هدایت شده از Violet...!
و فقط سوتی که دادم:
معلم هندسه: شما فقط نگران نمره هاتونین؟😄
مینو: نه نه شما هم..
منی که میپرم وسط حرفش: اره😭😂
معلمه:
Tsukino…!
و فقط سوتی که دادم: معلم هندسه: شما فقط نگران نمره هاتونین؟😄 مینو: نه نه شما هم.. منی که میپرم وسط
از میزان صداقتم براتون بگم:
هدایت شده از مثلا در نقش استوری واتساپ
خیلی حس غریبیه
الان باید یوچان و هیستو استوری گذاشته باشن
وایولت زنده گیری کنه
زهرا برامون حدیث بگذاره
مهدیه اسکرین شات رو کنه
راحیل قربون صدقه گوجو بره
هینا تقاضای شوهر کنه
دونفرم اون وسط چالش گذاشته باشن سر اینکه خط استوریشونو صاف کنن
ولی چی؟
هیچی!
خیلی خالیههههه
هدایت شده از Violet...!
گفتم در ادامه ماجرا یاد اوری کنم که در ماجرای صاف کردن خط استوری با حدود پونصد و خورده ای واتساپ رو ترکوندم در حدی که حجمش پر شد و دیگه هیچی جز پیام نمیفرستاد و بازم نمیکرد
نه استیکر نه عکس نه استوری نه هیچی😔
هدایت شده از Violet...!
اینم یاد اوری کنم که..
یادتونه کوسه کابل هاشونو خورده بود؟😀
هدایت شده از Violet...!
_راستشو بخواین، نمیتونم با داستان ارتباط برقرار کنم. میدونم که خیلی تخیلیه ولی فکز نمیکنین که خود داستان خیلی بعید به نظر میاد؟
_موی ادم حتی اگه تمام عمر بذاری بلند بشه از قد ادم بلند تر نمیشه. پس موهاش چجوری از نوک برج تا زمین رسیده؟ اون یه خدای پونصد ساله یا همچین چیزیه؟
+نمیتونی فقط به عنوان یه داستان زیبا بهش فکر کنی؟
_زیبا چه کشکیه در واقع این یه داستان ظالمانست. حتی وقتی داری موهاتو شونه میکنی یه تار مو رو بکشی تمام سرت درد میگیره. اونوقت چی؟ یه مرد بالغ از موهاش گرفت و بالا رفت؟ وقتی شاهزاده به بالای برج برسه یا اونو به خاطر درد بیهوش پیدا میکنه یا میبینه که به خاطر وزن زیاد گردنش شکسته و مرده