eitaa logo
شعر هیأت
16.5هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
271 ویدیو
29 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه‌السلام 🔹چراغ قافله🔹 کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی‌شود مسیح اگر دوا دهد بی تو دوا نمی‌شود اگر جدایی اوفتد میان جسم و جان من قسم به جان تو دلم از تو جدا نمی‌شود گریه اگر کنم همی بهر تو گریه می‌کنم ورنه ز دیده‌ام عبث اشک رها نمی‌شود گرد حرم دویده‌ام، صفا و مروه دیده‌ام هیچ‌کجا برای من کرب‌وبلا نمی‌شود کسی که گشت گرد تو گرد گنه نمی‌رود پیرو خطّ کربلا اهل خطا نمی‌شود... جز سر غرق خون تو که شد چراغ قافله رأس بریده بر کسی راهنما نمی‌شود... کرب‌وبلا و کوفه شد سخت به عترتت ولی هیچ‌کجا به سختی شام بلا نمی‌شود چوب به دست قاتلت سوخت و گفت این سخن جای سر بریده در طشت طلا نمی‌شود.. 📝 @ShereHeyat
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داریم همیشه بیرقت را در دست باید به تو و خِیل شهیدان پیوست یاد تو دگر نمی‌رود از دل‌ها مِن‌بعد دل ما همه «دارالذّکر» است 📝 @ShereHeyat
🔹برخیزید🔹 طوفان شوید از سینه‌ها چون آه برخیزید در این نبرد ای مردمان، خون‌خواه برخیزید خون عزیز ماست اینکه بر زمین مانده‌ست ای ملت خون‌خواه! بسم‌الله برخیزید ای با امام خود به خاک‌افتادگان، امروز... با خون او از بین قربانگاه برخیزید هنگام پرواز است با بال و پری سوزان ققنوس‌وار از شعلهٔ جانکاه برخیزید ای حیدری‌ها فتح خیبر پیش رو داریم چون ذوالفقار از جای خود ناگاه برخیزید فردا لگدکوب است امروز آن‌که بنشیند وقت نشستن نیست در این راه برخیزید.. با یالثارات الامام از دامن این خاک تا دست اهریمن شود کوتاه برخیزید 📝 @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹فتح خیبر🔹 دختر شیر خدا در شام محشر کرده است گوییا حیدر دوباره فتح خیبر کرده است او که منبر رفته جدّش بر جهاز ناقه‌ها ناقه‌ای را بی‌جهاز این بار منبر کرده است چون خدابین است چشمش غیر زیبایی ندید گرچه چشمش با سری نیزه‌نشین سر کرده است.. مرتضای نطق‌هایش کفر را بیچاره کرد مکر کافر را باذن‌الله ابتر کرده است بین خطبه مکث کرده ناگهان...، گویا یزید چوب را نزدیک لب‌های برادر کرده است 📝 @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹قافله‌سالار🔹 می‌خواست هرچه از تو خدایت، همان شدی عاشق شدی، شهید شدی، جاودان شدی باید بخوانمت، ششمین فرد پنج تن کبری‌ترین عقیلۀ این خاندان شدی صبر تو را چگونه بلا سر بیاورد؟ زینب تو قبل خلق شدن امتحان شدی دل‌شادی از شهادت عون و محمدت از این‌که چون حسین، تو هم بی‌جوان شدی وقت وداع و بوسۀ آخر چه بر تو رفت؟ آرام جان که رفت، تو هم نیمه‌جان شدی ‌آیینه‌دار و قافله‌سالار و بی‌قرار بعد از حسین، یک‌تنه یک کاروان شدی بار امانت است که بر دوش می‌کشی بیهوده نیست این‌که چنین قدکمان شدی جان را چه قابل است، که بی هیچ وحشتی صد بار پیش‌مرگِ امام زمان شدی سوزاند کوفه را رجز جانگداز تو وقتی که لب گشودی و آتشفشان شدی در خطبۀ تو شقشقیه شعله می‌کشید دیدند کوفیان که امیر بیان شدی از تو نداشت پاسخ دندان‌شکن‌تری تنها جواب سرکشی خیزران شدی منزل به منزل آمدی و هیچ‌کس ندید در خود شکستی از غم و زهرانشان شدی در شام، بهتر است نمانیم و بگذریم باید نگفت این‌که کجا میهمان شدی شهری که چشم بود سراپای مردمش آنجا شهید طعنه و زخم زبان شدی بزم شراب و سکر یزید و یزیدیان دیدی فریب معرکه را و بر آن شدی، تا بشکنی غرور هُبل‌های لات را آنجا تبر به دوش، خلیل زمان شدی باید گلوی مرثیه‌ها را فشرد و گفت کی بی‌قرار و مضطرب و ناتوان شدی؟ بی‌شک شده‌ست چوبۀ محمل به سر زنان آنجا که نوحه کردی و مرثیه‌خوان شدی 📝 @ShereHeyat
