9.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حضرت آقا فرمودند اگر میخواهید مشکل #کشف_حجاب حل بشه این کار را انجام دهید ...
#حجاب_عفاف
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
-عشقیعنیبهتورسیدن
-یعنینفسکشیدنتوخاکسرزمینت♥️
#سیزدهروزتااربعین
#استوری
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
هدایت شده از شیفتگان تربیت
#شیفتگانتربیت.pdf
3.17M
#کتاب " انسان #دویستوپنجاهساله "
بیانات و نوشته های مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای درباره سیره سیاسی مبارزاتی امامان معصوم
#منبع_مسابقه
#منبع_مسابقه بعدی ما
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
هر روز یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىَ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»
هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو میکرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود میریخت)، شیطان القائاتی در آن میکرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را از میان میبرد، سپس آیات خود را استحکام میبخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.
تفسیر:
از آنجا که در آیات گذشته، سخن از تلاش و کوشش مشرکان و کافران براى محو آئین الهى، استهزاء و سخریه آنها نسبت به آن در میان بود، در آیات بعد، هشدار مى دهد: این توطئه هاى مخالفان برنامه تازه اى نیست، همیشه این القائات شیطانى در برابر انبیاء بوده و هست.
نخست، چنین مى گوید: ما هیچ رسول و پیامبرى را پیش از تو نفرستادیم مگر این که هر گاه آرزو مى کرد و طرحى براى پیشبرد اهداف الهى خود، مى کشید شیطان، القائاتى در آن طرح مى کرد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُول وَ لا نَبِیّ إِلاّ إِذا تَمَنّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ).
🌺🌺🌺
اما خداوند پیامبر خود را در برابر هجوم این القائات شیطانى تنها نمى گذاشت. خداوند القائات شیطان را از میان مى برد، سپس آیات خود را استحکام مى بخشید (فَیَنْسَخُ اللّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللّهُ آیاتِهِ).
و این کار، براى خدا آسان است; چرا که خداوند علیم و حکیم مى باشد و از همه این توطئه ها و نقشه هاى شوم با خبر است و طرز خنثى کردن آنها را به خوبى مى داند (وَ اللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ).
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۵۲ سوره مبارکه حج)
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 کلیپ : یک قانون الهی
#آیت_الله_سید_حسن_عاملی
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
7.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣اگر شکرگزار باشی، بزرگت می کنم...
🎙 #دکتر_سعید_عزیزی
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
1601892843-1-.pdf
1.07M
📙فایل پی دی اف کتاب رسالت زن
نشر انقلاب اسلامی جلد ١
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈•
🍃@ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
* 💞﷽💞 #بادبرمیخیزد #قسمت60 ✍ #میم_مشکات سیاوش نگاهی عاقل اندر سفیه به صادق انداخت و گفت: -برو
* 💞﷽💞
#بادبرمیخیزد
#قسمت61
✍ #میم_مشکات
از آنجایی که وقتی تقدیر چیز دیگری باشد، زمین و زمان دست به دست یکدیگر میدهند تا کار خودشان را پیش ببرند، سیاوش هم طبق مثل معروف مار از پونه بدش می آید، هرجایی که میرفت تازه عروس و داماد را میدید و دوباره ذهنش درگیر ماجرایی میشد که قصد داشت آن را فراموش کند. به محض دیدن این دو نفر در کنار هم، ناخواسته در رفتار و کردارشان دقیق میشد. دختری که نجابت و حیا از تمام رفتارش مشهود بود و پسری که از دین تنها ماسکی به صورت داشت ولی خب، این چیزی بود که فهمیدنش کار راحتی نبود. سیاوس چون هم جنس نیما بود، تشخیص رفتار های کاذب یا ریزه کاری های یک پسر برایش راحت بود . او معنی تک تک حرکات و نگاه های دزدانه نیما را میفهمید...خصوصا با آن سابقه ای که دیده بود. اما سیاوش فراموش میکرد راحله یک دختر است. آن هم دختری چشم و گوش بسته که جز پدر متین ش با پسری دیگر دمخور نبوده که بتواند حتی در مخیله اش چنین چیزی راه بدهد. از طرفی حیا و نجابتش مزید بر علت شده بود. وقتی کسی خود در وادی نباشد نمیتواند در مورد بقیه حتی تصور اشتباهی بکند چرا که همه را با نیت و رفتار خود میسنجد... و سیاوش که توجهی به این نکته نداشت تصور میکرد راحله میفهمد و دم بر نمی آورد برای همین عصبانی میشد ...
به هرحال برای سیاوش، دیدن این دو نفر در کنار هم تبدیل به یکی از بدترین مناظر عمرش شده بود. اما چرا? در این دنیا زیادند آدم هایی که قربانی ظاهر سازی ها و نفاق میشوند اما جرا سیاوش این بار اینقدر حساس شده بود?هر بار که این سوال در ذهنش جاری میشد برای خودش سخنرانی راه می انداخت که: خب هرکی باشه ناراحت میشه! این همه حماقت اعصاب خرد کنه... واقعا این دختر براش مهم نیست کی همسرشه?
و خب این توضیح اخلاقی میتوانست آرامش کند هرچند زیر این آرامش تلاطمی داشت که علتش را نمیفهمید. شاید چون باید دنبال جواب دیگری میگشت ...
آن روز در اتاقش نشسته بود و از پنجره اتاق درختهای حیاط خلوت دانشکده را میپایید. باد آرامی می آمد و برگهای سست شده از درخت جدا میشدند و سیاوس مات، خیره به فواره کوچک حوض غرق در افکار خودش بود. منتظر رسیدن ساعت سلف بود. همان طور که خیره مانده بود کسی را دید که از گوشه حیاط وارد میدان لابی شد و روی یکی از نیمکت ها نشست...
#ادامه_دارد...
#الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج