلبم آرام می‌شود … @Sher_Shams
هرگز فراموش نخواهم کرد، هرگز... ساده به تو می‌گویم: در تمام زندگی‌ام همانند تو کسی را نشناختم، هرگز هرگز... هرگز به کسی، مانند تو اینچنین نزديک نشده‌ام به این خاطر است که فراموشت نخواهم كرد، نه... تو در زندگی‌ام چیزی بی‌نظیری، با تو آغاز كردم و گویی که با تو به پایان خواهم رسید... غسان کنفانی @Sher_Shams
ای بنده! یک روز بر من صبر کن تا غلبه‌ی روزگار را از تو بردارم. 📚مواقف و مخاطبات | محمدبن عبدالجبار نفری @Sher_Shams
قمارِ عشق، ندارد ندامت از دنبال بباز هر دو جهان را در این قمار و برو صائب تبریزی @Sher_Shams
هر بار که به قضاوت دیگران می‌نشینم، درحال آشکار ساختن بخش‌های شفا نیافته‌ی خویشتن هستم... نیچه @Sher_Shams
بجز وصال تو هیچ از خدا نخواسته‌ایم که حاجتی نتوان خواست از خدا جز تو...
دست خالی‌ست هر آنکس به حـــرم می آید در ورودی که نـــیازی به نـــگهبانی نیـــست در مـــعطل شدن و دست رساندن به ضـــریح لـــذتی هست که در ســـجده‌ی طولانی نیست
باز کن در که گدای سحرت برگشته عبد عصیان زده و در به درت برگشته بنده ی بی خرد و خیره سرت برگشته سفره را چیدی و دیدم نظرت برگشته اصلا انگار نه انگار گنه کارم من به تو اندازه ی یک عمر بدهکارم من گرچه آلوده ام و خوار ولی برگشتم طبق آن فطرت پاک ازلی برگشتم از عقوبات من غم زده تعجیل بگیر عبد آلوده پشیمان شده تحویل بگیر بنده وقتی که فرو رفت به مرداب گناه خواست از چاله در آید ولی افتاد به چاه وای از دست رفیقی که مرا برد ز راه من زمین خوردم و او جای دعا کرد نگاه حرف پرواز زد اما همه طنازی بود دوستت دارمِ آن دوست ، دغل بازی بود هیچ کس با دل من هم دل و همراز نشد این در آن در زدم اما گره ام باز نشد این پر سوخته وقتی پرِ پرواز نشد سدّ راه گنه خانه برانداز نشد ناگهان هاتفی از سوی خدا گفت بیا گفتم آلوده ام و پر ز خطا گفت بیا حال من آمده ام حالِ مرا بهتر کن دیگر از دست خودم خسته شدم باور کن با چنین بنده که داری به مدارا سر کن دم افطارم و مست می کوثر کن گرچه اندازه ی یک کوه گنه سنگین است آشتی با تو همیشه مزه اش شیرین است سفره ای را که تو چیدی چقدر رنگین است آخر کار هر آن کس که بیاید این است @Sher_Shams
به حرمت رمضان‌ کوش اگر ز اهل یقینی همین مه است‌ که آدم طبیعت ملک استش بیدل دهلوی @Sher_Shams