#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#غزل
🔹مزار بینشانه🔹
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت
ز پشت پنجرهها دیدگان پر اشکم
سراغ مدفن پنهان و بینشانه گرفت
نشان شعله و درد و نوای زهرا را
توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت
مصیبتیست علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت
چه گفت فاطمه؟ کآنگونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت
فراق فاطمه را بوتراب باور کرد
شبی که چوبۀ تابوت را به شانه گرفت
📝 #سیدفضلالله_قدسی
🌐 shereheyat.ir/node/1199
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
🔹دلواپس پدر🔹
در لغت معنی شبح یعنی
سایهای در خیال میآید
یا به تعبیر دیگری انگار
ابر روی هلال میآید
سایهای مانده بود از مادر
وقت برخاستن نشست، نشست
عرق سرد روی پیشانی
اشک امانم نمیدهد که پر است
مو به مو قصه از پریشانی
شانه از دست مادرم افتاد
قصه آتش شد آن زمانی که
ریخت آوار شهر بر سر ما
همۀ شهر آمدند آن روز
طرف خانۀ محقر ما
هیزم آنقدر هم نیاز نبود..
مادر من خودش یدالله است
کارشان را پر از مخاطره کرد
دست انداخت دور شال پدر
کار را یک غریبه یکسره کرد
نام آن مرد را نمیگویم
روز آخر امیدوارم کرد
روز آخر بلند شد از جا
شستشو کرد، گردگیری کرد
سخت مشغول کار شد اما...
چادر از صورتش کنار نرفت
تا بگیرد امانت خود را
دست پیغمبر آمد از دل خاک
پدر خاک آب شد از شرم
رد شد آن شب سکوتش از افلاک
همه دلواپس پدر بودیم
غسل از زیر پیرهن سخت است
غرق در خون شود کفن سخت است
جان خود را به خاک دادن، بعد
دستها را به هم زدن سخت است
پدرم خویش را به خاک سپرد
📝 #سیدحمیدرضا_برقعی
🌐 shereheyat.ir/node/3546
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#غزل
🔹یک آسمان کبوتر🔹
عطر تن پیمبر از این خانه میرود
بال ملک معطر از این خانه میرود
از اینکه مهر مادر من آب بوده است
هر چشمی آمده، تَر از این خانه میرود
وقتی در آخرین نفسش آه میکشد
یک آسمان کبوتر از این خانه میرود...
حیف از گلی که خانهنشینی نصیب اوست
حیف از گلی که پرپر از این خانه میرود
دیدی چه زود گرد یتیمی به دل نشست
دیدی چه زود مادر از این خانه میرود...
هر جا که میروی برو ای دل ولی بدان
راه بهشت آخر از این خانه میرود
📝 #مهدی_مردانی
🌐 shereheyat.ir/node/1971
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#غزل
🔹داغ تو🔹
آتشی داغ تو در سینۀ من روشن کرد
باید از شعلۀ آن تا به ابد شیون کرد
قامت صبر مرا داغ تو در کوچه شکست
ماجرای در و دیوار چهها با من کرد
ماندهام بر دل تو میخ در آتش زده است
یا دل سوختهات خون به دل آهن کرد؟
شمع چشمان کبودت ز غمم سوخت چنان
که غریبی مرا بر همه کس روشن کرد
جامۀ رزم به تن داشت علی، پیش از این
بعد تو پیرهن صبر، دگر بر تن کرد
📝 #یوسف_رحیمی
✅ @ShereHeyat
گل پژمردهام! باغ و بهارم!
