eitaa logo
شعر هیأت
12.4هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
214 ویدیو
21 فایل
🔹انتخاب شعر خوب، استوار و سالم، تأثیرگذار و روشن‌گرانه همواره دغدغه ذاکران و مرثیه‌خوانان اهل معرفت و شناخت بوده است. 🔹کانال «شعر هیأت» قدمی کوچک در راستای تحقق این رسالت بزرگ است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹احسن‌الاحوال🔹 در هوایت عشق دارد شور و حال تازه‌ای عشق تو داده به من انگار بال تازه‌ای از ستون اول این جاده در صحن توام هر قدم دارد برای من وصال تازه‌ای کربلای تو... شب جمعه... شمیم سیب سرخ... در سرم هر لحظه‌ای دارم خیال تازه‌ای دیدن شش‌گوشه‌ات شد احسن‌الاحوال من تازه اینجا می‌شود آغاز، سال تازه‌ای در کنارت لحظه لحظه عمر معنا می‌شود زندگی با عشق تو یعنی مجال تازه‌ای می‌شود من هم یکی از کشتگان عشق تو...؟ می‌روم از کربلایت با سؤال تازه‌ای! 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹وطن مادری🔹 از خدا آمده‌ام تا به خدا برگردم پس چرا از سفر کرب‌وبلا برگردم؟ می‌روم پشت سرم آب نریز ای مادر وطن مادری آنجاست چرا برگردم؟ من به پابوسی آن سرور بی‌سر بروم وای اگر از حرمش بی‌سروپا برگردم کفن و چادر و انگشتر سوغاتم نیست بگذارید که با شرم و حیا برگردم سر پرواز به سوی غم دیگر دارم می‌روم شام مگر با اُسرا برگردم دل بیمار فقط از تو شفا می‌خواهد شب جمعه‌ست دلم کرب‌و‌بلا می‌خواهد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/770@ShereHeyat
من و این روضه‌ها، الحمدللّه من و یاد شما، الحمدللّه رسد روزی که در سجده بگویم رسیدم کربلا، الحمدللّه 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹می‌شود او را ببینم؟🔹 از خودم می‌پرسم آیا می‌شود او را ببینم؟ آن غریب آشنا را می‌شود آیا ببینم؟ اشک می‌ریزم اگر حرفی از او در بین باشد اشک می‌ریزم‌ اگر نامی از او حتی ببینم رد پایش را اگر در خلوت «علامه حلی» دستخطش را اگر در بین کاغذها ببینم از نگاه «سیدبحرالعلوم» آن ماه را آه! در میان سینه‌زن‌ها ظهر عاشورا ببینم یا به چشم «سید» او را بین سرداب مقدس در دل تاریک شب در سجده و نجوا ببینم کاش می‌شد در طواف کعبه دستش را ببوسم یا میان زائران اربعین او را ببینم سحرهای ساحران را دیده‌ام یک عمر یارب می‌رسد روزی عصا را در کف موسی ببینم؟! 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5643@ShereHeyat
سرمایهٔ من چیست؟ پریشانی من گهگاه همین دیدهٔ بارانی من کوتاه شده‌ست راهم از فرش به عرش بر تربت کربلاست پیشانی من 📝 @ShereHeyat
🔹اشک شوق🔹 بگو چه بود اگر خواب یا خیال نبود؟! که روح سرکش من در زمان حال نبود مگو که هیچ به دریا نمی‌شود پیوست اگر که رود نبود و اگر زلال نبود تمام قاعده‌ها را شکست در هم عشق! بزرگ و کوچکی آنجا به سن و سال نبود در آن شلوغی اگر گم شدن بلد بودی خیال یافتن خویشتن محال نبود.. قسم به آبلۀ پا و اشک شوقِ سلام که رنج راه، کم از لذت وصال نبود در آن مسیر دلم بس که یاد زینب کرد به چشم هر چه می‌آمد به جز جمال نبود زمین چه داشت اگر این طریق و جاده نبود؟ زمان چه داشت اگر این زمانِ سال نبود؟ کسی نگفت چرا پاسخ سؤالم را چه بود آن سفر آیا؟ اگر خیال نبود نشد که شرح دهم حال بی‌مثالم را که این دو خط غزل من، زبان حال نبود 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3821@ShereHeyat
