فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : مراحل سلوک
👤 #حجت_الاسلام_والمسلمین_عاملی
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
21.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 #داستان_صوتی { سیاحت غرب }
♦️ قسمت نهم
♦️ زمین و آسمان همچنان عبوس و کِدِر است...هوایی پٌر حرارت و متعفن از سمت چپ ما وزیدن گرفت!!
خوکها و خرسها را می بینم که گویی آتش می بلعند!! شکمهایشان بسیار بزرگ اما دست و پایشان بسیار لاغر است!!!
چه بد منظره ای ست...
#سیاحت_غرب
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
16.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
🎥 #کلیپ_نموداری
🔸بخش هفتم:
🔹برکات بزرگ انقلاب اسلامی
#گام_دوم_انقلاب_اسلامی
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹 موسی داشت میرفت تو دل کو عبادت کنه؛
یه بنده بد رسید؛ گفت:
ای موسی تو داری میری پیش خدا عبادت کنی؟
گفت آره:
گفت:
پیغام برای این خدا دارم
به خدا پیغام منو میرسونی
گفت چی میگی:
گفت من تو رو نمیخوام......
#استوری
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
و دیدارت ،نورِ
دیدگان من است..🌱
#یا_اباصالح..
#ابانا_مهدی (عج)
#استوری
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
📗 نسخه pdf کتاب «غدیر در گذر زمان» #معرفی_کتاب #غدیر_در_گذر_زمان 🍃بسم الله الرحمن الرحیم 🔴 کت
مسابقه را لطفا به دیگران اطلاع رسانی فرمائید، به عشق حیدر کرار و تبلیغ غدیر👌🌹🙏
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
☘ 🎥 روزمان را با قرآن آغاز کنیم/ ترتیل صفحه ۵۲ قرآن کریم ( آیات ۱۶ تا ۲۲ سوره مبارکه آلعمران) 🍃🌹🍃
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘
🎥 روزمان را با قرآن آغاز کنیم/ ترتیل صفحه ۵۳ قرآن کریم ( آیات ۲۳ تا ۲۹ سوره مبارکه آلعمران)
🍃🌹🍃
🌺 امام علی (ع) میفرمایند: «وَ اعلَموا اَنَّ هذَالقُرآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یَغُشُّ وَالهادِی الَّذی لایُضِلُّ وَالمُحَدِّثُ اَّلذی لایَکذِبُ». بدانید که این قرآن پندآموزی است که خیانت نمیکند و هدایتگری است که گمراه نمیسازد و سخنگویی است که دروغ نمیگوید. (نهج البلاغه خطبه ۱۷۶ )
🎙 استاد: مرحوم منشاوی
#جهاد_تبیین
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
هر روز تفسیر یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
«فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ»
هنگامى که فرستادگان (خدا) به سراغ خاندان لوط آمدند،
«قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ»
(لوط) گفت: «شما گروه ناشناسى هستید.
(سوره مبارکه حجر/ آیه ۶۱_۶۲)
6449224735.mp3
2.82M
استاد قرائتی
موضوع: تفسیر قرآن
نوع:سخنرانی کوتاه
سوره مبارکه حجر
آیه: ۵۷_۶۲
7.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غیبت یعنی چی؟؟؟
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🔗 ایتا :
🍃@ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
﷽ #خانمخبرنگار_و_آقایطلبه #قسمت_شصتم °|♥️|° دستام که صورتمو احاطه کرده بود رو برداشتم و چشمم ب
﷽
#خانمخبرنگار_و_آقایطلبه
#قسمت_شصت_و_یکم
°|♥️|°
محمد کاملا بهم رسیده بود که یاعلی گفتم و شروع کردم به دوییدن..
محمدم نامردی نکرد و دویید دنبالم!
اون ساعت از روز همه جا خلوت بود یک آن غفلت کردم و اون بهم رسید و بازومو از پشت کشید درد زیاد باعث شد توقف کنم و برگردم طرفش..
بایه صدای پر از بغض و خشم و چشمای پر از اشک زل زدم توی چشماشو و دستام و مشت کردم و شروع کردم به کوبیدن تو سینش و گفتم : چیه لعنتی؟؟چیکارم داری؟ چرا مزاحمم میشی؟ چرا دست از سرم بر نمیداری؟، ازت متنفرم محمد میفهمی؟؟ متنفرم!
یهو محمد منو کشید توی بغلش و محکم بغل کرد...
شک بزرگی بهم وارد شده بود...
حتی نفس کشیدنم یاد رفته بود...
حتی نمیتونستم حتی پلک بزنم...
بوسیدن روی سرم توسط محمد مثل یه تلنگر بود برای به کار افتادن مغذ و قلبم...
تازه فهمیدم کجام و چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود!
چقدر به این آغوش برای آرامش احتیاج داشتم!
اشکای من لباس محمد و خیس میکرد...
محمد: فائزم... خیلی دوست دارم... دلم خیلی برات تنگ شده بود... دیگه هیچ وقت تنهام نزار...
حرفای محمد باعث شد توی یه لحظه تمام اتفاقات از اون روز صبح توی خیابون تا اون شب توی حرم یادم افتاد... همه حرفاش دروغه! اگه دوسم داشت چرا تاحالا نیومده بود... چرا با همه نجنگید تو این مدت برام... چرا... داشته میمرده!! از ظاهرش کاملا معلومه... وقتی قیافه و حال الان خودمو با اون مقایسه کردم بیشتر اعصابم خورد شد و به دروغ بودن حرفاش پی بردم!
با خشم خودمو از آغوش محمد بیرون کشیدم.
از کارم شکه شد و همینجور مات و مبهوت داشت نگاهم میکرد.
انگار اصلا توقع نداشت!
_ببینید آقای حسینی من تمام حرفامو از طریق خانوادم به شما اطلاع دادم. امشبم ساعت دوازده برای همیشه هر نسبتی که با شما دارم تموم میشه. پس لطفا برید دنبال زندگیتون. بزارید منم به زندگیم برسم.
محمد: فائزه... زندگیت اینه؟؟؟ تویه آینه یه نگاه به خودت کردی؟؟؟ اگه این زندگیه پس چه فرقی با مردن داره؟؟؟ چرا میخوای پا رو دلت بزاری؟؟؟ جواب بده فائزه؟؟؟ قانعم کن تا برم و دیگه پشت سرمو نگاه نکنم.
_ببین آقای حسینی همین که شما دارید زندگی میکنید کافیه. من پا رو دلم نمیزارم. من نمیخوام با شما ازدواج کنم. نمیتونید مجبورم کنید.
محمد: آقای حسینی و....! مگه من محمدت نبودم؟ چه زود فراموش کردی همه حرفاتو...
_شما فقط برای من حکم یه غریبه رو دارید. دیگه نمیخوام ببینمتون.
محمد: باشه... فقط بگو دوسم نداری... میرم فائزه...
#ادامه_دارد