🌸🍃°•
🍃°•
°•
✨«اسم رمز»
🌱 "یاعلی" برایمان شده اسم رمز.
وقتی لباسهایت را عوض کردهام و تمام شده. دستهایت را میگیرم و میگویم: "یاعلی". که یعنی نام مولا بشود قوت تنت، تا بلند شوی و بنشینی.
وقتی غذایت را خوردهای و میخواهی از پشت صندلی بلند شوی، دست میاندازم زیر بغلهات و میکشمت بالا. میگویم: "یا علی کن مامان."
وقتی بی تکیهگاه ایستادهای و با دو تا چشم براق نگاهم میکنی، برایت دست میزنم و میگویم: "یاعلی. یاعلی. یاعلی و یاعلی." که یعنی تکیهگاهت علی است، جان مادر.
وقتی تلو تلو میخوری و میافتی، میگویم: "یا علی بگو، بلند شو." که یعنی تا علی هست، از افتادن غمت نباشد.
امشب اما تو خودت زبان توی دهانت چرخید و گفتی: "علی!"
ما دلهایمان شیرین شد. خنده پاشید توی صورتهایمان. با تو تکرار کردیم و چشم دوختیم به دهان کوچکت. تو ذکر علی علی گرفتی و ما هم نفس به نفس تو علی علی گفتیم.
امشب دورهمیمان را کردی مجلس عبادت، که ذكرُ عليٍ عبادَةٌ.
توی دلم دعا کردم که تا نفس داری، علی علی بگویی.
میدانم که دعا در مجلس امیرالمؤمنین(ع) مستجاب است...
✍زینب شاهسواری
╔═🖤°═══╗
@mabnaschoole
╚═══°🍃═╝
°•♥️•°
خدارا چه دیدی...
شاید؛
سالی که با رفتن اولین امام آغاز میشود،
با آمدن آخرین امام، پایان یابد!
🌱یک شب بیا برای ظهورش دعا کنیم...
╔═🖤°═══╗
❥@SheroShaaf
╚═══°🍃═╝
🌸🍃°•
🍃﷽
°•
🌱ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده
من که خبر نداشتم. خودت از موسای توی بیابان گرفتارشده برایم حرف زدی. گفتی با بچه و زن پابهماه و گوسفندهایی که همهٔ داراییاش بودند، راه را گم کرده بود. توی آن سوز و تاریکی، توی چهکنم چهکنمها، نوری از دور چشمش را گرفت. خانوادهاش را گوشهای نشاند و رفت. برای خبری از راه گم شده یا شعلهای برای گرم شدن، سمت نور رفت. همه حواسش پیش گرفتاریاش بود و کم میخواست: یا شعلهای یا خبری. اما تو برای بندهات کم نخواستی. با نبوّت برش گرداندی. هم آنها را از گُم و گرفتاری نجات دادی هم آدمهایی که عددشان خیلی بزرگ است.
خدایا خودت خبردارم کردی که میشود کسی برای گرفتاریاش بیاید و تو خیلی خیلی بیشتر از خواستهاش توی دستش بگذاری.
من خبر نداشتم، تو اين قصه را کلمه به کلمه برایم تعریف کردی تا امیدم به محالهای زندگی کمرنگ نشود.
خدای موسای کلیم! دورت بگردم که خدای منِ تازه از راه رسیده هم هستی.
✍ سیمین پورمحمود
╔═🌸°═══╗
❥@SheroShaaf
╚═══°🍃═╝