هدایت شده از -عتیقه فروشی کلاهدوز دیوونه-
پس همونجا تو فضای تنگ کمد گیر افتاده و هیچکس نمیبینتش
هدایت شده از -عتیقه فروشی کلاهدوز دیوونه-
میگفت : منم سن و سال تو بودم میخواستم کارای خفن و بزرگی انجام بدم و از این کارای معمولی بدم می اومد ، ولی از ۲۵ - ۲۶ که بگذری اینا از سرت میوفته. نگرانش نباش.
دلم میخواست شونه هاش رو بگیرم و درحالی که با تمام قدرت جلو و عقب میکنمش داد بزنم : به خاطر همین میخوام یه کاری بکنم! به خاطر همین احساس میکنم وقتم داره تموم میشه! به خاطر همینم میخوام قبل از اینکه بزرگ تر بشم یه کاری انجام بدم و به یه چیزی برسم ! چرا نمیفهمید؟
ولی وقتی حرفاش درست بود و میدونستم رفتارم و احساسم به خاطر کم تجربه بودنمه ، جز قورت دادن عصبانیت و ناراحتی و لبخند زدن چیکار میشد کرد؟
وایسا.. یه لحظه فکر کردم من خودمو نجات دادم..
و برام سوال شد که چطور..؟
و فهمیدم من تنها کسی بودم که توی نقطه شروع تا اینجا هیچ کاری نکردم.. کتاب ها.. متن ها.. گفته ها و حتی هدیه هایی که این مدت به دستم رسید.. همه اینا نوری بود که یه نفر دیگه به زندگیم تابوند...
هدایت شده از چیزهاییکهنمیخواهندبدانید🚫
.
#کلیپ
💢تجربه ی کسایی که عذاب خودکشی رو دیدن براتون گلچین کردم تا ببینید
و تا میتونید نشر بدین تا کسی درگیر این اشتباه خیلی بـــــــــزرگ نشه
🆔 @zendegindetv4
🆔 @ZamaniNDE
https://eitaa.com/joinchat/960364732C48fd6478d3
هدایت شده از چیزهاییکهنمیخواهندبدانید🚫
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
#کلیپ
💢برای کسایی که خودکشی کردن چیکار کنیم؟
+من یادمه یه مدتِ طولانی شاید ماه ها به نیت کسایی که خودکشی کردن ذکر میگفتم...
🆔 @zendegindetv4
🆔 @ZamaniNDE
https://eitaa.com/joinchat/960364732C48fd6478d3
هدایت شده از آسایشگاه روانی 🪖
پرسیدم گاهی، لحظات کوتاه حس می کرد که در زندگی نتوانسته است که برسد؟شکست خورده است؟
گفت او هم انسان بود. مثل من، مثل تو؛ اوهم شکست می خورد...مثل من، مثل تو.
گفتم یعنی آنقدر شکسته شده که گریه کند؟ ناامید شود و جا بزند؟نمی توانم تصور کنم!
گفت اوهم گاهی نمی رسید؛ دلش از مردم روزگار تنگ می شد و در اتاقش به تنهایی هق هق گریه اش بلند می شد...اوهم شکست می خورد و ناراحت میشد، درست مثل من؛ درست مثل تو...:)
هدایت شده از مـــاهپیشـانیِمـاه¹³³ ؛)
این حس بعد از برگشتن از کربلا ... خیلی عجیبه ، مثل اینکه دنیایی که توش شناور بودی یهو محو شده و دوباره پرت شدی وسط واقعیت زندگی خودت .
هوای اون دنیا هنوزم توی ریههات میچرخه ، صدای خندهها ، احساسات خوبت و قدمهایی که توش میزدی هنوز توی ذهنته ، ولی تو دوباره اینجایی ! وسط دنیای واقعی ، و نمیدونی چطور ادامه بدی . یه چیزی ازت جدا شده ، ولی ردش هنوز روی قلبت مونده ، مثل یه سایه ای که با خودت حمل میکنی .
و هرلحظه دلت برای آقا تنگ میشه دوباره ، از نو ، حتی بیشتر :)))))
هدایت شده از ☫تولید و توزیع تریاک اصل«شعبه²»☫
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که نخواد قبول کنه قبول نمیکنه. حالا هی بیا بهش بگو باز همون غربگرای توسری خور میمونه، ما که نمیگیم مشکل نیست. هست آقا زیادم هست. ولی دلیل بر وطن فروشی نیست
حوصله تون نمیکشه بزارید رو دور تند صحبتاش قشنگه
من بعد از نیم ساعت زبان کار کردن با داداشم:
من فرزند ایران زمینم
زین پس میخواهم فارسی و فردوسی را پاس داشته، و از هرگونه کلام خارجی دوری نمایم🗿🗿🗿🗿🗿🗿🗿