#حضرت_زینب علیهاالسلام
#قصیدهواره
🔹چگونه وصف تو گویم؟🔹
خجسته باد قدوم تو، ای که بدر تمامی
فروغ دیدهٔ ما، مهر جاودانهٔ شامی
شکفتی ای گل صبر و شکیب دامن زهرا
تو زینبی و چو نام تو نیست نادره نامی
اگر پرندهٔ جانم سلام من نرساند
«مَنِ المبلّغُ عَنّی اِلی سُعادَ سلامی»
چگونه وصف تو گویم که در کلام نگنجی
چه از قیام تو گویم، که قامتی ز قیامی
سخن ز صبر نگویم، که خویش اسوهٔ صبری
رسالتت نستایم، که در پیام تمامی
تویی تو، زینت «اَب» زینب ای عصارهٔ عصمت
تو حلم فاطمه، علم علی، تو روح پیامی..
جمال عشق درخشید با پیام تو آنسان
که در کمال بدین جلوه کس ندید کلامی
سزد که از تو شود سرفراز رایت قرآن
که زان خطابه بلرزد ز خشم، دشمن خامی
اگر کلام شود هر نفس که شرح تو گوید
کجا ز عهده برآید ز وصف چون تو مقامی
تو سایهبان یتیمان، طلایهدار حسینی
صلای نهضت حق، قسط و عدل را تو دوامی..
مراست آرزوی آنکه آستان تو بوسم
تو ای فروغ دل ما، تو ای که زینت شامی
خوشا طواف سر کوی دوست کردن و مردن
چنین خوش است «سپیده»! سفر به حُسن ختامی
📝 #سپیده_کاشانی
🌐 shereheyat.ir/node/1183
✅ @ShereHeyat
#حضرت_زینب علیهاالسلام
#غزل
🔹مطلع مهر🔹
شبی كه مطلع مهر از، طلوع زینب بود
فروغ روز نشسته، به دامن شب بود
هزار رود نواگر ز كوثر و تسنیم
روان به خانهٔ زهرا، به بوی زینب بود
هزار چشمۀ خورشید، از كرانۀ شب
دمیده از دل مهتاب و چشم كوكب بود
شكوفهبار لب مرتضی به باغ دعا
ستارهریز دم مصطفی، به یا رب بود..
اگرچه «زینِ اَب» او را نهاد نام، رسول
خدای داند، كاو زینت «اُم و اَب» بود...
📝 #مشفق_کاشانی
🌐 shereheyat.ir/node/1180
✅ @ShereHeyat
از غیب، ترنّم حضوری آمد
از قلۀ آسمان چه نوری آمد
بعد از حسن و حسین، در خانۀ وحی
«زینب» چه فرشتۀ صبوری آمد
📝 #عباس_شاهزیدی
🏷 #حضرت_زینب علیهاالسلام
✅ @ShereHeyat
#حضرت_زینب علیهاالسلام
#ترکیب_بند
🔹زهرای کربلا🔹
گفتیم آسمانی و دیدیم، برتری
گفتیم آفتابی و دیدیم، بهتری
گفتیم دختر اسدالله غالبی
ایام کوفه آمد و دیدیم، حیدری
تو از زمان کودکیات تا بزرگیات
شیواترین مُفَسِّر الله اکبری
تو از کدام طایفه هستی که مستقیم
فیض از حضور علم خداوند میبری
بر شانههای سبز تو بار رسالت است
تو اولین پیمبر بعد از پیمبری
ای آفتاب روشن شبهای کربلا
ای زینب مدینه و زهرای کربلا
::
«ای ماورای حد تصور، کمال تو»
بالاتر از پریدن جبریل، بال تو...
غیر از حسینِ فاطمه چیزی ندیدهایم
در انعکاس آینههای زلال تو
نزدیک سایههای عبورت نمیشویم
نامحرمان عشق کجا و خیال تو؟
گیرم که خیمۀ تو به تاراج رفته است
گنجینههای باغ بهشت است مال تو
از گوشههای چشم تو، ساحل درست شد
از سایۀ عفاف تو، محمل درست شد
::
ای سایۀ بلند اباالفضل بر سرت
ای بال جبرئیل گلستان معبرت
مهتاب هم رشیدی قد تو را ندید
از بس که چون هلال گذشت از برابرت
شبزندهدارِ شامِ غریبانِ کربلا!
