eitaa logo
𝑆𝘪𝘳 ♱𝆬‌‌ 𝜀𝛈 فور عزل
176 دنبال‌کننده
117 عکس
122 ویدیو
0 فایل
Звездная пыль, которая осталась на моем сердце.
مشاهده در ایتا
دانلود
یه دست روی دهانم تا جیغ نزنم
زیر لب درست زیر گوشم بهم میگن:
"بدرد نخور، بی مصرف، ح‍ ‍رومزاده.. کاش وجود نداشتی"
"چرا فقط هرج و مرج درست می کنی؟"
"نمیتونی خفه شی و فقط نگاه کنی؟"
"تقصیر تو بود.. تقصیر توئه.. خودتم خوب میدونی"
"تو باعث میشی اطرافیانت بمیرن.. تو عذاب شون میدی"
"هی.." *یه خنده تمسخر آمیز و مبهم.. یک صدای آزار دهنده "یادته چجوری پارچه سفید روی صورتش آویخته شد؟"
*نفس در گلویم می میرد، همه چیز خفقان آور در بنظر میاید.. اما آیا واقعا مقصر بوده ام؟، دلیل نبودنش را؟
هنوز آن چشم های خاکستری را به یاد میاورم.. همان چشمانی که التماسم می کردند نروم
قطره اشک هایی که مانند مروارید سفید.. بر روی چهره اش می ریخت و حالت پریشانش
و لعنت بر خودم که آن شب او را رها کردم.. اگر می دانستم آخرین ملاقات مان خواهد بود