eitaa logo
شـمیم‌وصــٰال•
1.5هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
2.4هزار ویدیو
2 فایل
°•﷽•° سَلام‌بَرصاحِب لَحظِهایِ اِنتِظار... در کویِ تو معروفَمُ از رویِ تو مَحروم :)💛 ‌ڪپی:ذکر¹صلوآت‌،ظهوࢪآقا.. ادمین تبادل : @eftekhari735753 کانال کتابمون: @enghelabsquare أللَّھُمَ؏َـجِّلْ‌لِوَلیِڪَ‌ألْفَـــــــــرَج
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان مدافع عشق♥️ ...- _ مامانی تویی؟! کجایـی شما؟ خوش گذشته موندگار شدی! ...- _ چراگریه میکنی؟! ..._ _ نمیفهمم چی میگی؟! ..._ صدای مادرم درگوشم میپیچد "بابا بزرگ... مرد!" تمام تنم سرد میشود. اشک چشمهایم را میسوزاند. بابایی...یاد کودکی و بازی های دسته جمعـی و بازیهای دسته جمعـی و شلوغ کاری در خانه ی باصفایش... چقدر زود دیر شد! حالت تهوع دارم. مانتوی مشکیام را گوشهای از اتاق پرت میکنم و خودم را روی تخت میاندازم . دو ماه است که رفتهای بابا بزرگ! هنوز رفتنت را باور ندارم. همه چیز تقریبًا بعد از چهلمت روال عادی به خود گرفته؛ اما من هنوز... . رابطه ام هر روز با فاطمه بیشتر شده و بارها خود او مرا دلداری داده. با انگشت طرح گل پتویم را روی دیوار میکشم و بغض میکنم. چندتقه به در میخورد. _ ریحان مامان! _ جانم مامان؟ بیا تو! مادرم با یک سینی که رویش یک فنجان شکالت داغ و چند تکه کیک که در پیش دستـی چیده شده بود داخل م یآید. روی تخت مینشنید و نگاهم میکند. _ امروز عکاسی چطور بود؟ مینشینم. یک برش بزرگ از کیک را در دهانم میچپانم و شانه بالا می اندازم؛ یعنی بد نبود. دست دراز میکند و دستهای از موهای لخت و مشکیام را از روی صورتم کنار میزند. با تعجب نگاهش میکنم: -چقد یهو احساساتی شدی مامان! _ اوهوم. دقت نکرده بودم چقدر خانوم شدی! _ وا... چیزی شده؟! _ پاشو خودتو جمعوجورکن، خواستگارت منتظره ما زمان بدیم بیاد جلو. و پشتبندش خندید. کیک به گلویم میپرد، به سرفه می افتم و بین سرفه هایم میگویم. _ چی... چ... چی دارم؟ _ خب، حالا خفه نشو؛ هنوز که چیزی نشده! _ توروخدا مامان مریم! منکه بهتون گفتم فعلا قصد ندارم. _ بیخود میکنی! پسره خیلیام پسر خوبیه. _ آخی حتمًا یه عمر باهاش زندگی کردی! _ زبون درازیا بچه! _ خب کی هست این پسر خوشبخت؟! _ باورت نمیشه... داداش دوستت فاطمه! با ناباوری نگاهش میکنم؛ یعنی درست شنیدم؟ گیج بودم؛ فقط میدانستم که منتظرت میمانم. ............. خیره به آینه ی قدی اتاقم لبخندی از رضایت میزنم. روسری سورمه ای رنگم را لبنانی میبندم و چادرم را روی سرم مرتب میڪنم. صدای ِاف ِاف و این قلب من است ڪه می ایستد! سمت پنجره میدوم،خم میشوم و توی ڪوچه را نگاه میڪنم. زهراخانوم جعبه شیرینی رادست حاج حسین میدهد. دختری قدبلند ڪنارشان ایستاده، حتمًا زینب است! ✨نویسنده:میم سادات هاشمی @ShmemVsal
رمان مدافع عشق♥️ فاطمه مدام ورجه وورجه میڪند! ”اونم حتمًا داره ذوق مرگ میشه!“ نگاهم دنبال توست... از پشت صندوق عقب ماشینتان یک دسته گل بزرگ پر از رزهای صورتی و قرمز بیرون می آوری. چقدر خوشتیپ شده ای! قلبم چنان در سینه میڪوبد ڪه اگر هر لحظه دهانم را باز کنم طرف مقابل میتواند آن را در حلقم به وضوح ببیند! سرت پایین است و با گل های قالی ور میروی... یک ربع است که همینطور ساکت و سربه زیری! دوست دارم محکم سرم را به دیوار بکوبم؛ بالأخره بعد از مکث طولانی میپرسی: -من شروع ڪنم یا شما؟ _ اول شما! صدایت را صاف و آهسته شروع میکنی. _ راستش... خیلی باخودم فکر کردم که اومدنم به اینجا درسته یا نه! ممکنه بعد از این جلسه هر اتفاقی بیفته... خب... من به خاطراونی ڪه شما فڪر میڪنید اینجا نیومدم! بهت زده نگاهت میکنم. _ یعنی چی؟! _ خب... ِمنِ من میڪنی. _ من مدت هاست تصمیم دارم برم جنگ... برای دفاع! پدرم مخالفت میڪنه و به هیچ عنوان رضایت نمیده. از هر دری وارد شدم. خب... حرفش اینه که... با استرس بین حرفت میپرم: _حرفشون چیه؟! ازدواج کنم، بعد برم؛ یعنی فکر میکنه اگر ازدواج کنم پابند میشم و دیگه نمیرم. خودش جبهه رفته اما... نمیدونم! جسارته این حرف، اما... من میخوام کمکم کنید. حس میکردم رفتار شما با من یه طور خاصه؛ اگر اینقدر زود اقدام کردم، برای این بود که میخواستم زود برم. گیج و گنگ نگاهت میکنم. _ ببخشید نمیفهمم؟! _ اگر قبول کنید... میخواستم بریم و به خانواده بگیم اول یه صیغه ی محرمیت خونده شه... موقت! اینجوری اسم من توی شناسنامه ی شما نمیره. اینطوری اسمًا، عرفًا و شرعًا همه ما رو زن و شوهر میدونن؛ اما... من میرم جنگ و... و شما میتونید بعد از من ازدواج کنید؛ چون نه اسمی رفته... نه چیز خاصی. کسی هم بپرسه، میشه گفت برای آشنایی بوده و به هم خورده. یه چیز مثل ازدواج صوری. باورم نمیشود! این همان علی اکبر است؟! دهانم خشک شده و تنها با ترس نگاهت میکنم. ترس از اینکه چقدر با آن چیزی که از تو در ذهنم داشتم فاصله داری! _ شاید فکر کنید میخوام شما رو مثل پله زیر پا بذارم و بالا برم؛ اما نه! من فقط کمک میخوام... گونه هایم داغ میشوند. با پشت دست قطرات اشکم را پاک میکنم. _... یک ماهه که درگیر این مسئله ام که اگه بگم چی میشه؟! در دلم میگویم "چیزی نشد... تنهاقلب من شکست" اما چقدر عجیب که کلمه کلمهات جای تلخی، برایم شیرین بود. تو میخواهی از قفس بپری. پدرت بالت را بسته و من شرط رهایی توئم! ذهنم آنقدر درگیر میشود که چیزی جز سکوت در پاسخت نمیگویم. ✨نویسنده:میم سادات هاشمی @ShmemVsal
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•°. عجل الله تعالی فرجه الشریف: «..قُلُوبُنا اَوْعِیَهٌ لِمَشیَّهِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا »:  قلوب ما ظرف هائی است برای مشیّت و اراده الهی، پس هرگاه او بخواهد ما نیز می خواهیم. (الـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج)🌱 •°.@ShmemVsal.°•
•°. من یادگار خدا در زمین و جانشین و حجت او بر شما هستم...🌱 •°.@ShmemVsal.°•
•°. 🔴معنای‌انتظار انتظار فرج این نیست که شما در خانه چهار زانو بنشینی دست‌هایت را روی هم بگذاری و تکان هم نخوری، - آقا چکار می‌کنی؟ - من منتظر هستم! نه، انتظار این نیست که... 👌انتظار این است که تک تک لحظات و اعمالت را در جهت رضایت امام زمان ارواحنا فداه تنظیم کنی، این روحیّه‌ی خودسازی را در خودت پیاده کنی. 👈 هر عملی که می‌خواهی انجام بدهی، بگو این عمل من را به امام زمانم نزدیک می‌کند؟ برای فرج امام زمانم موثر است یا نه؟🤔 🌷امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: کسی که دوست دارد از اصحاب حضرت قائم علیه السلام باشد باید روحیه انتظار را در خود ایجاد و با داشتن چنین روحیه ای به تزکیهٔ نفس و کسب کمالات روحی مشغول باشد.🌺 👌بِدْوْنِـــ تَرکـ‍ــِ گُــن‍َاهــ اِنـــتِظٰــار بیـــ مَعْناٰســتْ. (الـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج)🌱 •°.@ShmemVsal.°•
بـراے سلامتـے و تـعجیـل درظـهور امام زمـان ورفع موانـ؏ ظـهور 3صـلــوات
•°. میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد اللّه الغالب، علی بن ابی طالب، مبارک باد…🌱❤️ •°.@ShmemVsal.°•
هدایت شده از محفل' بنات المهدی '
25.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ــ💠ــ کلیپ مصاحبه تبریک روزِ پـدری😌🧡 📞ــ زنگ بزن بابات بگو دوست دارم روزت مبارک👀🌱 آب نبات واسه باباشونه😁🍭 کاری از: خادمین‌گروه‌فرهنگی‌بنات‌المهدی«عج» 「@banat_almahdy
•°. سرچشمه‌ی عشق با علی آمده است گل کرده بهشت تا علی آمده است شد کعبه حرمخانه میلاد علی (ع) کز کعبه صدای یا علی آمده است 😍❤️🌱 •°.@ShmemVsal.°•
هدایت شده از شـمیم‌وصــٰال•
أللَّھُمَ؏َـجِّلْ‌لِوَلیِڪَ‌ألْفَـــــــــرَج💛🌿