دلبستۀ نماز شب تو برادرت
ای خطبۀ رسای تو نهجالبلاغهات
وی محمل بدون جهاز تو منبرت
ای قلۀ نجابت و ایثار جای تو
عطر حضور فاطمه دارد صدای تو
📝 #علی_اکبر_لطیفیان
🌐 shereheyat.ir/node/4202
✅ @ShereHeyat
#حضرت_زینب علیهاالسلام
#مثنوی
🔹عقیله🔹
هرچند نامِ نیک فراوان شنیدهایم
نامی به باشکوهیِ زینب ندیدهایم
ارث از دلِ شجاع تو بردهست، یا علی!
نامش گره به نام تو خوردهست، یا علی!
پیوندِ عقل روشن و بیداری دل است
شاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است
قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زند
وقتی عقیلةالعرب از عشق دم زند
زینب به بند، بندگی یار میکند
گیراست زلف یار و گرفتار میکند
از چشم یار، قامت دلدار، دیدنیست
نام حسین، از لب زینب شنیدنیست
آن شیرزن که زینت شیر خدا شود
باید امیر قافلۀ کربلا شود
در پایمردی از همۀ مردها سر است
کوثردلی که در رگ او خون حیدر است...
زن دیدهاید در سخنش، برقِ ذوالفقار؟
دربند و سربلند، اسیر و امیروار...
زن دیدهاید اسوۀ هر مرد و زن شود؟
زن دیدهاید مثل علی بتشکن شود؟
غیر از جمال، در دل خون و بلا ندید
جز شوق یار، در عطش کربلا ندید
شد پیش حق، دلیلِ مباهات اهلبیت
وقتی که نور چشم علی گفت: «ما رَاَیت»
با «ما رَاَیت» بندگیاش را تمام کرد
حمدی نشسته خواند و دو عالم قیام کرد...
«از هرچه بگذری، سخن دوست خوشتر است»
این دخترت، علی! چقَدَر، شکل مادر است!
هر بار تا صدا زدهای نام زینبت
انگار نام دیگر زهراست بر لبت
آن زهرهای که چادر زهراست بر سرش
ناموس کبریاست، شبستانِ معجرش
باغ حیاست؛ کوچ بیابانیاش مبین
فخرُالنّساست؛ بیسر و سامانیاش مبین...
بانوی صبر! صبر سواران سر آمده
آه از نهاد مردم عالم، برآمده...
بانو! دعا کن آن مه پنهان عیان شود
روشن زمین، به جلوۀ صاحبزمان شود
📝 #قاسم_صرافان
🌐 shereheyat.ir/node/747
✅ @ShereHeyat
#حضرت_زینب علیهاالسلام
#مثنوی
🔹چه بگویم از تو؟🔹
گفتم از کوه بگویم قدمم میلرزد
از تو دم میزنم اما قلمم میلرزد
عرق شرم چکید از قلم از توصیفم
بسکه نام تو بلند است بلاتکلیفم
به شکوهت، به جلالت، به کلامت زینب
پی نبردیم به یکتایی نامت زینب
صبح از نور تو آیینۀ مضمون شده است
از تو آموخته خورشید که خاتون شده است
آمدی شمس و قمر پیش تو سوسو بزنند
تا که مردان جهان نزد تو زانو بزنند
چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد
باز تکرار همان سورۀ «اَعطینا» شد
جان عالم به تو از شوق مکرر میگفت
به گمانم به تو آرام پیمبر میگفت:
بیتو دنیای من از شور و شرر خالی بود
جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود
آسمان چادر گل بافته با آمدنت
زندگی رنگ دگر یافته با آمدنت
من در این مرحله لالم! چه بگویم از تو؟
من در اعماق خیالم... چه بگویم از تو؟
به خداوند قسم، از تو سرودن سخت است
هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است
آیه در آیه جهان محو تماشا شده است
لب آیات به تفسیر شما وا شده است
هر قدم شیوۀ تو راه تو، پیدا و نهان
رسم مردانگی آموخت به مردان جهان
