قال امام حسین (ع): مثلی لا یبایع مثله .
[هرگز کسی مثل من با کسی مثل او بیعت نمی کند ]
@sidrah
شهید سجاد زبرجدی در ۱۹ بهمن ۱۳۷۰ در تهران به دنیا آمد. او فرزند سوم خانواده بود و دوران کودکیاش را با سختیهای بسیاری سپری کرد. زمانی که تنها دو سال داشت، پدرش را از دست داد و مادرش که با مشکل تکلم و کمشنوایی دستوپنجه نرم میکرد، مسئولیت بزرگ کردن او و خواهر و برادرش را به تنهایی بر عهده گرفت. اما این مشکلات، هرگز مانع رشد و بالندگی سجاد نشدند.
@sidrah
سجاد از همان دوران کودکی، مکبر مسجد بود و به نماز اول وقت اهمیت ویژهای میداد. او که کودکی برونگرا و پرانرژی بود، با بزرگتر شدن، آرامتر و متفکرتر شد. تمام عشقش شده بود فعالیت در پایگاه بسیج محله و حضور در هیئتهای مذهبی. سجاد، هیچگاه فعالیتهایش را از روی عادت انجام نمیداد؛ بلکه همه چیز برایش هدفمند بود:
✔ قدم میزد برای امام زمان (عج)
✔ حرف میزد برای امام زمان (عج)
✔ نیت میکرد برای خشنودی امام زمان (عج)
او حتی به عدد ۵۹، که حاصل جمع نام ابجدیاش بود، اعتقاد ویژهای داشت. هرگاه این عدد را روی شیشه مغازهای میدید، حتماً از آنجا خرید میکرد. حتی در پیامهایش به دوستان، امضای او همیشه «سجاد ۵۹» بود.
@sidrah
سجاد، از کودکی کار میکرد تا بتواند کمک خرج خانواده باشد. از بلالفروشی در پارک گرفته تا تعمیرات کولر و آبگرمکن، او هر کاری را با افتخار انجام میداد. اما آرزوی واقعیاش، خدمت در سپاه پاسداران و ورود به یگان صابرین بود. به گفته خودش، یگان صابرین، یگان عشق بود و حضور در آن را افتخاری بزرگ میدانست.
او همیشه با شور و شوق میگفت:
"اینجا رد پای خیلی از شهدای مدافع حرم هست، و من هم میخواهم یکی از آنها باشم!"
@sidrah
زمانی که تصمیم گرفت به سوریه برود، برادرش به شدت با او مخالفت کرد. اما سجاد، عزمش را جزم کرده بود. قبل از رفتن، حتی خواستگاری هم کرده بود و انگشتری برای نشان خریده بود، اما درست قبل از اعزام، تماس گرفت و گفت:
"همه چیز را منتفی کنید. این مسیر من است و شاید دیگر بازنگردم."
انگار که میدانست قرار است به آرزویش برسد…
@sidrah
یکی از تأثیرگذارترین بخشهای زندگی این شهید بزرگوار، وصیتنامهای است که برای ما به یادگار گذاشته است:
"اگر درد دل داشتید و یا خواستید مشورت بگیرید، بیایید سر مزارم، به لطف خدا، حاضر و پاسخگو هستم."
او راست میگفت…
بسیاری از زائران، با قلبی پر از اندوه به سر مزارش میروند، اما با دلی آرام و سبکبار بازمیگردند.
@sidrah
کتاب "من اینجا هستم"؛ روایتی از زندگی شهید زبرجدی
برای آنکه زندگی و خاطرات شهید سجاد زبرجدی برای همیشه زنده بماند، کتابی با عنوان "من اینجا هستم" به قلم الهام ملکتاج و با ویراستاری زهرا امینی (یکی از برترین ویراستاران ایران و نخبه قرآنی) چاپ و منتشر شده است.
@sidrah