697.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام بر تو گل زهرا
الهی جان به قربانت
حبیباای گل نرگس
بگو جانا کجا هستی؟
چرا جمعه نمیآیی
کجایی یوسف زهرا
دلم بی تو به جان آید
نمیدانم کجاهستی...🥹
#سلام_امام_زمانم❤️
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌱
@sidrah
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دست پدریتو برندار
از سر ماهایی که تو بازیِ دنیا؛
همه نگاهمون به شماست...
آقای امام رضا🥺❤️🩹
یاامام رضا دست من وامان تو🙏🙏😔😔😔
@sidrah
ﯾﻪ گز ﺧﺮﯾﺪم ... ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺝ ﺭﺿﺎ، ﺣﺎﺝ ﻋﻠﯽ، ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ
ﺣﺎﺝ ﺗﻘﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ...
ﺑﺨﺪﺍ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ گز ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺑﯿﻮﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ!
ﺣﺎﺟﯿﺎ مچکریم :) 😁😂
@sidrah
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دلتنگم، دلتنگ لبخند آقای شهیدم...
▪️ مداحی حاج مهدی رسولی در مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»، از سوی رهبر معظم انقلاب در مصلی امام خمینی(ره) تهران. ۱۴۰۵/۰۵/۲۷
▪️«#با_تو_در_عهدیم_تا_صبح_ظهور»
@sidrah
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخی افراد در زندگی شما زمانی که متوجه شوند دیگر نمیتوانند شما را کنترل کنند، عصبانی میشوند.
آنها از اینکه اکنون برای خودتان حرف میزنید خوششان نمیآید.
از اینکه میتوانید "نه" بگویید متنفرند.
از این واقعیت که دیگر همه چیز را رها نمیکنید تا مشکلات آنها را حل کنید، ناراحت هستند.
آنها آشفته میشوند
چون یاد گرفتهاید که گاهی خودتان را در اولویت بگذارید.
عصبانیت آنها نشاندهنده این است که دیگر مطابق قوانین آنها بازی نمیکنید.
این افراد به نسخهای از شما که کنترل آن آسانتر بود، عادت کرده بودند.
اما این یک نشانه است که شما در مسیر درستی قرار دارید.
کسانی که حامی شما هستند،
همیشه رشد شما را جشن میگیرند،
نه اینکه از آن ناراحت شوند.
@sidrah
#داستان_آموزنده
شبی در مسجد جامع مصر آتش افتاد و آنجا تمام بسوخت.
مسلمانان را توهم آن شد که آتشسوزی کار نصارا (مسیحیان) است و به تلافی آن، آتش در خانههای نصارا انداختند.
خبر به سلطان مصر رسید و فرمان داد جماعتی را که آتش در خانههای نصارا انداخته بودند، دستگیر و در یک جا جمع کردند.
سلطان بفرمود تا به تعداد دستگیرشدگان رقعه (تکه نوشتهای کوچک) نوشتند، در بعضی کشتن و در بعضی دست بریدن و در بعضی تازیانه زدن بود، و آن رقعهها را در میان دستگیرشدگان افشاندند، بر هرکس هر رقعه که افتاد با وی به مضمون آن معامله کردند.
یک رقعه که مضمون به کشتن بود بر کسی افتاد، گفت: من از کشتن باکی ندارم اما مادری دارم و جز من کسی ندارد؛ در پهلوی وی دیگری بود که در رقعه وی تازیانه زدن بود، وی رقعه خود را به آن کس داد و رقعه وی را گرفت و گفت: من مادری ندارم. این را به جای او بکشتند و آن را به جای او تازیانه زدند.
به سیم و زر جوانمردی توان کرد
خوش آن کس کو جوانمردی به جان کرد
به جان چون احتیاجِ یار بشناخت
حیاتِ خود فدای جانِ او ساخت
@sidrah
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوالهایی که قبل از خواب میاد تو ذهنم😅😊
@sidrah