خوب است چنان که حسرتش هم خوب است یارب! دلم از ندیدنش آشوب است ذکری که به تسبیح دلم مانده فقط یا رادَّ یوسفَ علی یعقوب است 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹وعدهٔ خدا🔹 ای انتظارِ جاری ده قرن تا هنوز بی‌تو غروب می‌شود این روزها هنوز اما هنوز چشمِ جهانی به راه توست این جمعه آه می‌رسی از راه یا هنوز...؟ با اشتیاق رؤیت تو رو به آسمان هر چشم، خیره است ولی ابرها هنوز... باران پاک رحمتی و خاک می‌کشد هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز تو وعدهٔ خدایی و جاری‌ست یاد تو در خواهش مکرّر هر «ربنا» هنوز در انتظار جمعهٔ تو ندبه می‌کند ناحیهٔ مقدسهٔ کربلا هنوز... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/559@ShereHeyat
در معرکه‌ جز به نام خون‌خواه نیا با طایفۀ بی‌صفتان راه نیا  تسلیم ارادۀ تو شد خصم زبون  ای پرچم سربلند! کوتاه نیا 📝 @ShereHeyat
🔹برخیز برادر!🔹 برخیز که هنگامهٔ جنگ است برادر! در معرکه کی وقت درنگ است برادر؟ ننگ است که بنشینی؛ ننگ است برادر! هرچند امان می‌بُرد این داغ که دیدیم برخیز برادر! همه فرزند شهیدیم در هر شرَیان خونِ به جوش آمده ماییم چون صاعقه، خشمِ به خروش آمده ماییم خون‌خواه شهید سرِ دوش آمده ماییم ما پرچم سرخیم که برخاسته اکنون این راهِ حسین است که خون می‌طلبد، خون چاووش به چاووش خبر می‌رسد از راه گفتند علمدار دگر می‌رسد از راه حالا که پدر رفته، پسر می‌رسد از راه پایان ننوشتند بر این قومِ نمیرا خاموش مگر می‌شود این آتشِ گیرا؟ با دشمن این مرز به جز مرگ، سخن نیست ای هرزهٔ بی‌ریشه! تو را درک وطن نیست هیهات که ما را سرِ تسلیم شدن نیست حاشا که کمر خم کند این طایفه، حاشا شک داری اگر، باشد! بنشین به تماشا هر کس طرف ما به مصاف آمده بر فرض، رفته‌ست گریزان و گرفته‌ست دو پا قرض ما لشکر مرگیم «إذا زُلزِلَتِ الأرض» آتش زدی، از یاد مبَر سانحه‌ات را ما فاتح جنگیم، بخوان فاتحه‌ات را.. :: دردت به سرم باد و به جانم غمت ایران! می‌خواهمت ای میهن و می‌خوانمت ایران! افراشته بادا به ابد پرچمت ایران! ای جان من! ای شیشهٔ عمرم! نخراشی ایران من! ای کاش نباشم که تو باشی 📝 @ShereHeyat
والایی قدرِ تو نهان نتوان کرد خورشیدِ تو را نمی‌توان پنهان کرد توفندگی خطبۀ طوفانی تو کاخ ستم یزید را ویران کرد 📝 @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹میراث مادر🔹 می‌گوید از شکستن سرو تناورش این شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش... زینب درست مثل پدر حرف می‌زند میراث مادر است دلِ داغ‌پرورش می‌گوید از مصیبت سرخی که دیده است از قتل عام چلچله‌ها در برابرش می‌گوید از زمانه، زمین آه می‌کشد خورشید، ابر تیره کشیده‌ست بر سرش این خطبه نیست! تیغۀ شمشیر حیدری‌ست وقتی خرابه‌های دمشق است سنگرش شمشیر از نیام سخن می‌کشد برون این شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5675@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹قافله‌گردانی🔹 اینک زمان، زمان غزل‌خوانی من است بیتی‌ست این دو خط که به پیشانی من است هان ای یزید! بشنو و ابرو گره نزن این میهمانی تو نه... مهمانی من است! غرّه نشو به آنچه سرِ نیزه کرده‌ای این‌ها چراغ‌های چراغانی من است هفتاد سر از این همه، با من برادرند اما دو سر از این همه، قربانی من است نذر من است و از پی احیای دین حق خونِ دو چشم خانۀ بارانی من است ایمن مباد از این همه مشعل، خزان تو تا نوبت بهار گُل‌افشانی من است ما را چو آفتاب به شامَت کشانده‌ای اینک زمان قافله‌گردانی من است... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/963@ShereHeyat