تو رفتی و خزان شد روزگارم
تو را ای گل! به خاک تیره... هرگز
به دستان پیمبر میسپارم
📝 #عباس_همتی
🏷 #فاطمیه
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#غزل
🔹قبر بینشان🔹
مرا به خانۀ زهرای مهربان ببرید
به خاكبوسی آن قبر بینشان ببرید
اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
كبوتر دل ما را به آشیان ببرید
كجاست آن جگر شرحهشرحه تا كه مرا
به سوی سنگ مزارش كشانكشان ببرید
مرا كه مهر بقیع است در دلم چه شود
اگر به جانب آن چار كهكشان ببرید
كجاست آن در آتش گرفته تا كه مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید
كسی صدای مرا در زمین نمیشنود
فرشتهها! سخنم را به آسمان ببرید
نه اشتیاق به گُل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید
📝 #افشین_علا
🌐 shereheyat.ir/node/116
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#امام_حسین علیهالسلام
#غزل
🔹روضۀ مادر🔹
بغض کرد و گفت مردم! شعلهها از در گذشت
بر سر دختر چه آمد تا که بابا درگذشت
زد به سینه، چند یازهرای اشکآلود گفت
بعداز آن از چند و چون روضۀ مادر گذشت
روضهخوان رفت و به ظهر داغ عاشورا رسید
من همان جا ایستادم... شعلهها از در گذشت
من میان کوچه بودم روضهخوان در کربلا
آه، آن شب بر دل من روضهای دیگر گذشت
تازیانه رفت بالا و غلاف آمد فرود
تیغ پشت تیغ از جسم علی اکبر گذشت
شعله بود و محسن ششماهه و دیوار و در
تیری آمد از گلوی تشنۀ اصغر گذشت..
ریسمان بر گردن حبلالمتین انداختند
قافله از بین غوغای تماشاگر گذشت
ذکر حیدر داشت زهرا، مسجد از جا کنده شد
ذکر حیدر داشت مولا از دل لشکر گذشت
درد پهلو، زخم بازو... فاطمه از پا نشست
تیر و نیزه از تن فرزند پیغمبر گذشت
من سراپا اشک بودم، طاقتم از دست رفت
روضهخوان از ماجرای خنجر و حنجر گذشت
روضهها اینجا گره میخورد، بابا رفته بود
هیچکس اما نمیداند چه بر دختر گذشت
📝 #علی_سلیمیان
🌐 shereheyat.ir/node/4448
✅ @ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت | نوحه و سرود
📗کتاب «بیتالاحزان»
مجموعه اشعار فاطمی با قابلیت نوحهخوانی
▪️یکی از معیارهایی که میتوان اشعار کلاسیک را بر اساس آن تقسیمبندی کرد، وزن عروضی شعر است. اشعاری که در قالبهای مختلفی نظیر غزل، قصیده، مثنوی و... سروده میشوند، دارای وزنهای عروضی متنوعی هستند.
▫️بعضی از این وزنها با توجه به نوع چینش هجاهای کوتاه و بلند در آنها، در القاء حس خاصی مثل حماسه، شادی یا غم و اندوه برای انتقال بهتر مفاهیم، به کمک کلمات میآیند. برخی از همین اوزان، در کنار القاء حالت خاص به مخاطب، دارای ضربآهنگ خوبی هم هستند که با محوریت آنها میتوان اشعاری را انتخاب کرد که قابلیت اجرا در قالبهای سینهزنی داشته باشد.
▪️انتخاب یک نغمۀ مناسب برای چنین اشعاری باعث میشود، یک شعر کلاسیک به راحتی تبدیل به یک نوحۀ ریتمیک شود. با این کار ستایشگر از دایرۀ نوحههای مصطلح پا را فراتر گذاشته و از شعر، برای نوحهخوانی بهره میبرد و این اتفاق به اجرای او تنوع ویژهای میبخشد.
روی آوردن به شعر در نوحهخوانی، باعث غنای محتوایی جلسه نیز میشود چرا که شاعر در سرودن شعر، فراغبال بیشتری نسبت به نوحه دارد و بهتر میتواند مضمونپردازی کند.
▫️در پایان، ذکر این نکته ضروری است که در انتخاب شعر برای اجرا در هیأت و بهویژه در قالب نوحهخوانی، باید به نکات بسیاری توجه داشت که بیان آن در این نوشتار کوتاه نمیگنجد. با مقایسه اشعار کتاب پیشرو با انبوه اشعاری که در این سالها سروده شده است تا حدی میتوان به این ویژگیها و تفاوتها پی برد.
📖 تهیه کتاب از طریق وبگاه:
🌐 heyat.co/p/4800
✅ @ShereHeyat_Nohe
#امام_عصر
#فاطمیه
#غزل
🔹سحر نزدیک است🔹
خبری میرسد از راه، خبر نزدیک است
آب و آیینه بیارید سحر نزدیک است
طبق آیات و روایاتِ رسیده، ای قوم!
