سرگذشت #جاوید
#چشم_سوم
#پارت_سی_شش
جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم...
فردا رفتم دانشگاه و با عجله میرفتمکلاس که از پشت زلیخا صدام کرد....به طرفش برگشتم ....نگاهشو به زمین دوخت و با همون حیا و حجب گفت:اقا جاوید!اون روز که با خواهرتون زنگ زدیم خیلی فکرم درگیر بود که اون خانم واقعا شبیه من بود...؟؟؟گفتم:نه اصلا ...یه جورایی فکر میکردم شمایید با تصویری که از بچگی تو ذهنم بود.....عذر خواهی کرد و رفت...زود پشت سرش رفتم و گفتم :واقعیتش میخواستم با شما صحبت گنم.با اخمریزی که تو چهره اش بود گفت:چه صحبتی؟؟هول شده بودم ،نمیدونستم چی بگم....گفتم :واقعیتش از همون روز اول که دیدمتون بهتون علاقمند شدم....
کف دستشو جلوم گرفت و گفت:لطفا تمومش کنیددیگه نمیخواهم چیزی بشنوم....بزارید همون یه کم احترامی که بینمون بود باقی بمونه..گفتم:ابراز علاقه ی من کجاش بی احترامیه...؟؟یهو افتادم زمین...نمیدونم چرا؟؟بعد گفتم:ببین حال و روز منو....من دیوانه ی تو ام....
ادامه در پارت بعدی 👇
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
سرگذشت #جاوید
#چشم_سوم
#پارت_سی_هشت
جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم...
من که میدونستم خونه ی پیرزن مشکلی نداره و مشکل از من بود ...اما جرقه ایی به ذهنم زد.....باید با دعا ساره رو از خودم دور میکردم تا میتونستم به زلیخا برسم..بعداز خوردن ابگوشت ..گفتم:ننه !آدرس اون دعا نویس رو بده من برم اونجا شاید حالم بهتر بشه...گفت:نمیتونی پیداش کنی باید خودم هم باشم چون آدرس کامل نمیدونم....بعد نگاهی به ساعت کرد و گفت:ننه برو پایین من میخواهم بخوابم فردا میبرمت...وقتی رفتم پایین چراغ کن خاموش کردم ساره رو دیدم که گفت:من خودم دعا هستم تو میخواهی منو با دعا دور کنی؟؟سعی کردم زیر پتو برم و بخوابم صبح زودصدای دراتاقم زده شد.بیدارشدم و دیدم کل خونه بهم ریخته است ...در رو که باز کردم دیدم پیرزن صاحبخونه است....گفت:زود حاضر شو که سید سرش شلوغه باید زود بریم....از اینهمه پیگیریش خنده ام گرفته بود ...بعداز گذاشتن از کوچه وپس کوچه ها رسیدیم ورفتیم داخل...
ادامه در پارت بعدی 👇
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی بهت قول میدم ..🥲
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
سرگذشت #جاوید
#چشم_سوم
#پارت_سی_نه
جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم...
آقا سید پشت یه میز کوچیک که روش پراز قلم و ورق بود نشسته بود....تا پیرزن رو دید گفت:بتول ننه ،باز کی رو برداشتی اوردی...؟؟بتول ننه گفت:سید جان این جوون خونه ی من میشینه...دیروز خودم دیدم که کتکش میزدند و شب هم صداهای عجیبی از اتاقش میومد...خودت کمکش کن....اقاسید تا تو چشمام زل زد گفت:کاری هست که خودت شروع کردی و باید تاوانشم بدی...از دست من کاری بر نمیاد چون دعای سنگین بنویسم تاوانشو من پس میدم....من مات و متعجب مونده بودم که اقاسید از کجا میدونه..پیرزن ملتمسانه گفت:دستم به دامنت سید ...گناه داره خیلی عذاب میکشه....کلافه زیر لب ذکری گفت و بعد روی کاغذ دعایی نوشت و گفت:همیشه پیشت نگهدار تا باهات کاری نداشته باشند اما ممکنه عزیزانت رو اذیت کنند.... اونا رو جری نکن...دعا رو گرفتم و تشکر کردم ...رفتم دانشگاه اولین نفر زلیخا رو دیدم ...زلیخا گفت:بیا باهات کار دارم....
ادامه در پارت بعدی 👇
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
سرگذشت #جاوید
#چشم_سوم
#پارت_چهل
جاوید هستم ،متولد سال ۵۸...از همون بچگی با بچه های دیگه فرق داشتم...
فاتحانه دنبالش رفتم...با فاصله روی نیمکت نشستیم و زلیخا گفت:فردا میخواهیم بریم دهات...بابام برای بزرگترا احترام زیادی قائل هست...به حاجی دده بگو باهاش حرف بزنه شاید رضایت بده..هیجانزده گفتم:باشه...زلیخا گفت:یه خواستگار بازاری دارم اما من بیشتر دوست دارم شوهرم فرهنگی باشه تا پولدار ...گفتم:فقط بخاطر همین...؟؟؟گفت:نه ،،...سرشو انداخت پایین و گفت:حس وابستگی هم دارم..گفتم:زلیخا اگه بدونم واقعا دوستم داری تا پای جان به پات میمونم....راهی روستا شدم و به آبا تعریف کردم که زلیخا چی گفت ...ننه با اکراه قبول کرد تا با حاجی دده حرف بزنه....رفتم جلوی مسجد نشستم و منتظر ماشین بابای زلیخا شدم چون گفته بود دو ساعت بعداز من حرکت میکنند...غروب شد اما خبری از اونا نشد....همینجوری چشم به جاده دوخته بودم که یکی از اهالی روستا از مینی بوس پیاده شد و اومد جلوی مسجد و گفت:وای خدا بخیر کنه،،، ماشین اون ژاندارم با دخترش یهو انگار که قصد خودکشی داشته باشند از جاده خارج شد و رفت تو دره....
ادامه در پارت بعدی 👇
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
❌کی به کیه؟
شما نتانیاهو رو با هوش مصنوعی ببرید کافه!
ما هم یحیی سنوار رو زنده میکنیم میبریم همون کافه
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
کیم جونگ اون هستم ۵ تا انگشت دارم با هوش مصنوعی رفتم همون کافه ای که نتانیاهو رو با هوش مصنوعی آوردن داخلش...
کی به کیه
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
🖤طعمه شیطان🖤
❣اهل معرفت می فرمایند:
⚡️گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود.
👈اما اگر نه؛ دفعه اول سوز و گداز داشت، دفعه دوم کمتر، دفعه سوم کمتر و اگر برایش معمولی شد؛ او طعمه شیطان می شود. شدیدترین گناه، گناهی است که صاحب آن، آن را کوچک بشمارد.
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH
کاری که شیطان🖤 برایش کف می زند 👌
🌸هماناشیطان ویارانش ازجایی شمارا می بیننددرحالیکه شماآنهارانمی بینید...( ۲۷ اَعراف)🌸
❤️ از پیامبر گرامی اسلام نقل شده❤️
🍃زمانی که زن با همسرش در منزل مرافعه و مشاجره میکند (دقیقاً) در همان زمان در هر یک از زوایای منزل یک شیطان مشغول کف زدن و شادمانی است.
『#فاتِح_خِیبـَــــࢪ ❥⇣•』___
➥︎ 𝒉𝒕𝒕𝒑𝒔://𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/
@Snipar313┃):فاتح خیبر FATEH