Tsukino…!
بقیه: تو دیگه بزرگ شدی همچنان منی که بزرگ شدم:
پ. ن: وقتی نشستم سرش گفتم تا به تهش نرسم یا بار بلند نمیشم
سکه ها رو دونه دونه جمع میکنه و وقتی شروع کردم دفعه اول، کمتر از دویست تا بود.. 😂
مکالمه عادی ولیعهد و دستیارش:
+شنیدم خواهرت دیروز به بانو آدلاید کمک کرده که از اون وضع نجات پیدا کنه. باید یه زمان ملاقات بذاریم که بیاد به قصرم و از بتمن بازی هاش تشکر کنم..
-نه بابا خواهر من کاری نکرده بهم گفته بانو آدلاید تنها هم بود همشونو سر و ته آویزون میکرد و فلان و بهمان
+اون بانوی مذکور(خواهرت) همونی نیست که اونجا وایساده؟! یه فکر بکر دارمم
پریدن سمتشون+