Tsukino…!
باید بگم نه دایی جان تا حالا ندیدم🌛
خب باشه پس بهت میگم😞
هم قاتل بودن
هم خرپول😔
یه بار خیلی لباس مباس برند و اینا خریدن پولشون ته کشید
اینجوری بودن که ما دوباره باید کار بگیریم و بریم سر کار وگرنه کفگیرمون به ته دیگ میخوره و مجبوریم دسر نخوریم😭😭🤣
دوتا من وجود داره در درونم..
یکیشون آرزو های بزرگ داره و میخواد مستقل باشه و به هیچ کس وابسته نباشه. میخواد تو همه چیز بهترین باشه و با همه بتونه رابطه خوبی برقرار کنه و محبوب باشه. میتونه همه چیزو به شوخی بگیره و همیشه میگه که هیچ چیز اونقدر ارزش نداره که به خاطرش ناراحت باشی خصوصا آدما!
ابراز کردن احساسات و نظرات رو خیلی جاها کار مسخره ای میدونه و خیلی براش سخته به بقیه بگه که چه حسی نسبت بهشون داره.
و اون یکی دوست داره همیشه یه نفر ازش مراقبت کنه و به یه نفر وابسته باشه. یه نفر رو دوست داشته باشه، که با شور و شوق زندگی و اتفاقاتی که براش میافته رو باهاش به اشتراک بذاره و تمام خوشحالی هاشو با بقیه خصوصا اون سهیم بشه. همیشه ی خدا داره شعر های بامزه ای میخونه و برای خودش خوشحال میچرخه و مسخره بازی در میاره. ولی با این حال خیلی حساس و زودرنجه و مثل یه شی شکستنی ظریفه. خیلی به دیگران اهمیت میده و مراقبه که هیچ کدوم از تصمیماتش به دیگران آسیب نرسونه و اگه بفهمه رفتارش تونسته بقیه رو ناراحت کنه (که معمولا خیلی زود اینو میفهمه) تا ساعتها میره تو خودش و خود خوری میکنه و سعی میکنه از دلشون در بیاره. و در آخر عاشق بغل کردن آدماییه که باهاشون راحته و دوستشون داره.
هدایت شده از سبزنوشته┆𝑮𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑻𝒆𝒙𝒕
اولش راحته چون احساس خوبی داره. وقتی یه عالمه احساسات خوب به قلبت سرازیر میشه چرا نباید راحت باشه؟
ولی دل کندن؟ سخته. چون احساساتی که روی سرسره قل خوردن و اومدن پایین باید برای برگشت، یه مسیر سربالایی رو طی کنن..
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🚩
قدیم صفا و صمیمیت و حیاط و آلاچیق و حوض پر هندونه و میوه و کرسی و حال خوب بود..
قدیم:
@Ekhrajiha
Tsukino…!
قدیم صفا و صمیمیت و حیاط و آلاچیق و حوض پر هندونه و میوه و کرسی و حال خوب بود.. قدیم: @Ekhrajiha
بچه ها یه عالمه ترشیده دور هم جمع شدیم 🤣🤣
فرق من و داداشم اونجاست که:
داداشم بعد شنیدن یه حقیقت خیلی قدیمی شاید دردناک: شوک فراوان و گریه درحالی که فکر میکرد بقیه اون موقع چه حسی داشتن(درحدی که ترسیدم جدی جدی از حال بره)
من بعد شنیدن همون حقیقت خیلی قدیمی شاید دردناک: عه چه جالب از این اتفاقاتی سریالی واگعیه؟ باورم نمیشه
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 ✨
چرا بعضی وقتا مغز آدم ول کن احتمالات غیر ممکن نیست؟
چرا همش دارم به احتمال اینکه فردا تعطیل باشه فکر میکنم؟ در حالی که دلیلی برای تعطیلی فردا نیست؟