هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
در حالی که از خانوادم جدا شده بودم تا چند تا مغازه ی کناری رو ببینم تا اگه چیزی نظرم رو برا خرید ضروری جلب کرد بخرم فکرم به قدری مشغول بود، اخمام توی هم رفته با لب و لوچه آویزون با ملودی دلچسب ولی آروم ویولون یهو به خودم اومدم دیدم که توی محله ی جلفای نزدیک کلیسا دارم پرسه میزنم.
ناخودآگاه از سر کنجکاوی جلوتر رفتم تا منبع صدارو پیدا کنم تا به یه آقایی رسیدم که جلوی سر در کلیسای بیت الحم توی سرما دور از ازدحام و شور جمعیت نشسته بود و داشت یکی از سرود های کریسمس رو مینواخت. نتونستم حتی یه قدم دیگه بردارم و طرف چپش بدون اینکه منو ببینه همونجا ایستادم و گوش دادم. با اینکه ملودی شاد بود اما انگار غم سنگینی توش موج میزد. میخواست دست از نواختن بکشه که ناخودآگاه جلو رفتم و طوری ایستادم که انگار میخواستم اعلام حضور کنم و بهش بگم من اینجام ولی تا منو دید یه برقی توی چشماش درخشید و لبخند بزرگی بهم زد.
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
با ایما و اشاره ازش اجازه گرفتم که ازش فیلم بگیرم و اون آرشه رو کج کرد و سرش رو به نشونه ی تعظیم کوتاه خم کرد. دسته چوبی ویولونش رو با قدرت بیشتری توی دستش گرفت و شروع به نواختن دوباره کرد. حین اجرای پر شورش هر چند وقت یک بار بهم لبخند میزد و قیافه ی جدی من هر دفعه با گل انداختن لپ هام و لبخند شکسته اما از ته دل ترک میخورد؛ زمانی که قطعه به آخرین نت رسید براش دست زدم و به فارسی ازش تعریف کردم و احساس مو نسبت به آهنگ باهاش به اشتراک گذاشتم (اول فکر میکردم که نمیتونه صحبت کنه) آما با فارسی دست و پا شکسته جوابمو داد و گفت که من ارمنیم.
بعدش به عکس حضرت مریم و عیسی مسیح توی جعبه ی ویولونش اشاره کرد و گفت: به خاطر تعطیلات سال نو هر شب میام اینجا و برای مسیح کوچولو و مادر مقدس ویولون میزنم (برام خیلی بامزه بود که از اصطلاح مسیح کوچولو استفاده کرد🤠)
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*فوری فوری*
*انتشار حداکثری* اگر انتشار ندی روز قیامت باید جواب بدی چون نخواستی مردم رو اگاه کنی وحقوق یه انسان رو زیر پا گذاشتی.
#بصیرت
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
مملکت صاحب دارد.
اینجوری نیست که عالم ول شده باشد و همهچیز تصادفی جلو برود.
حسابوکتاب دارد، حتی اگر ما نبینیمش.
اگر قرار باشد جایی اصلاح شود، اگر بخواهد نفسی تازه کند، باز هم به ارادهی همان صاحب است. و اگر نخواهد، باز هم او صاحباختیار است و ما، نهایتش، مستأجرهای موقتی این زمین.
حالا چه؟
حالا اگر همین بندهها، همین آدمها، در همین ملک خدا راه فساد را بروند، باز از دایرهی قدرتش بیرون نرفتهاند. نه گم میشوند، نه فرار میکنند.
همهچیز زیر همان سقف است.
و اگر هم کسی خواست راه درست را انتخاب کند، قدمش را روی مسیر صلاح بگذارد، باز هم بدون اجازهی او نیست.
خلاصهاش ساده است:
چه آنکه خراب میکند، چه آنکه میسازد،
چه آنکه میلغزد، چه آنکه بلند میشود،
همه بندهاند.
مالک یکی است.
و ملک، هنوز صاحب دارد.
✍🏻:فحـا
هدایت شده از شراب و ابریشم...
.
دیشب خیلی خسته بودم، لذا مقادیری تف و لعن نثار پهلوی نمودم و بعد گوشی رو سایلنت کردم و در سایهی امنیتی که جمهوری اسلامی برامون ساخته، گرفتم خوابیدم.
برای نماز صبح که بیدار شدم دیدم گوشیم ترکیده!
از مسئولین لشکری و کشوری گرفته تا مردم کوچه و بازار... پیامها و تماسها سرازیر شده بود: به حوزه علميهی گناباد حمله شده؟
بله چند تا از عناصر فریبخورده که اتفاقا همونها هم در سایهی امنیت جمهوری اسلامی میتونن جولون بدن، ریختن تو حوزه علمیه...
نکتهی مهم اینجاست
چرا گناباد یا شهرهایی مثل گناباد؟
ببینید دلبندانم این جَوسازیِ دستگاه تبلیغاتیِ برعندازاس
آدمیزادی که تو عمرش اسم گناباد به گوشش نخورده یک مرتبه میشنوه به حوزهی علمیهی گناباد حمله شده
میدونید اولین موضوعی که به ذهنش متبادر میشه چیه؟
اینکه اوه اوه چقدرررر اوضاع وخیم شده که دامنهی اغتشاشا حتی تا دورافتادهترین شهرها هم رفته!