جمعۀ آمدن او به نظر نزدیک است
عاقبت فصل زمستان به سر آید روزی
باز هم گل دهد این باغ، ثمر نزدیک است
قطره چون رود شود، راه به جایی ببرد
به دعای فرجِ جمع اثر نزدیک است
با ظهورش حرم فاطمه را میسازیم
بار بربند برادر که سفر نزدیک است
راه دور دل ما تا به در خیمۀ او
از در خانۀ زهرا چقدَر نزدیک است
آه گفتم که در خانه و یادم آمد
غربت مادر و اندوه پدر نزدیک است..
تا که افتاد زمین زلزله در عرش افتاد
هاتفی گفت: قیامت به نظر نزدیک است..
📝 #محسن_عربخالقی
🌐 shereheyat.ir/node/1280
✅ @ShereHeyat
آمیخته چون روح در آب و گل ماست
همواره مقیم دل ناقابل ماست
ای زائر عطر گل کجا میگردی؟
آرامگه حضرت زهرا دل ماست
✍🏻 #سیدحسین_موحد_بلخی
🏷 #فاطمیه
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#غزل
🔹اذان بگو🔹
بخوان بلال! که یاس کبود دلتنگ است
اذان بگو! که اذان تو آسمانرنگ است
اذان بگو! که پس از رحلت رسول خدا
مصاحب دل من نالۀ شباهنگ است
اذان بگو! به صدای بلند و جار بزن
که پشت پردۀ ایمان فریب و نیرنگ است
اذان بگو! که بدانند بعد پیغمبر
نصیب آینههای خدانما سنگ است..
بگو که «اَشهَدُ اَنَّ علی وَلیُّ الله»
بگو که لحن مناجات من غماهنگ است
تو از سیاهدلیهای خلق شکوه مکن
«به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است»
مرا ز گریه چرا منع میکنند؟ بپرس
که این چه رسم مسلمانی؟ این چه فرهنگ است؟
بگو که فاطمه این یک دو روزه مهمان است
سفر به خیر بگویند، وقت ما تنگ است..
نماز شام غریبان شد و غروب و شفق
بخوان بلال! که ماه مدینه دلتنگ است
📝 #محمدجواد_غفورزاده
✅ @ShereHeyat
#فاطمیه
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
فرازی از یک #مثنوی
🔹یار علی🔹
...پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند
روز ازل تصویر یک آیینه بودند
این هر سه یک نورند و دارای سه اسماند
در اصل، یک روح مجرّد در سه جسماند
این بضعۀ طاهاست بلکه روح طاهاست
مرضیّه، زهرا، فاطمه، روحی فداهاست...
این آسمانِ آسمانها در زمین است
محکمترین رکن امیرالمؤمنین است...
مقصود حق در سورۀ کوثر جز او کیست؟
دخت رسول و همسر حیدر جز او کیست؟
تو کیستی افلاکی افلاکیانی
کز لطف و رحمت همنشین با خاکیانی
فردوس، مسکینِ در کاشانۀ توست
بارِ ولایت همچنان بر شانۀ توست...
آدم چو در امواج غم نام تو را گفت
ذات الهی توبۀ او را پذیرفت
تو کیستی؟ که ذات پاک بینیازت
نازد به اوج بینیازی بر نمازت
تو کیستی؟ که عقل کلّ گوید فدایت
یا دست بوسد یا که خیزد پیش پایت...
تو کیستی؟ که وحی جوشد از پیامت
بعد از نبی، جبریل گشته همکلامت
تو کیستی؟ که روز و شب ختم نبوّت
کرده زیارت خانهات را پنج نوبت
تو آفتابی و جهان دریایِ نورت
تو نخل نوری، قلب احمد کوهِ طورت
تو عصمة اللّهی و ما غرق گناهیم
تو چشم حقّی، ما اسیر یک نگاهیم
تو بیکران دریای رحمت، ما حُبابیم
تو مهری و ما ذرّههای بیحسابیم
روز قیامت روز وانفساست فردا
ای وای بر آنکس که بیزهراست فردا
ای وای بر آنان که عهدت را شکستند
هنگام استمدادِ تو ساکت نشستند...
باید بگویم فاطمه یار علی بود
تا پای جان تنها طرفدار علی بود
شیعه جدا از آل پیغمبر نگردد
یک گام از راهی که رفته برنگردد
📝 #غلامرضا_سازگار
🌐 shereheyat.ir/node/3593
✅ @ShereHeyat