Tsukino…!
تازه دوست داشتم جای لیلی میبودم تا از نیمه ی تاریک دنیا با کمک اون موجوده فرار میکردم...
منم اون موجود رو یه ناجی میدیدم.. قرار نبود اینجوری بشه
یه احساس نفرت انگیز بودن برای زمین و زمان دارم..
خیلی آزار دهندست که هربار بخوام پیامی بدم، به همین خاطر از دادنش منصرف میشم و فقط به گفت و گوی بقیه نگاه میکنم تا فرصت مناسبی پیش بیاد
Tsukino…!
یه احساس نفرت انگیز بودن برای زمین و زمان دارم.. خیلی آزار دهندست که هربار بخوام پیامی بدم، به همین
از این قضیه متنفرم ولی کاری به ذهنم نمیرسه که براش بتونم انجام بدم
Tsukino…!
چشماتو ببند و بزن رو گزینه ارسال
و بعد عین خوره به جونم میافته که اگه اشتباه کرده باشی چی؟ اگه فلان چی؟ رومخ بشی چی؟😀
تهش هزار بار پیامو ویرایش میکنم یا نهایتا پاکش میکنم
البته اگه اون شخص ندیده باشتش همچنان
هدایت شده از Yornika Palace...🤎🍂
https://eitaa.com/31960330/3236
آخه هیچکی نیست... به دردیم نمیخوره
Tsukino…!
https://eitaa.com/31960330/3236 آخه هیچکی نیست... به دردیم نمیخوره
باشه ولی این حرفت توهین به همه ی کساییه که پیاماتو میخونن
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 ✨
نه من قرار نیست گریم بگیره...
کنما رو واقعاً دوست داشتم...
با خودم فکر میکنم که اون یه شخصیت غیر واقعی بود.. و وسط گریه برای دلیل گریه خندم میگیره...