▪️ بعد از او، سنانبن انس از اسب پیاده شد و به سوی حضرت آمد. محاسن حضرت را گرفت و شروع به ضربهزدن با شمشیر بر گلوی امام کرد و میگفت:
به خدا سوگند، همانا من سر از تنت جدا میکنم، درحالی که میدانم تو فرزند رسول خدایی و پدر و مادرت بهترین مردمانند.
و بعد سر مقدّس حضرت را جدا نمود
💔 گفته شده است، شمر به سوی امام حسین رفت و آن معلون، بیماری پیسی داشت. با لگد بر سینهی حضرت زد و او را به رو انداخت و از پشت سر، محاسن امام حسین را گرفت، در حالی که امام حسین رمقی در بدن نداشت و از عطش، زبان در دهان میچرخاند و مدام آب میطلبید.
▪️شمر گفت:
ای پسر ابوتراب! آیا اینگونه نیست که گمان میکنی؛ پدرت بر سر حوض کوثر هرکه را بخواهد سیراب میکند؟ پس صبر کن تا از دست او آب بنوشی!
امام حسین فرمود: الله اکبر! اللہ اکبر! راست گفتند خدا و رسولش. رسول خدا فرمود:
گویا به سگی سفید و سیاه مینگرم که در خون اهلبیت من غوطهور است و تو همان سگ سفید و سیاهی هستی که من در خواب دیدم.
شمر خشمگین شد و گفت:
مرا به سگ تشبیه میکنی؟
😭 ناگاه بروی سینه امام حسین نشست و محاسن او را به دست گرفت و شروع به بریدن سر کرد.
امام حسین خندهای کرد و به او فرمود:
مرا میکشی و نمیدانی که چه کسی هستم؟
شمر گفت:
بسیار خوب تو را میشناسم! مادرت فاطمه زهرا و پدرت علی مرتضی و جدّت محمد مصطفی است و دشمن تو خدای علی اعلی است...... و این اشعار را میخواند:
امروز تو را میکشم و خود با یقین کاملی که هیچ شکی در آن نیست، آگاهم.
دیگر فرصتی برای نهگفتن وجود ندارد. و پوشیده نیست که پدرت بهترین سخنوران است........
سر شریف را از تن حضرت جدا کرد که روح همهی عالم به فدای او باد.
▪️حضرت زینب، امام حسین را صدا میزد و با نالهای جانسوز و دلی شکسته فریاد برمیآورد:
ای وای رسول خدا! ملائک آسمان بر تو درود میفرستند، این حسین توست که در خون خود شناور است. شکایت میبرم به سوی خدا و محمّد مصطفی و علی مرتضی و حمزه سیدالشهدا! ای وای رسول خدا!
این حسین توست که به روی زمین بیسایبان افتاده است و کشتهی فرزندان زنازاده است. وای بر این اندوه! وای بر این بلا!
ادامه در پست بعدی...👇
▪️ وقتی امام حسین بر روی زمین افتاده بود، اسب ایشان به پاسداری آن حضرت روی نمود. اسب ایشان بر سوارهها حملهور میشد، آنها را از روی زین به زمین میانداخت و لگدکوب میکرد. این اسب بعد از شهادت امام حسین، خودش را در خون حضرت غلطاند، یال و پیشانیاش را به خون حضرت آغشته نمود و به سوی خیمهها آمد. کنار خیمهی بانوان حرم، پای بر زمین میکوبید، شیهه میکشید و سرش را به زمین میزد
💔 خواهران امام حسین، دختران و خانوادهاش، صدای شیههی اسب را شنیدند و از خیمهها بیرون دویدند که ناگاه اسب را بیراکب دیدند و فهمیدند که امام حسین به شهادت رسیده است.
😭 حضرت امّکلثوم از خیمهها بیرون آمد و دست بر سرش گذاشت و ناله سرمیداد و فریاد میزد:
ای وای بر رسول خدا! ای وای بر جدّ ما!
ای وای بر پیامبر خدا! ای وای بر اباالقاسم!
ای وای بر علی! ای وای بر جعفر!
ای وای بر حمزه! ای وای بر حسن!
این حسین است که بیسایبان بر زمین افتاده و بر خاک کربلا زمین خورده و از پشت، سر از تنش جدا شده و عمامه و پیراهنش ربوده شده است.
اینها را گفت و از هوش رفت.
🚩 امام صادق فرمود:
وقتی که امام حسین به شهادت رسید، ملائکه مدام به درگاه خدا ضجه میزدند و میگریستند و میگفتند:
پروردگارا! این حسین است!
برگزیده تو و پسر فرستادهی تو!
پس خدا در جواب، تمثال حضرت مهدی را به آنان نشان داد و فرمود:
با او، انتقام حسین را خواهم گرفت.
▪️ بعد از شهادت امام حسین، همان زمان، غباری شدید، تاریک و سیاه، به همراه بادی سرخ در آسمان بلند شد که هیچکس و هیچچیز دیده نمیشد. اوضاع به گونهای بود که لشکر دشمن یقین کرد عذاب نازل شده است.
📌 #مقتل ؛ #دهم_محرم ؛ #عاشورا
*(منابع: ابن اعثم کوفی، الفتوح ج ۵ ص ۱۱۹؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب ج ۴ ص ۱۱۱؛ ابن نماحلی، مثير الأحزان ص ۷۴؛ ابو علی مسکویه رازی، تجارب الأمم ج ۲ ص ۸۰؛ احمد بن جابر بلاذری، أنساب الأشراف ج ٣ ص ۲۰۲؛ احمد بن داود دینوری، الأخبار الطوال ص ۲۵۸؛ اسماعيل بن كثیر، البدايه والنهايه ج ۸ ص ۱۸۷؛ سیدبن طاووس، اللهوف ص ۱۲۱؛ شیخ مفید، الإرشاد ج ۲ ص ۱۱۱؛ عزالدین بن اثیر، الکامل فى التاريخ ج ۴ ص ٧٧؛ علامه مجلسى، بحار الأنوار ج ۴۴ ص ۳۲۱ و ج ۴۵ صفحات ۴۹ و ۵۴ و ۵۹؛ فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری ص ۲۴۹؛ محمد بن ابی طالب، تسليه المجالس وزينه المجالس ج ۲ ص ۳۲۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری ج ۵ ص ۴۵۱)
#الّلهُــمَعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج
––––· • —– ٠ ✤ ٠ —– • ·––––
💌
#معرفی_کتاب
🏷بیگمان زیارت #عاشورا یکی از کلیدهای ورود به این خانه سراسر نور و ابتهاج حسین«ع» است؛ به شرط آنکه سلاممان به حضرتش، سلام عادت نباشد؛ بلکه با پشتوانه معرفت و شناخت، به محضرشان نزدیک شویم.
🏷کتاب پیش رو، تنظیمشده سه سخنرانی استاد در محرم سال ۱۴۰۴ قمری (۱۳۶۲ شمسی) به همراه چند یادداشت پراکنده دراینباره از ایشان است. استاد در این سخنرانیها پس از مروری بر کلیات این زیارت، نگاه شیعه و مخالفان ایشان به جایگاه و عظمت ولایت را تبیین کرده و در نهایت، خواستهها و دعاهای مطرحشده در این زیارت را بررسی میکنند.
#مذهبی
📖خون خدا
📝علی صفایی