eitaa logo
-کتابخانه‌ نقره ای🌑 -
32 دنبال‌کننده
603 عکس
273 ویدیو
46 فایل
به ایستگاه فضایی خوش امدی 🌑 قرار اینجا کلی بهت خوش بگذره 🍰 اینجا کسایی عضو میشن که کتاب خون باشن 🍑📚 چنل دومم @rahsan_lin https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_jdj4etu&btn= دنبال من می گردی نگرد من اینجام 🌱 @Siver_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیارت عاشورا با خط نسخ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیروز که روضه رفته بودیم توی روضه حضرت قاسم این گل های خوشکل رو بهمون دادن 🌼🤍
السلام علی الرضیع الصغیر
💔 مقتل حضرت علی‌اصغر ▪️ امام‌حسین یکه‌و‌تنها ماند. وقتی مقتل جوانان و عاشقان خود را دید، عزم نمود تا با جان خویش به مصاف دشمن برود. به طرف راست خود نظر انداخت و هیچ مردی را ندید. به طرف چپ خود نظر کرد، باز کسی را ندید؛ غیر از خودش و زنان و بچه‌های کوچک، کسی باقی نمانده بود. 💔 پس صدا زد: «آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا خداپرستی هست که درمورد ما از خدا بترسد؟ آیا فریادرسی هست که به خاطر خدا به فریاد ما برسد؟ آیا یاری‌دهنده‌ای هست که به امید ثواب خدا ما را یاری کند؟» صدای گریه و شیون زنان حرم بلند شد و همهٔ مردم، گریه‌کنان، ضجه می‌زدند. سپس امام به در خیمه آمد و مقابل خیمه نشست. ▪️ کلاهخود را از سر برداشت و عمامه‌ای بر سر گذاشت و به حضرت زینب فرمود: «فرزند کوچکم (شیرخواره) که نامش علی است، به من بدهید تا با او وداع کنم‌‌.» کودکش را آوردند. علی‌اصغر را در آغوش گرفت و شروع کرد به بوسیدن او و می‌فرمود: «ای پسر عزیزم، وای بر این مردم، آن زمان که جدّ تو، محمد مصطفی، دشمن آنان باشد!» 😭 در این هنگام حرمله‌بن‌کاهل، تیری به سوی کودک رها کرد و آن تیر به گلویش نشست و گلوی علی‌اصغر را گوش‌تاگوش و رگ‌تارگ، در آغوش پدر، پاره کرد. در حالی که خون از گلوی کودکش جاری بود، به حضرت زینب فرمود: «این کودک را بگیر.» دست‌های خود را زیر گلوی علی‌اصغر برد. وقتی دست‌ها پر از خون شد، به آسمان پاشید و فرمود: «خدایا، تحمل این حادثه برایم آسان است؛ چرا که تو می‌بینی و در پیشگاه تو بچهٔ ناقهٔ صالح، از کودک من جلیل‌تر نیست.» ▪️ امام‌باقر فرمود: «از آن خونی که به آسمان پاشیده شد، قطره‌ای به زمین بازنگشت.» امام‌حسین، علی‌اصغر را برداشت و در میان کشته‌شدگان از اهل‌بیت خود قرار داد. 📜 به روایت طبرسی: [از اسب پیاده شد و با غلاف شمشیر برای کودکش، قبری کَند و کودکش را به خونش آغشته نمود و بعد دفن کرد. بعد از آن، سوار بر اسب شد و اسب را پیش راند تا به مقابل دشمن رسید.] 📌 ؛ *(منابع:ابن‌اعثم، الفتوح، ج ۵، ص ۱۱۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب، ج ۴، ص ۱۰۹؛ ابن‌نما، مثیرالاحزان، ص ۷۱؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبین، ص ۹۴؛ احمدبن جابر بلاذری، انساب‌الأشراف، ج ۳، ص ۲۰۱؛ احمدبن‌داود دينوري، الأخبارالطوال، ص ۲۵۸؛ اسماعيل‌بن‌كثير، البدايه والنهايه، ج ۸، ص۱۸۶؛ جریر طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۴۸؛ سیدبن‌طاووس، اللهوف، ص ۱۱۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۰۹؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۴۵، صفحات ۴۷ و ۶۵؛ فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام‌الوری، ص ۲۴۶؛ محمدبن‌ابی‌طالب‌تسلیه، المجالس و زینه‌المجالس، ج ۲، ص ۳۱۴) ––––· • —– ٠ ✤ ٠ —– • ·––––
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نامت را نبرده ام هنوز و تو درچشم های منی ...
. - لِـلّٰھ .. .