این اولین بهرهی مُغتششا از شلوغیا تو شهرای کوچیکه
اما استفادهی دوم چیه؟
والا ما مناطق محروم از همه چی محرومیم حتی از اغتشاش، ما اصلا این چیزا رو هیچ وقت ندیدیم و نمیبینیم خب اونوقت اگه قرار باشه همچین خبرایی تو شهر کوچیک و آرومی مثل شهر ما باشه چی میشه؟
آفرین، نوجوونا و جوونای اغتشاشنَدید هیجانزده میشن میگن آخ جون شلوغیه بریم هیجان در کنیم و قاطی بازی میشن
تهرون یه جوری شده که دیگه شلوغی حتی واسه نوجوونا هم هیجان نداره، به اصطلاح لوثش کردن دیگه🦧
ولی شهرهای کوچیک فضای کافی برای باز کردن پای نوجوونا به بازی رو داره!
دیگه این کارا که بازی هر سال برعندازاس ولی امسال ابتکارعمل به خرج دادن و کارو از شهرهای کوچیک کلید زدن.
حواسمون باشه که تو بازی رسانهها بازی نخوریم، درد و بلای همهمون بخوره تو سر بیدرد برخی از این مسئولین کاخنشین
تا آخرین نفس پای ایران میمونیم انشاالله 💚
@sharaboabrisham
.
https://eitaa.com/31008262/11207
هوراا همون چهار رو میگه که دو دقیقه دیگه هم هست؟😃
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
گفتم: خیلی خسته ام.
گفت: از رحمت خدا نا امید نشوید. (زمر ۵۳)
گفتم: هیچ کس نمیدونه توی دلم چی میگذره.
گفت: خدا حائل است میان انسان و قلبش. (انفعال ۲۴)
گفتم: آخه غیر از تو کسی رو ندارم.
گفت: ما از رگ انسان نزدیک تریم. (قاف ۱۶)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفت: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. (بقره ۱۵۲)
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: شما چه میدانید، شاید موعد رستاخیز نزدیک باشد. (احزاب ۶۳)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچیک، خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفت: کار هایی را که گفتم انجام دهید و صبر کنید تا خدا خودش حکم کند. (یونس ۱۰۹)
گفتم: خیلی خونسردی، تو خدایی و صبور. من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک. یه اشاره کنی تمومه!
گفت: شاید چیزی که شما دوست دارید به صلاحتان نباشد. (بقره ۲۱۶)
گفتم: من بنده ی کوچیک و ضعیفتم. اصلا چه طور دلت میاد؟
گفت: خدا نسبت به همه ی مردم مهربان است. (بقره ۱۴۳)
گفتم: دلم گرفته.
گفت: مردم به چه چیز دل خوش کردن؟ باید به فضل و رحمت خدا شاد بود. (یونس ۵۸)
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله.
گفت: خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد. (آل عمران ۱۵۹)
گفتم: خیلی چاکریم.
گفت: حواست را خوب جمع کن! بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگر خیری به آنها برسد، آرامش پیدا میکنند و اگر با بلایی امتحان شوند، روی گردان خواهد شد. بدان که آنها، هم در دنیا و هم در آخرت متضرر خواهند بود. (حج ۱۱)
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم.
گفت: من که نزدیکم. (بقره ۱۸۶)
گفتم: تو همیشه نزدیکی، من دورم. ای کاش میشد بهت نزدیک بشم.
گفت: هر صبح و عصر، پروردگارت را پیش خود با صدای آهسته یاد کن. (اعراف ۲۰۵)
گفتم: این هم توفیق میخواهد.
گفت: دوست ندارین خدا ببخشتتون؟ (نور ۲۲)
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی.
گفت: پس از خدا بخواهید ببخشتتان و سپس توبه کنید. (هود ۹۰)
گفتم: آخه با این همه گناه چیکار میتونم بکنم؟
گفت: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بندگانش قبول میکند؟ (توبه ۱۰۴)
گفتم: دیگه روی توبه ندارم.
گفت: ولی خدا عزیز و داناست، او آمرزنده اشتباهات است و پذیرنده معذرت خواهی. (غافر ۳و۲)
گفتم: با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفت: خدا همه ی گناهان را میبخشد. (زمر ۵۳)
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفت: به جز خدا چه کسی هست که گناهان را میبخشد؟ (آل عمران ۱۳۵)
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل کلماتت کم میارم! آتیشم میزنه، ذوبم میکنه، عاشق میشم و توبه میکنم!
گفت: خدا هم توبه کنندگان و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد. (بقره ۲۲۲)
گفتم: الهی و ربی من لی غیرک.
گفت: آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ (زمر ۳۶)
گفتم: در برابر این همه مهربونیات چی کار میتونم بکنم؟
گفت: ای مومنین! خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی است که خودش و فرشتگانش بر شما درود و رحمت میفرستد تا شمارا از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون آورند. خدا نسبت به مومنین مهربان است! (احزاب ۴۱ و ۴۳)
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم و خودمو سپردم دستش...
هدایت شده از دیوانِ لعیا.
حالا و همین لحظه
کتاب بخونید، تحلیل گوش بدین و با اهل علم هم صحبت شید. آگاهی به دست بیارید؛ چون دیگه دورهی فریبخوری به پایان رسیده!