از تماشای شکوه تو دهانم باز است
زن اگر زینب کبراست که زن اعجاز است
قبل تو کوه وقار اسوۀ معروف نداشت
صبر تنها صفتی بود که موصوف نداشت
یک گلستان گل پژمرده در آغوشت بود
علم کربوبلا یکتنه بر دوشت بود
نام زن بعد تو معنای دگر پیدا کرد
رادمردی تو این حادثه را زیبا کرد
ای که زنجیر در آغوش تو آرام گرفت
از مناجات تو سجاده هم الهام گرفت
گرچه دلها همگی سردتر از آهن بود
خم به ابروت نیامد که دلت روشن بود
از تو آموختهایم آخر خط زیباییست
که جهان با همه سختیش فقط زیباییست
📝 #سیدحمیدرضا_برقعی
🌐 shereheyat.ir/node/1792
✅ @ShereHeyat
#جعفر_طیار علیهالسلام
#رباعی
🔹ابوالمساکین🔹
یاران وفادار پیمبر بودند
ای کاش که در کنار حیدر بودند
دستان علی بسته نمیشد آنروز
در کوچه اگر حمزه و جعفر بودند
آرامش مطلق صدای تو کجاست؟
لبخند همیشه آشنای تو کجاست؟
ای آنکه تو را «ابوالمساکین» خواندند
مسکینم و مُستَکین، سرای تو کجاست؟
در معرکه قهرمان پیکار شدند
در قامت یک حماسه تکرار شدند
در موته و علقمه، دو سردار رشید
بیدست، میان خون علمدار شدند
باقیست همیشه قصۀ کوتاهش
این مرد که انتها ندارد راهش
در عرصۀ کربلا حضورش پیداست
در قامت دو جوان عبداللّهش
📝 #سیدمحمدجواد_شرافت
✅ @ShereHeyat
#جعفر_طیار علیهالسلام
#قصیده
🔹دو بال سرخ🔹
پرنده پر زد و پرواز کرد از چینۀ دیوار
از آب و دانهاش دل کند و شد از آسمان سرشار
اگر مشتاق تو آغوش باز آسمان باشد
برای پر کشیدن ذوق و شوقت میشود بسیار
تمام کوهها و دشتها زیر پرت باشند
خوشا پرواز، پروازی رها بالای گندمزار
که لطف دیگری دارد از آن بالا نظر کردن
به پستیهای این دهکورۀ تاریک بیمقدار
خدا در هر مکان حس میشود اما از آن بالا
خدا نزدیکتر، نزدیکتر هم میشود انگار
خدا پرواز بر بام بهشتش را عنایت کرد
به مقطوعالیدینِ جنگ موته، جعفر طیار
همان ماهی که کسب فیض کرد از محضر خورشید
که حتی شب به نورانیت او میکند اقرار
سخاوتهای آن دست کریمش نُقل هر محفل
کرامتهای او بودهست نَقل کوچه و بازار
کسی در فکر تطمیعش نیفتادهست، نه هرگز
که عبد مصطفی کی بوده عبد درهم و دینار؟
شبیه مصطفی خَلقش، شبیه مصطفی خویَش
نبی بودهست در صورت، نبی بودهست در رفتار
«فَمَن... يَرجُو لِقَاءَ رَبِّهِ» در شأن او بوده
«فَمِنهُم مَن قَضَی نَحْبَه» از او میگفت دیگر بار
اگر در راه حاجاتت هزاران پیچ و خم دیدی
مسیر استجابت با نمازش میشود هموار
تمام لحظهها سمت خدا بار سفر بستهست
چه فرقی میکند جزو مهاجر بود یا انصار؟
که هجرت کرده است از خود، جهاد اکبرش این است
تمام لحظهها با نفس امّارهست در پیکار
زمان رجعتش از وادی غربت مصادف شد
به فتح قلعۀ خیبر، به دست قامع الکفار
قصیده بر ضریح چشمهایش میزند بوسه
به استقبال آن دلداده میآید پیمبروار
هلا برخیز حَسّان! طبع شعرت را شکوفا کن
بخوان از پاکی طیّار و از بیباکی کرّار
از آن سو کوه میآمد از این سو مرد دریادل
بلال! الله اکبر سر بده در لحظۀ دیدار
ولی دلخونم از تحریف، از تحریفِ زیبایی
ولی دلگیرم از تاریخ، از تاریخ پنهانکار
معاذ بن جبل عقد اخوّت خوانده با جعفر؟!
