🌸🍃°•
🍃°•
°•
🌱پیرزن از در بیرون نرفته، دوباره برمیگردد تو و می رود طرف میزی که تا چند دقیقه پیش سر آن نشسته بودند، من رو به روی پنجره نشسته ام و فضای کافه پشت سرم است، پیرزن از دیدم خارج میشود، دوستم اما، که رو به رویم نشسته کافه در مشتِ نگاهش است، گردن میکشد ببیند چه چیزی جا مانده بود: "رفت شیرینی که کنار سینی سِروَش بود و اونُ نخورده بود برداشت، لای دستمال پیچید و با خودش برد" با هم میخندیم و هنوز صحبتمان را از سر نگرفته ایم که این بار پسر جوانِ همراه همان پیرزن که گویا نقش داماد قصه را برعهده داشت، داخل میشود، چند قدم که برمیدارد دیگر در دیدرس من نیست، دیدنِ از اینجا به بعد را به چشمان دوستم واگذار میکنم، او هم جزئیات صحنه جرم را اینگونه برایم تشریح میکند: "رفت سر میزشون، شیرینی خودش و دختره رو برداشت، گذاشت توی جیبش و ..." و از در بیرون میرود، ما دو تا از داستان شیرینی هایی که نتوانستند از جریان خواستگاری قِسِر در بروند، از خنده روده بُر میشویم، من علاوه بر واقعیتِ رخ داده، شاهد ابروهای بالارفته دوستمم که هیجان ماوقع را برایم دوچندان کرده...
حالا حس میکنم چقدر خوب است با کسی رفاقت کنی که حتی در روایت کنجکاوی های محض خنده اش هم، یک کلاغ را چهل کلاغ نمیکند.
#سایه_روشن_خاطره
📝بهارخاتون/ جمعه ۴ آبانِ۳
╔═🌸.═══╗
@SheroShaaf
╚════.🍃╝
🌸🍃°•
🍃°•
°•
🌱یکی از دوستانم را عید نوروز دیدم. تازه فهمیده بود باردار است. گفتم اسمش رو می خوای چی بذاری؟ گفت: نمی دونم. پسر باشه حسین.
بعد از شهادت شهید رئیسی پیام داد که اگر پسر باشه اسمش رو می ذارم ابراهیم.
بعد از شهادت سردار زاهدی پرسید: چرا بهش می گی حاج علی؟ مگه اسمش محمدرضا نیست؟ گفتم حالا چه فرقی می کنه؟ گفت: "نه، می خوام بذارم جزو گزینه هام."
بعد از شهادت فواد شکر می خواست اسم بچه اش را فواد بگذارد.
فردایش که هنیه شهید شد گفت اسماعیل چه طوره؟
وقتی همه فرماندهان تیپ رضوان شهید شدند عکس ابراهیم عقیل را برایم فرستاد. نوشت: "بچه م پسره. عقیل هم بد نیست."
سیدحسن نصرالله که شهید شد تصمیم گرفت اسم پسرش را نصرالله بگذارد.
امروز لابد دارد توی ذهنش یحیی سنوار را تست می کند.
پسرش ماه دیگر به دنیا می آید.
فکر کنم اسمش را بگذارد مقاومت!
@tahavaliasr
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌
بر گیسویت ای جان!
کمتر زن شانه
چون در چین و شِکَنَش دارد
دل من کاشانه
°•
این تصنیف، برایم مزه خرمالو میدهد،
سلیقه صدا و طعم موردعلاقه بُن خانواده ام؛_"پدر و مادر"_
گاهی خوب است به سلیقه عزیزانمان بشنویم و مزه کنیم، انتخابهایی که احتمالا با انتخاب شخصی مان توفیر میکند.
Ehsan DaryadelEhsan Daryadel - Dordoone.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
🌸
دردونهء قلبم!
مونس و هم همدم!
دلیل هر خنده م!
نیستی به مو بندم
حوری و هِی محشر!
زیادی تو کمتر
🍃
سوخته بهارم باز،
خسته نشی خستم
آدمت میشم اگه حوام بمونی
یکمی لجبازی کلی مهربونی
گم شدم تو گرمیِ
اون دوتا چشمات
واسه من ستاره نه، یه کهکشونی
🌸
یکی و یک دونه!
خانوم این خونه!
شیرین و دیونه!
دلم بمونی میمونه
کنار من باشی،
به عشق من پاشی
وقتی که بیرونم منتظرم باشی
🍃
درمون هر دردم! بخندی میخندم
جلو خدامم باز میگم تویی حقم
آدمت میشم اگه حوام بمونی
یکمی لجبازی کلی مهربونی
گم شدم تو گرمی
اون دوتا چشمات
واسه من ستاره نه یه کهکشونی
ღ