من واقعا از کنترل شدن بدم میاد
حالا کنترل شدن چیه؟ اینکه هر حرکتی که میکنی رصد بشه و حتی بابتش بازخواست بشی (منظورم حرف زدن راجب روزمره نیست در کل،اینکه راجب روزت بپرسن متفاوته و منم واقعا ازش استقبال میکنم)
شاید در یک سری استثنا خوب باشه اما به صورت کلی..
یکی از دلایلی که از رستوران و کافه و.. بدم میاد هم همینه
اما یه نوع دیگش هست، که خیلی آزار دهنده تر هم هست
و دارم نمیتونمش
و هر بار سرش خط خطی میشه مغزم 🗿
و نمیدونم هم چطور باید باهاش کنار بیام یا بخوام حلش کنم
هوا اینقدر خوبه که خیلی خوبه
نوک دماغم یخ کرده
باد خنک.. و همینطور این منطقه عجیب زیبا و آرامش بخشه
چیه این بافت های شهری مدرن
هیچ خوشم نمیاد این حال خوب رو با غر زدن یا دیدن بعضی همدانشگاهی ها و آدمای ضدحال خراب کنم