یا رب تو مرا به نفس طناز مده
با هرچه به جز تُست مرا ساز مده
من در تو گریزان شدم از فتنه ی خویش
من آن توام مرا به من باز مده
#مولانا
@Sher_shams
یک اشتباه و یک دهه در خود فرو شدن
با زهرخندِ آینهها رو به رو شدن
این سهم یا سزای تو امّا، جزای من
محکومِ تا همیشهٔ رازِ مگو شدن
حتی به رستخیز زبان وا نمیکنم
آسوده باش، نیست مرامم دو رو شدن
ده سال با دروغ تو خوش بود حالِ من
حالا چه سود میبری از راستگو شدن؟
ایهام و استعاره و تمثیل و نقطهچین
آسان که نیست شاعرِ چشمانِ او شدن...
#محمدعلی_بهمنی
@Sher_shams
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
#سعدی
@Sher_shams
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام
خارم ولی به سایه ی گل آرمیدهام
با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
همچون بنفشه سر به گریبان کشیدهام
چون خاک در هوای تو از پا فتادهام
چون اشک در قفای تو با سر دویدهام
من جلوه ی شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیدهام
از جام عافیت مِی نابی نخوردهام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیدهام
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریدهام
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریدهام
گر میگریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن که آهوی مردمندیدهام
#رهی_معیری
@Sher_shams
پرتو شعلۀ عصیان زمانی سایه
هرچه خوانند تو را برتر از آنی سایه
نیست امروز کسی عارف و زندیق بهم
تو درین ره همهجا ورد زبانی سایه
نوجوان بودی و شعرت همه آفاق گرفت
در نود سالگیات نیز همانی سایه
چشم بد دور ازین شعبده در کار هنر
آفتابی تو که در سایه نهانی سایه
از طلسمات غزل آنچه گشودند تو را
رهرو واقف این گنج روانی سایه
از دَد و دیو چه بیمت که بدین خاتم شعر
راستی را که سلیمان زمانی سایه
لحظهای نیست که غافل شود از یاد تو دل
ای خوشا من که توام جان جهانی سایه
بخشی از شعر #شفیعی_کدکنی در وصف زنده یاد هوشنگ ابتهاج (متخلص به سایه)
@Sher_shams
💔
شب جمعه شده باز دلم رفت حرم
دل آشفته من صحن تو را کم دارد
صلی الله علیک یا اباعبدالله یا حسین بن علی✋🏻
#اربعین
#شب_جمعه💔
@sher_shams
پیام من که رساند به یار مهر گسل؟ ...
که برشکستی و ما را هنوز پیوند است...
که با شکستن پیمان و بر گرفتن دل...
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است...
#سعدی
@Sher_shams