eitaa logo
دانلود
« می‌دونی کامران، فکر میکنم این دختر می‌تونه من و خوشبخت کنه. » « به قول شاعر, آه. »
« منصور، دوست داشتم خوش بگذرونم. کاش میتونستم عیاشی کنم. گوش میدی؟ »
« کامران تو نمیای پایین؟ » « نه. » « چی میخوری برات بگیرم؟ » « من هیچی، فقط واسم سیگار بگیر. »
« کامران اینطوری فایده نداره. باید بریم دم خوابگاهشون. » « دم خوابگاهشون برای چی؟ » « ما که میخوایم تو ماشین بخوابیم بریم دم خوابگاه اونا بخوابیم دیگه، صبح من ببینمش. »