ماریوس حسابش از بقیه آدمای توی ذهنم جداست. وقتی اونا دور میز گرد مدیریتشون نشستن و بحث میکنن، ماریوس تنها کسیه که اونجا نیست.
اون رو بروی پنجره ی بزرگ توی اتاقش که به یه جنگل سرسبز باز میشه جلوی بوم نقاشیش وایساده و درحالی که با رنگ و قلمو بازی میکنه، لبخند میزنه..(:
فیلمی که دارم میبینم اولش خیلی خوب بود.. خیلی قلبم رو گرم میکرد.. ولی الان..
فیلم هنوز هم همونه. تنها مسئله اون شخصیته!
کدوم؟ همونی که اول خیلی کیوت بود. بعد باعث میشد به این فکر کنم که وای چه داداش بزرگتر خوبیه و در نهایت، وقتی که بیشتر باهاش آشنا شدم... فقط یادآور شخصی بود که الان نمیدونم کجاست..((:
اون فیلم هنوز هم یه فیلم خوبه، ولی من دیگه نمیتونم به چشم فقط اون داداش بزرگه به اون بچه نگاه کنم..
اگه دوباره همون اتفاق بیافته چی؟
ماریوس چیز هایی رو میبینه که بقیه نمیبینن.. ماریوس وقتی دستش به قلب کسی میرسه با خوشگل ترین رنگ های دنیا رنگش میکنه.. ماریوس به خاطر این کار ضربه خورده.. ماریوس حتی مرگ رو بابتش چشیده.. ولی ماریوس مثل یه ققنوس از میون آتش و تاریکی دوباره متولد شد و این بار دوباره میخواد همون کار رو انجام بده... ماریوس معتقده اگه قلبی بتونه اون رنگ ها رو دوباره حس کنه، اونی که از دست داده رو میتونه برگردونه.. منم به این موضوع باور دارم، ولی نه تا وقتی که دیگران اون رنگ ها رو خواب و خیال نبینن و ماریوس رو باور کنن.. که واقعا همه چیز درست میشه..
هدایت شده از دانشجوییxnfpبیکارازشهررویایبلی
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درد و نفرین 😂
- mobiinal
👉🏻 @Daneshjooyan
هدایت شده از ببعی؛🏴
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این حق تریننن و مهمترین چیزیه که باید بشنویش !!🥲✨
#حرفحق
🌞 <<< @babae_asmr >>>🐑