هدایت شده از کانال بستجی♨️
@Postchi1
♦️گیلی در یک مسابقه تست هوش در دانشگاه؛ که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده؛ شرکت کرده بود. سوالات این مسابقه به شرح زیر است:
1- جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف- 116 سال ب- 99 سال ج- 100 سال د- 150 سال
گیلی از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد!
2- کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته می شود؟
الف- برزیل ب- شیلی ج- پاناما د- اکوادُر
گیلی از دانشجویان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست!
3- مردم روسیه در کدام ماه، انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف- ژانویه ب- سپتامبر ج- اکتبر د- نوامبر
گیلی از خدا کمک خواست!
4- کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف- آدر ب- آلبرت ج- جورج د- مانویل
گیلی این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .
5- نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس آرام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف- قناری ب- کانگرو ج- توله سگ د- موش صحرایی
گیلی از خیر یک میلیون دلار گذشت!
جواب سوالات در پایین ...
.
.
اگر شما فکر می کنید که از گیلی باهوش تر هستید و به هوش او می خندید پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید:
1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.
2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته می شود.
3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
4- نام کوچک شاه جورج، آلبرت بود. ( او در 1936 نام کوچک خود را تغییر داد)
5- توله سگ. در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA است که در زبان فارسی به معنی جزایر توله سگهاست.
⭐️هرگز به «گیلی» ها نخندید!⭐️
#بستجی
Channel: @Postchi1
خانم از پیرمردِ دستفروش پرسید:
_این دستمال ها دونه ای چنده؟
فروشنده پاسخ داد: _هر کدوم دو هزار تومن خانم.
خانم گفت:
من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم.
فروشنده پاسخ داد:
اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتی یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم.
خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش خرید، با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود شد و با دوستش به رستورانی شیک رفت.
او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش دادند. آنها فقط کمی از غذای خود را خوردند و مقدار زیادی از آن را باقی گذاشتند و صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک می گویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد!
این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملا عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است.
سؤالی که مطرح می شود این است:
*چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان* *دهیم که قدرت داریم و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند، سخاوتمند* *هستیم؟!*
یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت:
پدرم از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایلِ احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینه ی بیشتری نیز به آن ها پرداخت می کرد. پسر شگفت زده از پدرش می پرسد:
*"چرا این کار را می کنی بابا؟"* پدر پاسخ می دهد:
*"این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر جان."*
شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " *انسان سازی* " خواهید نمود.
#داستان_کوتاه🧐
#پند
❤️🔥 | @sarkesh_novel 👈🏽🍓 بــیــآ تــــو
هدایت شده از چیزهاییکهنمیخواهندبدانید🚫
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
#کلیپ😍
خیلی بده یه دختری ۷۰درصدو نداشته باشه و ۳۰درصدو داشته باشه
اینجور دخترا باعث میشن بقیه نسبت به باحجابا و کلا مذهبیا بدبین بشن❗️
👤استاد عزیزی•.
@KHODABIG
https://eitaa.com/joinchat/960364732C48fd6478d3
هدایت شده از some...where?
_ خیلی خسته م.
+ از رحمت خدا نا امید نشوید (زمر ۵۳)
_ هیچ کس نمیدونه توی دلم چی میگذره.
+ خدا حائل است میان انسان و قلبش (انفعال ۲۴)
_ غیر از تو کسی رو ندارم.
+ ما از رگ انسان نزدیک تریم (قاف ۱۶)
_ ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
+ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم (بقره ۱۵۲)
_ تا کی باید صبر کرد؟
+ شما چه میدانید، شاید موعد رستاخیز نزدیک باشد (احزاب ۶۳)
_ تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچیک، خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
+ کار هایی را که گفتم انجام دهید و صبر کنید تا خدا خودش حکم کند (یونس ۱۰۹)
_ خیلی خونسردی، تو خدایی و صبور. من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک. یه اشاره کنی تمومه.
+ شاید چیزی که شما دوست دارید به صلاحتان نباشد (بقره ۲۱۶)
_ من بنده ی کوچیک و ضعیفتم. اصلا چه طور دلت میاد؟!
+ خدا نسبت به همه ی مردم مهربان است (بقره ۱۴۳)
_ دلم گرفته.