من حال پس از سقوط را می‌فهمم آشفته‌ام این خطوط را می‌فهمم برگشته‌ام از بهشتِ بین‌الحرمین آدم شده‌ام... هبوط را می‌فهمم 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹قلّۀ ادراک🔹 آنچه در سوگ تو اى پاک‌تر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت‏ چشم تاریخ در آن حادثۀ تلخ چه دید که زمان مویه‌کنان از گذر خاک گذشت‏ سر خورشید بر آن نیزۀ خونین می‌گفت که چه‌‏ها بر سر آن پیکر صدچاک گذشت‏ جلوۀ روح خدا در افق خون تو دید آن‌که با پاى دل از قلّۀ ادراک گذشت‏ مرگ هرگز به حریم حَرمت راه نیافت هر کجا دید نشانى ز تو چالاک گذشت‏ حرِّ آزاده، شد از چشمۀ مهرت سیراب که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت‏ آب، شرمندۀ ایثار علمدار تو شد رود بی‌تاب کنار تو عطشناک گذشت‏ بر تو بستند اگر آب، سوارانِ سراب دشت، دریا شد و آب از سر افلاک گذشت‏... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3241@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹زبان اشک🔹 با نی، نوای نای تو را گریه می‌کنیم پژواک ربنای تو را گریه می‌کنیم هرجا گره به کار می‌افتد، به زمزمه نام گره‌گشای تو را گریه می‌کنیم ابریم و در مسیر تکامل به سمت رود هر صبح و شب هوای تو را گریه می‌کنیم قاریِ تا همیشهٔ قرآن! هنوز هم تفسیر آیه‌های تو را گریه می‌کنیم تقطیع شد کلام خدا روی خاک… آه هر حرف، هر هجای تو را گریه می‌کنیم.. ای صبح بی‌غروب که بر نیزه می‌روی تا شام ردپای تو را گریه می‌کنیم ساکت شده‌ست هلهلهٔ دشمنت ولی ما همچنان صدای تو را گریه می‌کنیم با هر شهید تازه که از راه می‌رسد یک‌ روضه کربلای تو را گریه می‌کنیم باری زبان اشک جهان‌فهم و ساده است بی‌مرز ماجرای تو را گریه می‌‌کنیم 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹امیر قافله🔹 امیر قافلۀ دشت کربلاست حسین به راه بادیۀ عشق، آشناست حسین ببین که در پی قربان شدن به تیغ ستم چو نخل سر زده از باغ کربلاست حسین... چو آسمان تنش آذین به گُل‌ستارۀ زخم صبور مانده به نیزار نیزه‌هاست حسین به راه دوست، گذشت از جهان و جان بنگر به استقامت و ایثار، تا کجاست حسین رها ز رنگ تعلق، به ملک استغنا رضا به دادۀ حق داده و رضاست حسین چو شیر شرزه، شکار افکن است و دشمن‌گیر به کارزار، همانند مرتضاست حسین خدای را، مشو از موج حادثات ملول که در سفینۀ تقدیر، ناخداست حسین به خون پاک شهیدان کربلا سوگند که در حریم وفا رحمت خداست حسین 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1162@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹زندهٔ جاوید🔹 زندۀ جاوید کیست؟ کشتۀ شمشیر دوست کآب حیات قلوب در دم شمشیر اوست گر بشکافی هنوز خاک شهیدان عشق آید از آن کشتگان زمزمۀ دوست دوست... بندۀ یزدان‌شناس، موت و حیاتش یکی‌ست زآن‌که به نور خداش پرورشِ طبع و خوست... گوش دل مؤمن است سامع صوت خدا گر چه ز آواز خلق، ملک پر از های و هوست... عاشق وارسته را با سر و سامان چه کار؟ قصۀ ناموس و عشق صحبت سنگ و سبوست عاشق دیدار دوست اوست که همچون حسین زردی رخسار او سرخ ز خون گلوست... گر به اسیری برند عترت او دشمنان هرچه ز دشمن بر او دوست پسندد، نکوست تا بتوانی «فؤاد» در غم او گریه کن بر تو از این آبِ رو نزد خدا آبروست 📝 🌐 shereheyat.ir/node/874@ShereHeyat
رفتی تو و داد از دل دنیا برخاست از پای نشست هرکه از جا برخاست از داغ غم تو قلب آهن شد آب آه از دل ذوالفقارِ مولا برخاست 📝 @ShereHeyat