معاذ اللّه از این نسبت، از این گفتار استغفار
تو تنها با علی بودی برادر، با علی تنها
حریم «خلوت دل نیست جای صحبت اغیار»
به جنگ موته رفتی و علی چشم انتظار تو
خبر آمد، خبر چون شعلهای افتاد در نیزار
خبر خونین، خبر سنگین، خبر اشک و خبر تلخ است
خبر آمد، خبر در خاک و خون غلتیدن سردار
که اوج روضه این شد با دهان روزه جان دادی
خبر پیچید با جام شهادت کردهای افطار
دم رفتن همه دیدند پرچم را به دستانت
خبر میگرید از افتادن دستان پرچمدار
دو بال سرخ از یاقوت داری جای دستانت
فدای آن همه از خود گذشتن، آن همه ایثار
چه کرده با علی داغت! برادر بیبرادر شد
شکسته قامتش، هفت آسمان شد بر سرش آوار
الهی اینچنین داغی نبیند هیچکس هرگز
الهی اینچنین داغی نگردد باز هم تکرار
نباشی گرگها بیشک نقاب از چهره میگیرند
پس از تو عرصه بر شیر خدا هم میشود دشوار
نبودی، روزهای بعد تو تاریک شد تاریک
حقیقت همچنان خورشید بود، انکار شد انکار
علی آن روزها در غصۀ هجران تو میسوخت
شهادت میدهد روز قیامت آن در و دیوار
📝 #عباس_همتی
🌐 shereheyat.ir/node/5362
✅ @ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت | نوحه و سرود
«فراخوان پیشنهاد شعار مشترک فاطمیه۱۴۰۴»
🚩 شعارها، هدفها را نشان میدهند.
شعارها، راه را به ما نشان میدهند.
شعارها مثل علامتهایی هستند که در راه میگذارند برای اینکه انسان راه را اشتباه نکند.
(بیانات رهبر معظم انقلاب ۹۵/۳/۳)
🚩 ضمن دعوت از همه هیأتهای حسینی برای انتخاب شعار اختصاصی، فراخوان پیشنهاد شعار محوری و مشترک فاطمیه ۱۴۰۴ را اعلام میداریم تا با مشارکت و هماندیشی جامعهٔ بزرگ هیأتی، شعاری تأثیرگذار برای این ایام انتخاب گردد.
🚩 ویژگیهای شعار مطلوب:
▪️︎تأسی به سیرهٔ حضرت فاطمه(علیهاالسلام)؛
بهعنوان «اسوهٔ مقاومت»، «محور امت» و «مادر جبههٔ حق».
▪️︎پاسخ به نیاز روز؛
راهگشا برای مقابله با «جنگ ترکیبی دشمن» و تقویت «انسجام ملی» و «مقاومت اجتماعی».
▪️︎دربرگیرنده محورهای محتوایی؛ منعکسکننده مفاهیم کلیدی سه محور اصلی امسال.
▪️︎روح حماسی؛
تداعیکنندهٔ غیرت، ایستادگی و امید به آیندهای قوی.
▪️︎گویا و روان
🚩 محورهای محتوایی پیشنهادی فاطمیه۱۴۰۴:
امسال، با توجه به شرایط حساس کشور و جنگ همهجانبه دشمن، سه محور راهبردی زیر بهعنوان خطوط اصلی محتوایی پیشنهاد میشود:
✅ محور اول:
«مقاومت وحدتآفرین؛ حضرت فاطمه(علیهاالسلام)، بانوی امتساز و محور انسجام اجتماعی»
حضرت زهرا(علیهاالسلام) نه فقط یک الگوی فردی، که «محور امت» پس از پیامبر(صلواتاللهعلیهوآله) بودند و جان خویش را فدای جلوگیری از تفرقه و حفظ انسجام جامعهٔ اسلامی کردند؛ مقاومتی که وحدتآفرین بود. امروز هم در برابر جنگی که وحدت ملی را هدف گرفته، هیأت فاطمی باید پرچمدار «انسجام» حول محور ولایت باشد.
