بعد من:
انگشتم:
اینجوری بودم که: چرا خون نمیاد؟🗿
و اون انگار خون به مغزش نرسیده بود.. چون برش یهویی بود و...😂
منم پریدم ببندمش تا یادش نیومده باید خون بیاد😂..
و چند ثانیه قبلش داشتم فکر میکردم که چقدر کنده تیغه.. باید عوضش کنم...
و اگه واقعا آدمی بودم که همون لحظه عوضش میکردم.. الان احتمالا انگشت نداشتم دیگه..
دوستان.. احتمالا قصد دارم یک مقدار اینجا بیشتر صحبت کنم.. و شاید همچنان نتونم زود پی وی ها رو سین کنم.. چون یکم ذهنم در آشوبه
لطفا درک کنید که قصدم نادیده گرفتن یا بی احترامی به شما نیست.. با تشکر..
بیا بریم درس بخونیم دلمون گرفته یکم حالمون بهتر شه استرس امتحان هم نداشته باشیم
چند دقیقه بعد به داستان مرگ سهراب میرسی و غرق میشی:👽......