https://eitaa.com/yornika_banu/5829
اونوقت من باید مامانمو از این مغازه ها بکشم بیرون..
https://eitaa.com/yornika_banu/5830
مامان من برای مغازه هایی وایمیسته که من با یه نگاه ازشون گذر میکنم.. و من برای مغازه هایی وایمیستم که اغلب مامانم با یه نگاه ازشون گذر میکنه..
برای همین مامانم از پایه نبودن من شاکیه و من از پایه نبودن مامانم.. 🤣🤣
وقتی میبینم کلی دست و پا زدم تا از چاهی که خودم خودمو انداختم توش بیام بیرون، و پشت سر من یکی دیگه میپره تو همون چاه.. و وقتی براش توضیح میدم که تا تهش رفتم و دیدم.. پایان خوشی در انتهای چاه نیست.. فکر میکنه از روی حرص و حسادت اینو بهش میگم... و حتی گوش نمیده..
خنده ی عصبی+
https://eitaa.com/46062013/1780
اینم عالیه.. 😂
ولی پر فشار ترین لحظش اونجاییه که به ته چاه میرسه و با گریه بر میگرده بالا
اون لحظه من:
واقعا اون لحظه میخوام سرمو بکوبم تو دیوار.. و همچنین بشینم بخندم.. و بگم مگه نگفتم نری؟........
حتی تصورش هم فشار داره
هدایت شده از بُنِموزیِیاموزگار ؛
کمترین آمار مشارکت: استان تهران
بیشترین آمار مشارکت: استان کهگیلویه و بویراحمد
جالبتر اینکه امکانات کشور دقیقاً برعکس تقسیم شده🚶🏻♂
sandisi
دیگه حالم داره از هرچی کاتالیزگر و انتالپی و انرژی فعالسازی و اینا هست به هم میخوره
https://eitaa.com/46062013/1787
ما چهارشنبه داریم..
ولی اولین باره اینا رو میبینم... 😭😂