هدایت شده از -عتیقه فروشی کلاهدوز دیوونه-
مثل یه بچه رندوم توی رمان های غربی که سال بالایی ش بهش زور گفته و هلش داده تو کمد فلزی مدرسه و در رو هم به روش قفل کرده
هدایت شده از -عتیقه فروشی کلاهدوز دیوونه-
و به طرز خنده داری ، فرقی نداره چه قدر سر و صدا کنه ، کسی متوجهش نمیشه
هدایت شده از -عتیقه فروشی کلاهدوز دیوونه-
پس همونجا تو فضای تنگ کمد گیر افتاده و هیچکس نمیبینتش
هدایت شده از -عتیقه فروشی کلاهدوز دیوونه-
میگفت : منم سن و سال تو بودم میخواستم کارای خفن و بزرگی انجام بدم و از این کارای معمولی بدم می اومد ، ولی از ۲۵ - ۲۶ که بگذری اینا از سرت میوفته. نگرانش نباش.
دلم میخواست شونه هاش رو بگیرم و درحالی که با تمام قدرت جلو و عقب میکنمش داد بزنم : به خاطر همین میخوام یه کاری بکنم! به خاطر همین احساس میکنم وقتم داره تموم میشه! به خاطر همینم میخوام قبل از اینکه بزرگ تر بشم یه کاری انجام بدم و به یه چیزی برسم ! چرا نمیفهمید؟
ولی وقتی حرفاش درست بود و میدونستم رفتارم و احساسم به خاطر کم تجربه بودنمه ، جز قورت دادن عصبانیت و ناراحتی و لبخند زدن چیکار میشد کرد؟
وایسا.. یه لحظه فکر کردم من خودمو نجات دادم..
و برام سوال شد که چطور..؟
و فهمیدم من تنها کسی بودم که توی نقطه شروع تا اینجا هیچ کاری نکردم.. کتاب ها.. متن ها.. گفته ها و حتی هدیه هایی که این مدت به دستم رسید.. همه اینا نوری بود که یه نفر دیگه به زندگیم تابوند...
هدایت شده از چیزهاییکهنمیخواهندبدانید🚫
.
#کلیپ
💢تجربه ی کسایی که عذاب خودکشی رو دیدن براتون گلچین کردم تا ببینید
و تا میتونید نشر بدین تا کسی درگیر این اشتباه خیلی بـــــــــزرگ نشه
🆔 @zendegindetv4
🆔 @ZamaniNDE
https://eitaa.com/joinchat/960364732C48fd6478d3