https://eitaa.com/Gostonia/421
منم همینطو-
اتفاقا تمام دیشب داشتم به اینکه بعد امتحان قراره چطوری شیرجه بزنم تو کارایی که میخوام انجام بدممم(بعد مشخص میشه.. اما قبل اینکه بتونم کاری کنم بعد از امتحان بیهوش خواهم شد.. ببینیم کی گفتم💀)
ما این همه سال تو دبیرستان مبارزه نکردیم که الان با رضایت قلبی خودمون بیایم دوروز پشت هم امتحان بدیم.. یا بدتر توی یه روز دوتا امتحان بدیم.. یا خیلی بدتر تو یه روز و یه ساعت دوتا امتحان داشته باشیم💀
هدایت شده از ☫تولید و توزیع تریاک اصل«شعبه²»☫
پیر مردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر می کرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر می کرد
او که عمری برای نان حلال
گاری اش را به هر طرف می برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجره ها را یکی یکی می دید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش می مردم
خسته ام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیر مرد خمیده حیران شد
گیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانه ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاری اش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بی مزد
آن طرف خانواده اش محتاج
مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفت
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانه دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه بر می گشت
پیر مرد شکسته و تنها
از گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوه های عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت از دست پر رسیدن تو
متحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاری کش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس می زد
عطش از چهر اش نمایان بود
تشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده است
مادری قد کمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تورا
تازه فهمیده که نداری چیست
قصه کل عاشقان حسین
قصه پیرمرد گاری چی ست
هدایت شده از شیطان
متاسفانه ماه شعبان مقدمه ای برای ماه رمضانه.
اگه ماه رمضان پارسالو خراب کردی دلیلش اینه که آمادگی برای ماه رمضان نداشتی و همه چیو گذاشتی ماه رمضان جبران کنی اما گند زدی بهش :)
خبر بد برای من اینه که این فرصت پیش روی شماست و دوست ندارم از این فرصت استفاده کنید😤
دوست دارم از الان شروع به خودسازی نکنید تا ماه رمضان بدی در انتظارت باشه و اون ماه هم فرقی با سایر روزهایی که گناه میکنی نداشته باشه:)
پس نبینم شروع کنیاااا😡
@Sheitan_graphy
هدایت شده از شیطان
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمال گرایی رو دوست دارم. چون بیماری خیلیا شده و خیلیا رو زمین گیر کرده،
چه از لحاظ معنوی چه دنیوی :)
اگه اینطوری هستی بدون که خودتو خیلی عقب میندازی و این رویه ای که داری دوست دارم :)
@Sheitan_graphy
هدایت شده از تخریب چی
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨تسخیر مغز در جنگ شناختی
اول فکر رو از کار میاندازه،
بعد باور غلط رو جا میاندازه،
وقتی چشم باز شد و حقیقت رو دید، خیلی وقتها کار از کار گذشته...
شبههها هم همینن! با تکرار و تکرار، ذهن رو تسخیر میکنن؛ جوری که دیگه حقیقت دیده نمیشه و فقط دروغ بزرگ باور میشه...!!
🌏 #تخریبچی👇
🆔 @takhribchi110
هدایت شده از خبر فوری
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️پیام تصویری قابل تامل یک نوجوان فهمیدهی افغانستانی برای ایرانیها به خصوص نوجوانان و جوانان ایرانی
@AkhbareFori | khabarfoori.com