https://eitaa.com/Mis0Nyc/390
بازم خداروشکر
من نه تنها این موقعیت رو نمیتونم، بلکه وقتی سورپرایز یا خوشحال میشم هم نمیتونم نشون بدم و پوکر بهش خیره میمونم👽
تازه اگه در شرایط خودآگاه یا ناخودآگاه وانمود به نادیده گرفتن نکنم.......
با ناامیدی اومدم بگم میشه سه صفحه دیگه رو یکی گردن بگیره من برم بخوابم؟
که فهمیدم دو صفحه مونده نه سه صفحه🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹
تنها چیزی که الان بعد از این سه روز بهم انگیزه میده اینه که میتونم فردا عصر رو تماما به نقاشی کشیدن اختصاص بدم و این بعد از چند روزی که یه نقاشی نصفه جلوم بوده ولی تحویل هم به اندازه موهای سرم داشتم خیلی خوبه🥹🥹
البته.. هنوز خیلی دیگه کار برای چهارشنبه و دوشنبه هفته آینده و میمونه.. اما خب
امیدوارم همه اینا باعث بشه یه شب تحویل نهایی با آرامش رو تجربه کنم 💆♀
هر حرفی رو توی جمع زدن و هر جوابی رو تو ملع عام دادن واقعا بعضی وقتا باعث ضایع شدن طرف مقابل میشه....
نمیدونم چطور بگم، اما گاهی میتونه باعث پایین اومدن ارزش اون فرد تو دید مردم بشه
هرچند که آدم باید جسارت داشته باشه و حرفش رو بزنه. اما رو حرفی که میزنه واقعا باید فکر کنه
من واقعا از کنترل شدن بدم میاد
حالا کنترل شدن چیه؟ اینکه هر حرکتی که میکنی رصد بشه و حتی بابتش بازخواست بشی (منظورم حرف زدن راجب روزمره نیست در کل،اینکه راجب روزت بپرسن متفاوته و منم واقعا ازش استقبال میکنم)
شاید در یک سری استثنا خوب باشه اما به صورت کلی..
یکی از دلایلی که از رستوران و کافه و.. بدم میاد هم همینه
اما یه نوع دیگش هست، که خیلی آزار دهنده تر هم هست
و دارم نمیتونمش
و هر بار سرش خط خطی میشه مغزم 🗿
و نمیدونم هم چطور باید باهاش کنار بیام یا بخوام حلش کنم
هوا اینقدر خوبه که خیلی خوبه
نوک دماغم یخ کرده
باد خنک.. و همینطور این منطقه عجیب زیبا و آرامش بخشه
چیه این بافت های شهری مدرن