هدایت شده از یهجایی بین ستارهها.
خیلی وقته کارای مورد علاقمو، کارایی که حالمو واقعا ' خوب ' میکرد و انجام ندادم .
خیلی وقته پادکستای دکتر شکوری رو گوش ندادم، با آهنگای بیکلام داستان ننوشتم، از لابه لای مویرگای مغزم ایده برا نقاشی پیدا نکردم، چیزی که مخصوص خودم باشه خلق نکردم، خیلی وقته کیک درست نکردم، جمله هایی که تو کتابام زیرش خط کشیدم و مرور نکردم، صندوقچهی پر خاطرهمو نریختم بیرون و داستان پشت هر کدوم و یاداوری نکردم، با پتوسای رومیزم صحبت نکردم وَ وَ وَ
حس میکنم خیلی وقته خودم نیستم و خودمو گم کردم .
هدایت شده از یهجایی بین ستارهها.
و حس میکنم واقعا به یه همچین چیزی نیاز دارم . یه مصاحبهی خیالی با اون خودمی که گمش کردم . ( ازش دور شدم و نادیدهش گرفتم )
هدایت شده از آسایشگاه روانی 🪖
که بعدش با یه گل با گلدونش یا آجر تو صورت طرف درست میشه 💫
Tsukino…!
کیه که دوست نداشته باشه؟
اونی که از تعطیلی دوست بودن ایرانیا تعجب میکنه🤏