سرگذشت #جاوید
#چشم_سوم
#پارت_پنجم
جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم...
مش ننه که خیلی گوشهای تیزی داشت با شنیدن حرفهای آبا ،آروم آروم با عصا وارد اتاق شد و گفت:جاوید رو اذیت نکنید مگه بچه چند سالشه که خوب و بد رو از همتشخیص بده.....
زیرچشمی نگاهش میکردم،همیشه هوامو داشت.....ننه زیور که رفت تو اشپزخونه ...مش ننه به مادرم گفت:حواست به جاوید باشه،هر کاری میکنه کار همون موجودات پلیده نه جاوید....چند بار گفتم از اون خونه برید ...من که ۹۰سالمه جو اون خونه رو نمیتونم تحمل کنم چه برسه به این بچه....تا کار دست خودتونو و این بچه ندادید از اونجا برید.....آبا عصبی گفت:کجا بریم ننه..؟؟؟سرشما آوار بشیم یا سر ننه زیور..؟؟آبا نزدیکتر رفت و آرومتر گفت:انگار دیگه کاریش ندارند و اذیتش نمیکنند ننه...مش نته گفت:زن حسابی چرا عقلتو به کار نمیندازی،اگه بدنش دیگه کبود و چنگ و خونی نیست دلیلش همین کاراش...چرا باید موهای خواهرشو آتیش بزنه؟؟چرا مدام تو و شوهرت دعوا کنید؟؟اصلا فکر کردی چرا؟؟؟؟
ادامه در پارت بعدی 👇
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
سرگذشت #جاوید
#چشم_سوم
#پارت_ششم
جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم...
مش ننه آهی کشید و ادامه داد:نگو نیستند و کاری به جاوید ندارند،زندگیتو جهنم کردند خودت خبر نداری....آبا هنی کرد وگفت:هیچ کی زندگی منو جهنم نکرده بجز ننه ی خودم...اون اگه سرک نکشه و موش ندوینه،زخم زبون نزنه.،زندگی من هم بهتر میشه....من با تمام بچگیم حرفهای مش ننه رو میفهمیدم.....من خیلی چیزهارو میدیدم اما اونا نه....یه روز که مامان تو حیاط برگها رو میسوزوند،بابا عصبی وارد حیاط شد وگفت:خدا لعنت کنه قربانعلی و پسراشو...از وقتی بغل دست زمینهای من زمین خریدند هر وقت میام آب چشمه رو به زمینها باز کنم نیم ساعت بیشتر آب نداره....انگار آب چشمه ارث پدرشونه،....؟؟نامسلمونا ما هم سهم داریم....بابام خیلی عصبی بود و یه ریز حرف میزد.....برای بابام خیلی ناراحت شدم و تو عالم بچگی دوست داشتم یه کاری برای بابا انجام بدم که یهو یکی از اون چهره های پلید پشت پنجره ظاهر شد.....
ادامه در پارت بعدی 👇
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
یه «آقا پس این اسکورت ما چیشد» خاصی تو صورتشه
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
کارهای عقب افتاده ام رو انجام دادم ، حالا تنها عقب افتاده ای که باقی مونده خودمم
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
دختره گفت:
چجوری منو ندیده میگی دوسم داری؟
پسره گفت:ما بهشتو ندیدیم
ولی هممون دوسش داریم
شیطان هم یه گوشه نشسته بود
پشماش ریخته بود و میگفت من بنده اینم😂
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH