Tsukino…!
تهش داداشم به خاطر فشار درساش زامبی میشه
... برگشته میگه وای به حال بچه هات.. تو مامان باشی چیکار میکنی.. اگه مامان خونه بود فلان میکرد اینجوری میومد کمکم و فلان و بهمان..
باور کنین من اعصاب درس کار کردن با بچه رو ندارم
خودشون باید یاد بگیرن حل کننننن
یعنی چی اخه
هدایت شده از شمیم313 (پیش ثبتنام)
نگید من محبتم رو زبونم نیست تو رفتارمه! اگر بلد نیستید یاد بگیرید! آدمیزاد «باید»بشنوه که دوست داشتنیه، زیباست و عزیزه!
خدای من..
واقعا نمیفهمم یه سری رو..
طرف برگشته بود میگفت چون من با فلانی قطع ارتباط کردم توام دیگه باهاش حرف نزن اعصابم به هم میریزه.
خب دوست عزیز، همونطور که تو دوست منی، اونم دوستمه. من مقصر قطع ارتباط شما نیستم!☺️
وای... واقعا به درد بچه داری نمیخورم. بچه تا وقتی خوبه که مشق نداره. بعدش دیگه خودشه و خودش به من مربوط نمیشه.
یه نکته ای رو باید یادآوری کنم. اغلب سعی کردم خودم رو جای فرد مقابل بذارم و درکش کنم و ازش به دل نگیرم. سعی کردم شرایطشونو در نظر بگیرم و وقتی که لازمه ازادشون بذارم.
درسته که شرایط دیگران رو میبینم.. ولی شرایط خودم رو هم میبینم..🙂
اگه حال خراب بقیه رو میبینم.. متاسفانه اونقدر از خود گذشته نیستم که حال خودم رو ایگنور کنم و پا بذارم روش، و اونقدر ابرازگر نیستیم که بتونم تفکرات و دلایلم رو باهاشون به اشتراک بذارم.
Tsukino…!
یه نکته ای رو باید یادآوری کنم. اغلب سعی کردم خودم رو جای فرد مقابل بذارم و درکش کنم و ازش به دل نگی
متاسفانه چیزی که میبینید، نصفش زیر آبه.
اتفاقا دلیل ترسم از مردم هم همینه. چون هرکسی یه بخش و قسمتیش زیر آب و خاک و... مخفیه و قرار نیست بهتون بگه.