✅ محور دوم:
«نقشآفرینی بانوان بر اساس الگوی سوم زن؛ تبدیل جریان زندگی به مقاومت مقدس در مسیر ایران قوی»
دشمن با فشار اقتصادی و جنگ روانی، به دنبال توقف «جریان زندگی» و خستهکردن مردم است. حماسهٔ امروز زن فاطمی، در مدیریت هوشمندانه خانه، القای امید و حفظ آرامش خانواده بدون حذف فعالیتهای اجتماعیاش است. «جهاد در خانه» در کنار «حضور اجتماعی بانوان» آفندی است در برابر تهاجم فرهنگی دشمن در موضوع زن و خانواده. الگوی سوم زن، خود یک مقاومت مقدس است که راهبرد دشمن را خنثی و مسیر ساختن «ایران قوی» را هموار میکند.
✅ محور سوم:
«از هیأت فاطمی تا جبهه فرهنگی؛ ایجاد حرکت عمومی برای حمایت از مقاومت و مبارزه با اسرائیل»
هیأت نباید صرفاً محل عزاداری باشد؛ بلکه باید به کارکرد تاریخی خود یعنی «پایگاه عملیاتی» و «سنگر اجتماعی» بازگردد. هیأتهای فاطمی و روضههای خانگی، هستههای شبکهسازی، همفکری و حمایت متقابل هستند که در کنار هم، «جبههٔ فرهنگی مردمی» را برای پشتیبانی از مقاومت شکل میدهند.
🚩 لطفاً شعارهای پیشنهادی خود را
تا شنبه ۱۰ آبانماه ۱۴۰۴
به شناسهٔ کاربری
🆔 @admin_nohe
در ایتا ارسال نمایید.
✅ @ShereHeyat_Nohe
تحلیل یک غزل فاطمی از استاد شفق.mp3
زمان:
حجم:
14.3M
من که از سایۀ اندوه، حذر میکردم
رنگ غم داشت به هرجا كه نظر مىكردم
🎙تحلیل شعر فاطمی استاد غفورزاده
توسط استاد حسینی رکنآبادی
📜 متن کامل شعر
✉️ لینک دریافت نظرات
✅ @smhroknabadi
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#امام_عصر علیهالسلام
#غزل
🔹بهار زندگیام!🔹
کسی که بی تو سَرِ صحبتِ جهانش نیست
تحمّل غم هجر تو، در توانش نیست
کسی که سوخته از انتظار، میداند
دل از فراق تو جسمی بود، که جانش نیست
کسی که روی تو را دید یک نظر، چون خضر
چگونه آرزوی عمر جاودانش نیست؟!
کسی که درک کند دولت حضور تو را
نیاز گوشۀ چشمی به دیگرانش نیست
نه التفات به طوبی کند، نه میل بهشت
که بی حضور تو، حاجت به این و آنش نیست
به خاک پای تو سوگند، ای همیشه بهار!
گلی که بوی تو دارد، غمِ خزانش نیست
بهار زندگیام در خزان نشست بیا
«بهار نیست به باغی که باغبانش نیست»
کنارِ تربتِ زهرا تو گریه کن! که کسی
به جز تو با خبر از قبر بینشانش نیست
بیا و پرده ز راز شهادتش، بردار
پسر که بیخبر از مادرِ جوانش نیست...
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/2177
✅ @ShereHeyat
دلت زخمی دلت آتشفشان بود
نگاهت آسمان بود، آسمان بود
فقط «روح رسول الله»! ای کاش
مدینه با تو قدری مهربان بود
📝 #حسین_عباسپور
🏷 #فاطمیه
✅ @ShereHeyat