+ مردم به چه چیز دل خوش کردن؟! باید به فضل و رحمت خدا شاد بود (یونس ۵۸)
_ اصلا بیخیال! توکلت علی الله.
+ خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران ۱۵۹)
_ خیلی چاکریم.
+ حواست را خوب جمع کن! بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگر خیری به آنها برسد، آرامش پیدا میکنند و اگر با بلایی امتحان شوند، روی گردان خواهد شد. بدان که آنها، هم در دنیا و هم در آخرت متضرر خواهند بود (حج ۱۱)
_ چقدر احساس تنهایی میکنم.
+ من که نزدیکم (بقره ۱۸۶)
_ تو همیشه نزدیکی، من دورم. ای کاش میشد بهت نزدیک بشم.
+ هر صبح و عصر، پروردگارت را پیش خود با صدای آهسته یاد کن (اعراف ۲۰۵)
_ این هم توفیق میخواهد.
+ دوست ندارین خدا ببخشتتون؟ (نور ۲۲)
_ معلومه که دوست دارم منو ببخشی.
+ پس از خدا بخواهید ببخشتتان و سپس توبه کنید (هود ۹۰)
_ آخه با این همه گناه چیکار میتونم بکنم؟
+ مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندگانش قبول میکند؟ (توبه ۱۰۴)
_ دیگه روی توبه ندارم.
+ ولی خدا عزیز و داناست، او آمرزنده ی اشتباهات است و پذیرنده ی معذرت خواهی (غافر ۳و۲)
_ با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟
+ خدا همه ی گناهان را میبخشد (زمر ۵۳)
_ یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
+ به جز خدا چه کسی هست که گناهان را میبخشد؟ (آل عمران ۱۳۵)
_ نمیدونم چرا همیشه در مقابل کلماتت کم میارم! آتیشم میزنه، ذوبم میکنه، عاشق میشم و توبه میکنم!
+ خدا هم توبه کنندگان و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره ۲۲۲)
_ الهی و ربی من لی غیرک.
+ آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ (زمر ۳۶)
_ در برابر این همه مهربونیات چی کار میتونم بکنم؟
+ ای مومنین! خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی است که خودش و فرشتگانش بر شما درود و رحمت میفرستد تا شمارا از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون آورند. خدا نسبت به مومنین مهربان است (احزاب ۴۱ و ۴۳)
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم و خودمو سپردم دستش...
هدایت شده از some...where?
واقعا چه طور یه سریا میگن خدا وجود نداره؟
یا میگن مارو به حال خودمون رها کرده؟
یا بازم میگن فقط مارو برای این به وجود آورده تا با تماشا کردن ما در حالی که تنهایی داریم توی رنج و غم دست و پا میزنیم و هیچ کس حتی عزیزترین فرد زندگیت هم براش مهم نیست که تو چه احساسی رو داری تجربه میکنی یا نیاز به کمک داری، لذت میبره و سرگرم میشه؟ چه طور میتونن؟!
خدا پنج نوبت توی روز برات قرار ملاقات گذاشته تا باهاش حرف بزنی، باهاش درد و دل کنی، از رنج و تنهایی و مشکلاتت براش بگی، یا حتی براش با هیجان حتی اتفاقات خوب و خوشحال کننده ی امروزت رو براش تعریف کنی...! اون بهت با دقت گوش میکنه، تازه اینم برات نگم که اون خودش از همههه چیز خبر داره ولی اون دوست داره که تو خودت بشینی توی بغلش و مثل بچه ها که از مدرسه میان براش حرف بزنی. اونم مثل پدرهای مهربون بگیره محکم بغلت کنه و محبت آمیز دست روی سرت بکشه و بگه: خب بنده ی کوچک و عزیزم حالا از همه ی اینا، چه اتفاقات خوب چه اتفاقات بد چی یاد گرفتی؟
هدایت شده از some...where?
اون خودش داره توی قرآن میگه: ببین بنده ی کوچولوی من، یه وقت از هیچی نترسیا...من خودم مراقبتم. اجازه نمیدم اونا اذیتت کنن یا بهت آسیبی برسونن. خودم پشتت هستم به شرطی که تو هم کارایی که من میگمو انجام بدی، با اینکه ممکنه سخت باشه ولی تا آخرش خودم همراهتم و هرگز تو رو به حال خودت رها نمیکنم حتی اگه بقیه هم ولت کنن من کنارتم...